نویسنده: admin1

  • آیا پاسخ منفی فرزند به درخواست دیگران اشکال دارد؟

    اگر آن ها به درخواست دیگران پاسخ منفی بدهند،اشکالی ندارد،اما باید همیشه بدانند که پدر و مادر حرف اول را می زنند.

    ما باید به فرزندانمان اجازه دهیم که به درخواست دیگران پاسخ منفی بدهند،اما آن ها باید بدانند که این کار را باید با نظارت والدین خود انجام دهند .اگر به فرزندانمان اجازه دهیم درخواست های خود را آزادانه مطرح کنند و با ما حرف بزنند و در صورت لزوم به درخواست دیگران پاسخ منفی بدهند ،آن ها در خود احساس قدرت و بزرگی می کنند.اما اکثر والدین این کارها را نمی کنند چون می ترسند که دادن این گونه آزادی به فرزندانشان ،باعث می شود آن ها لوس و از خود راضی بشوند.بله من هم با لوس کردن بچه ها اصلا موافق نیستم و می دانم یکی از بزرگترین مشکلاتی که امروزه والدین بچه ها دارند، همین مسئله می باشد.والدین با دادن آزادی های بیش از حد به فرزندانشان آن ها را لوس می کنند .گاهی نیز والدین می دانند که بچه هایشان به آزادی بیشتری احتیاج دارند ، اما آن ها نمی دانند که این آزادی را چگونه باید به فرزندان خود بدهند.با به کار بستن رهنمودهی پیشنهاد شده در این سایت ، والدین می توانند از لوس شدن و خودخواه شدن فرزندانشان جلوگیری کنند.به عنوان مثال آن ها می توانند فرزند خود را مجبور کنند که مدتی تنها بمانند و به مشکلاتشان فکر کنند.فقط در صورتی می توان به بچه ها آزادی و اختیارات بیشتری داد که آن ها تحت نظارت و کنترل والدینشان باشند.

    [aparat id=”wXfjM”]

    اگر به فرزندتان اجازه دهید که به درخواست شما یا دیگران پاسخ منفی دهند،به راحتی می توانید به احساسات نهفته خود آن ها پی ببرید و از این رو بفهمید آن ها از شما چه می خواهند.منظور من از گفتن این جمله این نیست که همیشه به حرف فرزندانتان گوش کنید و خواسته های آن ها را برآورده کنید وقتی بچه ها به درخواست شما پاسخ منفی می دهند ، ضرورتا آن ها نمی خواهند حرف خودشان را به کرسی بنشانند.با این کار آن ها از احساسات و خواسته های درونی خود حرف می زنند و می آموزند که چگونه می توانند ارتباط برقرار کنند ،آن هم بدون اینکه مجبور باشند خود واقعی شان را از شما پنهان کنند.

    مهارت نه گفتن از مهم ترین مهارت هایی است که باید به کودکتان بیاموزید

    راههای تقویت مهارت نه گفتن در کودک

    به خانه برگردید

    برای اینکه کودک تان «نه» گفتن را یاد بگیرد، باید از خانه شروع کنید. اگر شما همیشه فرزندتان را مجبور به اطاعت کردن از خواسته های تان می کنید و به محض دیدن واکنش منفی او، عصبانی و پرخاشگر می شوید، نباید انتظار داشته باشید کودک تان به همکلاسی که می خواهد خوراکی هایش را از او بگیرد، نه بگوید و در آینده در برابر خواسته های غیرمنطقی کسی که دوستش دارد مقاومت کند.

    کودک شما از همین امروز یاد می گیرد حق دارد خواسته هایی که از نظرش درست یا منطقی به نظر نمی رسند را رد کند یا برعکس احساس می کند هیچ وقت و در برابر هیچ کسی حق ندارد خواست خودش را ترجیح دهد. پس اولین «نه» ای که از کودک تان می شنوید را جشن بگیرید و به خاطر وارد شدنش به یک مرحله تازه رشد، خوشحال شوید. اگر از او می خواهید لباسی که انتخاب کرده اید را برای مهمانی بپوشد اما به حرف تان گوش نمی دهد، به جای مجبور کردنش و گفتن «یا این کار را می کنی یا به مهمانی نمی رویم!» به او حق انتخاب بدهید و با گفت وگو و همفکری دنبال انتخاب گزینه ای دلچسب تر بگردید.

    به موقع نه بگویید

    کودکی که به موقع نه می شنود، مهارت نه گفتن را هم آسان تر کسب می کند. به همین دلیل به جای برآورده کردن همه خواسته های کودک تان در لحظه اعلام شدن شان یا به جای بی جواب گذاشتن آنها، سعی کنید او را گاهی با پاسخ منفی تان روبه رو کنید.

    اگر وقتی دست تان بند است از شما آب می خواهد، به او بگویید «الان نمی توانم، باید چند دقیقه صبر کنی!» و اگر وقتی تازه برایش لباس خریده اید به شما برای خرید یک لباس دیگر اصرار می کند، با احترام و آرامش به او نه بگویید و برایش توضیح دهید وقتی نیاز به لباس های تازه داشت، حتما با هم به خرید می روید. کودکی که به موقع نه می شنود، یاد می گیرد به موقع، نه بگوید و بی توجه به شرایط، خواست و امکاناتش خواسته های دیگران را برآورده نکند.

    بگویید نه متشکرم

    قرار نیست همه خواسته های کودک تان را اجابت کنید. وقتی به شما پاستیل تعارف می کند و میل ندارید، به جای اینکه از سر ترحم خودتان را مجبور به پاستیل خوردن بکنید، با خنده بگویید «نه، متشکرم».

    با درست ادا کردن این جمله به کودک تان یاد دهید که گفتن «نه» به معنای زیر سوال بردن شخصیت او و تصمیم هایش نیست، بلکه تنها به معنای داشتن نظری متفاوت است و برایش با رفتارتان روشن کنید این «نه» گفتن و نه شنیدن قرار نیست هیچ آسیبی به رابطه شما بزند. کودکی که در جریان این معادلات ساده روزمره، مهارت نه گفتن را یاد می گیرد، در سال های جوانی می تواند به خواسته دوستی که به او سیگار تعارف می کند، بدون ترس از قطع شدن رابطه اش، نه بگوید و به توقع های نابه جای همسرش در سال ها بعد بدون ترس از به خطر افتادن زندگی مشترکش جواب منفی بدهد.

    رکورد بشکنید

    وقتی کودک تان بی وقفه از شما چیزی می خواهد و جواب منفی می شنود، به خاطر بی حوصلگی یا ترحم حرف تان را عوض نکنید. در چنین شرایطی هر چند بار که لازم است، به خواسته او پاسخ منفی دهید و با خوش خلقی به او یاد دهید قرار نیست تکرار خواسته کسی، تصمیم او را تغییر دهد و درصورتی که منطق و احساسش به او می گوید باید پاسخ منفی دهد، دلیلی ندارد به خاطر پافشاری دیگران حرفش را عوض کند.

    امیدوارم با بکارگیری این مطلب تربیتی و سایر تکنیک های کاربردی و رابطه مدار که در کارگاه ها مطرح نمودم از تربیت فرزندتان لذت ببرید.

    دوستدار شما : محمد مهدی زمان وزیری 

  • به درخواست های زیادی فرزندان چه واکنشی نشان دهیم؟

    خواسته های فرزندان از والدین برای اینکه در زندگی به چیزهای بیشتری برسند اشکالی ندارد.

    [aparat id=”3JH90″]

    بیشتر اوقات وقتی کودکان به آنچه می خواهند نمی رسند، احساس گناه می کنند و فکر می کنند کاری که انجام داده اند، اشتباه بوده و آن ها انسان های مغروری هستند. والدین دوست دارند که خیلی زود به فرزندشان یاد بدهند قدر همان چیزهایی را که دارند، بدانند و به آن ها اجازه نمی دهند خواسته های بیشتری داشته باشند و در مقابل خواسته های فرزندان و وقتی آن ها چیز بیشتری می خواهند، سریع به او می گویند: ” قدر همین چیزی را که الان داری، بدون.”

    اما بچه ها معنی این جمله را نمی فهمند. ما انتظار نداریم که معنی آن را بفهمند چون خود ما بزرگترها نیز گاهی اوقات نمی دانیم که چقدر باید از چیزی داشته باشیم، مگر اینکه خیلی گستاخانه عمل کنیم تا بفهمیم چه مقدار کافی است، پس اگر کودکان در فهمیدن واژه ی “کافی است”مشکل دارند، چطور می توان از آن ها انتظار داشت معنی این واژه را بفهمند.

    مهارت های تربیتی جدید، به کودکان یاد می دهد که چگونه می توانند مؤدبانه از دیگران درخواست کنند و به آنچه می خواهند، برسند.

    از طرفی دیگر با فراگیری مهارت های تربیتی ، والدین نیز یاد می گیرند چطور می توانند به درخواست ها و خواسته های فرزندان خود جواب رد بدهند و نه بگویند، بدون اینکه آن ها دلخور شوند. فرزندان نیز به راحتی خواسته های خود را مطرح می کنند، چون می دانند کسی آن ها را مسخره نخواهد کرد و آن ها شرمنده نخواهند شد. آن ها همچنین یاد می گیرند که وقتی چیزی را می خواهند، ضرورتا نباید به آن چیز برسند و خواسته ی آن ها عملی شود.

    اگر کودکان نتوانند آزادانه خواسته های خود را مطرح کنند، هیچ وقت نمی فهمند که کدام خواسته ی آن ها منطقی است و می توانند به آن برسند و به کدام خواسته نمی توانند برسند. علاوه بر این مطرح شدن خواسته های فرزندان باعث می شود کودکان بتوانند مهارت های ارتباطی را نیز بیاموزند.

    بسیاری از بزرگترها از این لحاظ هنوز چندان رشد نکرده و مهارت های ارتباطی ضعیفی دارند و وقتی چیزی از کسی می خواهند تا مطمئن نباشند که پاسخ طرف مقابل به درخواست آن ها مثبت است، از او چیزی نمی خواهند. این گونه افراد وقتی طرف مقابل به خواسته ی آن ها جواب رد بدهد نیز یا به راحتی حرف او را قبول  می کنند و این ماجرا را فراموش می کنند و یا خیلی عصبانی می شوند؛ در مواقعی نیز خودشان را سرزنش می کنند.

    اگر به کودکان اجازه دهیم خواسته های خود را مطرح کنند، مهارت ارتباطی در آن ها شکوفا می شود و آن ها همیشه می توانند خواسته های خود را به نحو احسن بیان کنند و وقتی بزرگتر شدند از شنیدن پاسخ منفی به خواسته های خود ناراحت نمی شوند. کودکان با گفتن خواسته های خود به شما، مهارت های ارتباطی را نیز می آموزند و شما را تشویق می کنند خواسته های آنان را برآورده سازید.

    اما به یاد داشته باشید که برآورده کردن خواسته های کودکی که می داند چطور باید خواسته های خود را مطرح کند، با لوس کردن آن ها خیلی با هم فرق دارد. والدین باید همیشه مراقب باشند تا وقتی فرزندشان از آن ها چیزی می خواهند حد و مرز را برای آن ها مشخص کنند و تصمیم گیرنده نهایی همیشه خودشان باشند.

    اگر به فرزندتان اجازه دهید خواسته های خود را مطرح کند و چیزهای بیشتری از شما بخواهد، شما به او مسیر زندگی را نشان می دهید و او فکر می کند فردی قوی است. امروزه زنان بسیاری در جامعه ما فکر می کنند که قدرت و اراده ی انجام هیچ کاری را ندارند، چون والدین شان به آن ها اجازه ی حرف زدن و مطرح کردن خواسته های شان را نداده اند. آن ها یاد گرفته اند که بیشتر به خواسته های دیگران فکر کنند و وقتی به خواسته های خودشان نمی رسند، شرمنده شوند.

    بنابراین یکی از مهارت های مهمی که پدران و مادران باید به فرزند خود یاد بدهند، نحوه ی درخواست کردن و مطرح کردن خواسته هایشان است.

    بسیاری از افراد این مسئله را هیچ وقت یاد نگرفته اند؛ آن ها فکر می کنند که اگر از کسی چیزی را می خواهند باید ابتدا خودشان به آن فرد چیزی بدهند و امیدوار باشند که او نیز به خواسته ی آن ها توجه کند. این دسته از افراد هنوز نمی دانند که چطور از طرف مقابل خود چیزی بخواهند. این کار آن ها باعث می شود که نتوانند مستقیما خواسته های خود را مطرح کنند و در زندگی و روابط اجتماعی شان همیشه ناکام می مانند.

    اشتباه اکثر مادران هنگام برخورد با مشکل فرزندشان :

    اشتباه اکثر مادران این است که از فرزندشان خیلی سوال می پرسند. پسرها در این گونه مواقع، از جواب دادن طفره می روند. وقتی آن ها راه حلی را برای حل مشکل به وجود آمده فرزندشان ارائه می دهند، بدون اینکه فرزندشان از او کمکی خواسته باشد ، آن ها از قبول کردن حرف مادرشان سر باز می زنند. این مسئله به خصوص در مورد پسرها صدق می کند. زمانی که آن ها درگیر حل مشکلی هستند و احساس یاس و نا امیدی می کنند اصلا دوست ندارند کسی بیاید و به آن ها بگوید چگونه باید مشکل شان را حل کنند و یا چه کاری از او ساخته است.

    مثلا وقتی پسری به خاطر نمره بدش در امتحان ناراحت است، مادرش به او می گوید: “پسرم فکر می کنم اگه وقت امتحانات کمتر تلویزیون می دیدی و بیشتر درس می خوندی، می تونستی نمره ی بهتری بگیری. هوش تو خوبه ولی از اون استفاده نمی کنی .” شاید به نظر برسد که مادر این پسر خیلی به او توجه می کند، اما نه، این طور نیست و عکس العمل پسر در مقابل حرف های مادرش سکوت است. او به مادرش نمی گوید که چه مشکلی دارد، مادر آن پسر بدون اینکه او خواسته باشد، او را نصیحت میکند و با این کار، پسرش حس می کند که مادرش به او اعتماد ندارد و فکر می کند پسرش نمی تواند مشکلش را حل کند.

    امیدوارم با به کارگیری این مطلب تربیتی و تکنیک های کاربردی که در کارگاه ها خدمتتان ارائه می‌دهم از تربیت فرزندتان لذت ببرید.

    دوستدار شما محمد مهدی زمان وزیری ، مدرس تربیت کودک و سواد تربیتی

     

  • کار آفرین پروری مادران

    دوره آموزشی کار آفرین پروری مادران

    دوره آموزشی کار آفرین پروری مادران که استاندارد آموزشی آن ( تنها دوره تربیتی به سبک ایرانی و اسلامی در کشور ) در سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور به  کد ملی 1-001-49-2320 به ثبت رسیده است شامل تمامی مواردی هست که والدین در تربیت فرزندشان به آن نیاز دارند و می خواهند فرزند خود را فردی با مشخصات ذکر شده در ادمه متن :

    1- از لحاظ شخصیتی: خلاق، مبتکر، مسئولیت پذیر، دارای اعتماد به نفس و عزت نفس، انعطاف پذیر، توانمند در مواجه با مشکلات، هدفمند و با برنامه، مودب و مهربان

    2- از لحاظ روحی و روانی : دارای سلامت روان

    3- از لحاظ عقلی: کشف تمامی استعدادها و هدایت آنها به سمت اهداف شایسته

    4- از لحاظ جسمی : توانمند و در تمامی مهارتها و حواس تقویت صورت گرفته

     تربیت نمایند.  دوره آموزشی کار آفرین پروری مادران که بیش از یک دهه پژوهش و تحقیقات و مطالعات بر روی رفتارهای مادران تهیه و تدوین شده است می‌تواند منبع مناسبی برای رجوع والدین جهت تربیت فرزندانشان باشد.

      تمایزات این دوره با سایر عناوین مشابه در کشور:

    • وجود طرح تربیتی از بدو تولد تا سن 21 سالگی
    • داشتن انسجام و پیوستگی
    • جامع و کامل بودن ( در سایر دوره های آموزشی به تمامی جنبه های تربیتی اشاره نشده است.)

    ویژگی های منحصر به فرد این دوره:

    • رابطه مدار: ریشه یابی رفتارهای فرزند از منظر ذاتی، شهودی، فطری
    • کاربردی: ارائه راهکارهای اثر بخش که توسط مادران تجربه شده و به شکل سودمندی نتیجه بخش بوده است.
    • تکنیکال: با استفاده از ضمیر ناخودآگاه و شرطی سازی تداعی عصبی می‌توان بدون کوچکترین زحمتی با کودک ارتباط برقرار کرده و او را در مسیر خواسته‌های خود هدایت کرد.

    تمامی موضوعات مربوط به تربیت کودکان در 28 کارگاه و 3180 دقیقه خلاصه شده است.

    شما می‌توانید در قسمت فروشگاه سایت در کارگاه ها شرکت نمایید و یا از کارگاه های ضبط شده استفاده کنید.

  • فرزندان می‌توانند احساسات منفی خود را به راحتی نشان دهند.

    ابراز احساسات منفی فرزندان جزئی از فرآیند رشد آن ها محسوب می شود.

    احساسات منفی چون خشم، عصبانیت، ناراحتی، ترس، غم و غصه، یاس و ناامیدی، نگرانی، حسادت و احساس نا امنی برخی از احساسات منفی فرزندان هستند که در فرآیند رشد کودکان کاملا طبیعی می باشند و جزئی از این فرآیند محسوب می شوند. فرزندان ما باید یاد بگیرند که چگونه می توانند این احساسات منفی خود را نشان دهند.

    اگر می خواهید فرزندانتان افرادی جسور و قوی باشند و استعدادهای خود را شکوفا سازند تا بتوانند با مشکلات زندگی رو به رو شده و راه حل مناسبی برای ان ها پیدا کنند، همیشه این پنج پیام مهم را به آنها انتقال دهید. این پنج رهنمود اصلی عبارتند از :

    1. کودکان با هم فرق دارند، آن ها را با هم مقایسه نکنید.
    2. اگر اشتباهی از فرزندتان سر می زند، باز هم چندان مهم نیست، او را سرزنش نکنید.
    3. فرزندان می توانند احساسات منفی خود را به راحتی نشان دهند.

    4. اشکالی ندارد که آن ها بخواهند در زندگی به چیزهای بیشتری برسند و از ما چیزی بخواهند.
    5. اگر آن ها به درخواست دیگران پاسخ منفی بدهند، اشکالی ندارد، اما باید همیشه بدانند که پدر و مادر حرف اول را می زنند.

    در این مطلب تربیتی می‌خواهم راجع به سومین پیامی که والدین به فرزندانشان انتقال می‌دهند یعنی ابراز احساسات منفی فرزندان نکاتی را مطرح نمایم.

    والدین باید به فرزندان خود این فرصت را بدهند که آن ها احساسات منفی خود را نشان دهند. اگرچه ما گفتیم که بیان کردن این گونه احساسات جزئی از فرآیند رشد محسوب می شود، اما اینکه چه وقت و چگونه آن ها باید این احساسات منفی را از خود نشان دهند، مسئله ی دیگری است. لجبازی و لجاجت نیز در فرآیند رشد کودک امری است طبیعی، اما آنها باید بدانند که لجبازی کردن کجا و چه موقع خوب است و در چه مواردی بد می باشد. شما نباید برای فرار از لجاجت های فرزندان، آن ها را لوس کنید، چرا که اگر بچه ها لوس شوند، وقتی که می خواهید مشکلات رفتاری فرزندتان را حل کنید و یا زمانی که از آن ها می خواهید تنها بمانند و به مشکلاتشان فکر کنند، دیگر نمی توانند این کارها را بکنند.

    سرکوب احساسات منفی کودکان :

    برای اینکه بچه ها به نحوه ی بیان کردن و نشان دادن احساسات منفی خود پی ببرند باید مهارت های اجتماعی را بیاموزند. در غیر اینصورت شما نمی توانید آن ها را کنترل کنید. آن ها نیز دیگر به حرف های شما گوش نخواهند داد و عواطف و احساسات آن ها سرکوب می شود. وقتی والدین احساسات خود را سرکوب می کنند، فرزندان آن ها عصبانی می شوند و عکس العمل منفی  و شدیدتری از خود نشان می دهند. با استفاده از این اصل کلی می توان فهمید که چرا وقتی کودکان در شرایط حساس و استرس زا عصبانی می شوند و والدین سعی می کنند خود را آرام نشان دهند، آن ها یکدفعه از کوره در می روند و دیگر روی رفتار خودشان کنترل ندارند. بنابراین الگوی تربیتی ای مناسب است که به خاطر نحوه ی احساسات خودمان، فرزندانمان را سرزنش نکنیم. وقتی بچه ها متوجه می شوند که ابراز احساسات منفی و نیازهای آن ها برای پدر و مادرانشان دردسر ساز می شود، سعی می کنند احساسات منفی را در خود سرکوب کنند. با این کار آن ها از خود واقعی خود، فاصله می گیرند و در زندگی شان نقش بازی می کنند.

    پدر و مادرهای روشنفکر که به اهمیت ابراز کردن احساسات منفی فرزندان خود آگاه هستند، فکر می کنند اگر به بچه هایشان یاد بدهند که همیشه احساساتشان را با دیگران در میان بگذارند، کار خوبی کرده اند.اما بهترین روش برای بیان کردن احساسات منفی فرزندان این است که به حرف ها و درد دل های آن ها گوش دهیم و سعی کنیم احساسات آن ها را درک کنیم.

    والدین برای این کار می توانند از خاطرات گذشته ی خود برای بچه ها تعریف کنند و بگویند که وقتی در زندگی شان با مشکل روبه رو می شدند، چه کار می کردند و چگونه عکس العمل نشان می دادند و چگونه احساسات منفی خود را ابراز می کردند. اما از طرف دیگر این کار یک عیب بزرگ دارد و باعث می شود که وقتی شما از احساسات منفی خود حرف می زنید، بچه ها در مقابل کارهای بدشان، خودشان را خیلی سرزنش کنند و بیش از حد معمول احساس مسئولیت کنند و کم کم از شما فاصله گرفته و دیگر با شما حرف نزنند.

    برای مثال وقتی به فرزند خود می گویید: “اگر از این درخت بالا بری می افتی” او کم کم فکر می کند که شما حس بدی نسبت به او دارید و می خواهید همیشه او را تحت کنترل خودتان دربیاورید، اما اگر به او بگویید که :”بالا رفتن از درخت کار خطرناکی است، پس فقط هر وقت من پیش تو بودم این کار را بکن” نه تنها او حرف شما را بهتر می فهمد، بلکه یاد می گیرد که براساس احساسات منفی که او یا پدرش دارد، تصمیم گیری نکند. در این صورت این بچه به حرف پدرش گوش می دهد، اما نه به این دلیل که می خواهد پدرش عصبانی نشود بلکه به این دلیل که پدرش از او خواسته تا کاری را انجام دهد.

    بنابراین والدین برای اینکه به فرزندانشان اهمیت بیان احساسات منفی را نشان دهند، بهتر است با آن ها همدردی کنند، به حرف های آن ها گوش دهند و حرف های آن ها را قبول کنند، نه اینکه فقط از خاطرات گذشته خود بگویند و احساسات خودشان را با فرزندانشان در میان بگذارند.

    گاهی اوقات اگر مستقیما از کودکشان بپرسند که چه احساسی دارند و یا چه چیزی می خواهند، آن ها نمی توانند خواسته ها و احساساتشان را بیان کنند.برای اینکه شما فرزندتان را وادار کنید از احساسات خودش حرف بزند تا شما بتوانید به خواسته های او پی ببرید، باید مهارت های خوب گوش دادن را یاد بگیرید.

    با دانستن این مهارت ها ، پدر و مادر هایی که به فرزندانشان آزادی بیش از حد می دهند، یاد می گیرند چطور می توانند تحت تاثیر احساسات بچه هایشان قرار نگیرند و کنترل آن ها از دستشان خارج نشود. از طرف دیگر والدینی که خیلی به بچه هایشان سخت می گیرند نیز می اموزند که نباید فرزندانشان را به خاطر ابراز کردن احساسات منفی و بدشان سرزنش کنند.

    اگر کودکان یاد بگیرند که چگونه می توانند احساسات منفی را در خود ابراز کنند، حس خوبی به ان ها دست می دهد و در وجود خود کم کم به ارزش خلاقیت، عشق، علاقه، شادی و اعتماد به نفس پی می برند و کم کم یاد می گیرند چگونه وقتی اشتباهی را مرتکب می شوند، از اشتباه خود درس بگیرند.

    اما همه ی مهارت های مهمی که در بالا ذکر شد، مهارت هایی که باعث می شود استعدادهای بچه های ما در این دنیا شکوفا شود و آن ها به موفقیت های بسیاری دست پیدا کنند، تنها با فهمیدن احساسات آن ها و درک کردن آن ها حاصل می شود. افراد موفق نیز در زندگی شان شکست می خورند، اما این شکست آن ها را زمین نمی زند. آن ها با مواجه شدن با شکست می دانند که چطور می توانند از شر احساسات منفی و بدشان خلاص شوند. اما بیشتر افراد معمولی وقتی در زندگی شان با شکست مواجه می شوند، یا شکه شده و نمی دانند باید چه کار کنند و یا بر اساس احساسات بدی که در آن لحظه دارند، تصمیم می گیرند و یا اینکه همیشه درگیر آن احساسات بد باقی مانده و زانوی غم بغل می کنند، در هر صورت آن ها دیگر نمی توانند جلوتر بروند و رویاهایشان را به واقعیت تبدیل کنند. 

     

    از تربیت فرزند خود لذت ببرید.

    دوستدار شما ، محمد مهدی زمان وزیری

    [aparat id=”nTs1P”]

  • سرزنش نکردن فرزند بخاطر انجام اشتباهاتش – آموزش سواد تربیتی

    اگر می خواهید فرزندانتان افراد جسور و قوی ای باشند و استعدادهای خود را شکوفا سازند تا بتوانند با مشکلات زندگی رو به رو شده و راه حل مناسبی برای ان ها پیدا کنند ،همیشه این پنج پیام مهم را به آنها انتقال دهید. این پنج رهنموداصلی عبارتند از :

    1. بچه ها با هم فرق دارند،آن ها را با هم مقایسه نکنید.
    2. اگر اشتباهی از او سر می زند،باز هم چندان مهم نیست ،او را سرزنش نکنید.
    3. آن ها می توانند احساسات منفی خود را به راحتی نشان دهند.
    4. اشکالی ندارد که آن ها بخواهند در زندگی به چیزهای بیشتری برسندو از ما چیزی بخواهند.
    5. اگر آن ها به درخواست دیگران پاسخ منفی بدهند،اشکالی ندارد،اما باید همیشه بدانند که پدر و مادر حرف اول را می زنند.

    در این مطلب می خواهم در خصوص دومین پیام نکاتی را خدمتتان ارائه دهم.

    همه ی بچه ها اشتباه می کنند ،این امری است کاملا طبیعی.اگر از فرزندان شما خطایی سر می زند، تقصیر آن ها است. این مسئله ای است کاملا طبیعی مگر این که عکس العمل شما به گونه ای باشد که آن ها فکر کنند در هیچ شرایط نباید خطایی از آن ها سر بزند. والدین باید این اصل کلی را با پذیرفتن خطاها و اشتبا ه های خودشان آن هم وقتی با دیگران یا فرزندانشان معاشرت دارند،به فرزندان خود بیاموزند.

    وقتی بچه ها می بینند که والدینشان به راحتی به خاطر اشتباهات خود از دیگران معذرت خواهی می کنند ،آن ها نیز یاد می گیرند که وقتی اشتباهی از آن ها سر زد ،اشتباهشان را بپذیرند و معذرت خواهی کنند .بنابراین بچه ها از والدین خود الگو می گیرند نه اینکه فقط امر و نهی های آن ها را دنبال کنند .با این کار نه تنها بچه ها مسئولیت پذیری را یاد می گیرند ،بلکه کم کم به ارزش معذرت خواهی نیز پی می برند.

    فرزندان در عکس العمل ها و واکنش های پدر و مادرانشان این مسئله را یاد می گیرند که باید خودشان را دوست داشته باشند.وقتی پدران و مادران  نسبت به اشتباهات فرزندان عکس العمل مناسبی نشان می دهند،آن ها نیز می آموزند که باید خودشان را ببخشند.وقتی بچه ها را به خاطر کار بدشان تنبیه نکنیم و آن ها شرمنده ی ما نشوند،بیشتر به ارزش خودشان پی می برد و اشتباهاتشان را قبول می کنند.

    والدین برای یاد دادن این مهارت به فرزندانشان باید مدام به آن ها بگویند که خودشان نیز در زندگی اشتباهات زیادی مرتکب شده اند،با وجود این هنوز دیگران ان ها را دوست دارند.اگر بچه ها را مسخره کنیم ویا تنبیهشان کنیم.این کار باعث می شود که آن ها نتوانند خودشان را دوست داشته باشند و خود را به خاطر اشتباهاتی که انجام می دهند،ببخشند. با بکارگیری تکنیک های کارگاه تنبیه و تشویق در این سایت والدین یاد می گیرند که به جای تنبیه بدنی یا مسخره کردن فرزندانشلان و امر و نهی کردن به آن ها می توانند از آن ها در مورد اشتباهاتشان سؤال کنند، با آن ها حرف بزنند و از آن ها بخواهند کمی به کارهایشان فکر کنند و یا آن ها را به کارهای خوب تشویق کنند.

  • مقایسه کردن فرزندان با هم

    مقایسه کردن فرزندان بدون شک آسیب جبران ناپذیری به او وارد می کند.

    کودکان موجوداتی منحصر به فرد هستند. آن ها استعدادها، چالش و نیازهای خاص خودشان را دارند. ما به عنوان والدین آن ها موظفیم نیازهای آن ها را تشخیص دهیم و کمک کنیم تا استعدادهای خودشان را پرورش دهند. پسران و دختران نیازها و استعدادهای متفاوتی دارند. پسران نیازهایی دارند که برای دختران اصلا مهم نیست. دختران نیز نیازهایی دارند که برای پسران مهم نمی باشند. علاوه بر این هر یک از فرزندان ما نیازها، مشکلات و استعدادهای خاص خودشان را دارند . از این جهت مقایسه کردن فرزندان با هم کار درستی نیست.

    همچنین والدین باید این مسئله را بدانند که روش های یادگیری بچه ها کاملا با هم فرق دارد. اگر والدین این مسئله را نادیده بگیرند، همیشه فرزندان خود را با کودکان دیگر مقایسه می کنند. کودکان از نظر یادگیری به سه گروه های مختلف طبقه بندی می شوند و والدین باید بدانند که مدل یادگیری فرزندشان چیست و چگونه میتوان آن را تقویت نمود. والدین با مقایسه کردن فرزندان خود با همکلاسی اش در خصوص مدل یادگیری بدون شک آسیب جبران ناپذیری به او وارد ساخته است.

    کودکان با هم فرق دارند،آن ها را با هم مقایسه نکنید.

     والدین همچنین باید با نوع محبت کردن خود به فرزندان پسر و فرزندان دختر خود توجه داشته باشند.

    دخترها به توجه بیشتری از جانب والدینشان نیاز دارند، اما اگر شما به پسرتان خیلی توجه کنید، او فکر می کند که شما به او اعتماد ندارید. آن ها دوست دارند که شما خیلی به آن ها اعتماد کنید. اما برعکس اگر شما به دخترانتان خیلی اعتماد کنید و مسئولیت کارها را به آن ها واگذار کنید، آن ها فکر می کنند که شما به آن ها توجه کافی ندارید. پدران اغلب از روی اشتباه این مسئله را نادیده می گیرند و به دخترانشان خیلی اعتماد می کنند و مادران نیز به جای اینکه به دخترانشان بیشتر توجه کنند به پسرانشان توجه بیشتری می کنند. اگر والدین به این گونه تفاوت های ظریف در فرزندانشان آگاهی داشته باشند، می توانند در تربیت کردن فرزندانشان موفق تر باشند. در این صورت جنگ و دعوای والدین بر سر روش های تربیتی کودک نیز کمتر خواهد شد.

    اگر می خواهید فرزندانتان افراد جسور و قوی ای باشند و استعدادهای خود را شکوفا سازند تا بتوانند با مشکلات زندگی رو به رو شده و راه حل مناسبی برای ان ها پیدا کنند، همیشه این پنج پیام مهم را به آنها انتقال دهید. این پنج رهنمود اصلی عبارتند از :

    1. بچه ها با هم فرق دارند، آن ها را با هم مقایسه نکنید.

    2. اگر اشتباهی از او سر می زند، باز هم چندان مهم نیست، او را سرزنش نکنید.
    3. آن ها می توانند احساسات منفی خود را به راحتی نشان دهند.
    4. اشکالی ندارد که آن ها بخواهند در زندگی به چیزهای بیشتری برسند و از ما چیزی بخواهند.
    5. اگر آن ها به درخواست دیگران پاسخ منفی بدهند، اشکالی ندارد، اما باید همیشه بدانند که پدر و مادر حرف اول را می زنند.

    شما عزیزان می توانید از دیگر مطالب تربیتی سایت نیز بهره مند شوید.

    دوستدار شما : محمد مهدی زمان وزیری مدرس تربیت کودک و سواد تربیتی

    [aparat id=”mRsSj”]

    برای دیدن ویدئو  کلیک کنید.

  • آموزش مهارت های تربیتی فرزندان – سواد تربیتی

    افزایش مهارت های تربیتی در والدین :

    تربیت فرزند یکی از موضوعاتی است که ذهن اکثر والدین را درگیر خود کرده و امروزه والدین نمی‌توانند وقت چندان زیادی را صرف تربیت فرزندانشان کنند. به همین دلیل آن ها با آموزش مهارت های تربیتی باید بدانند که کدام مسائل تربیتی از بقیه مهم ترند. دانستن این مطلب باعث می شود که آن ها از وقت خود استفاده ی بیشتری کنند و همچنین آن ها با این کار تشویق می شوند که وقت بیشتری را برای فرزندانشان صرف کنند. وقتی والدین بدانند که بچه هایشان به چه چیزهایی نیاز دارند، کم کم انگیزه ی آن ها برای بودن در کنار فرزندانشان نیز زیاد تر می شود .

    اغلب والدین وقتی تحت فشار قرار می گیرند و دچار استرس می شوند، وقت خود را صرف کارهایی می کنند که نتیجه‌ی مطلوبی ندارد و یا کارهایی که فکر می کنند باید آن ها را انجام دهند. وقتی والدین با آموزش مهارت های تربیتی نیاز های فرزندانشان را بشناسند و بدانند آن ها چه انتظاری از والدینشان دارند، دیگر فقط به این فکر نخواهند بود که با پول مشکلات خود را حل کنند بلکه سعی می کنند زمان بیشتری را در کنار خانواده صرف کنند و از این کار لذت ببرند. امروزه بزرگترین سرمایه ی والدین، وقت آن هاست. وقتی والدین بدانند که چه کاری از دست آن ها ساخته است و باید چه کاری انجام دهند، می توانند از این سرمایه ی زمانی به نحو احسن استفاده کنند و برای فرزندانشان بیشتر وقت بگذارند.

    با استفاده از رهنمودهای ارائه شده در این سایت شما می توانید مهارت های تربیتی خود را افزایش دهید.

    شما با مطالعه ی این مطالب تربیتی و یا شرکت در کارگاه های فرزند پروری به شکل حضوری یا غیر حضوری متوجه می شوید که در چه مسائلی اشتباه می کردید و اکنون برای حل مشکلاتتان باید چه کار کنید. شما با یادگیری مهارت های تربیتی و افزایش دانش خود در حوزه ی سواد تربیتی و فرزند پروری و استفاده از مطالب تربیتی من می آموزید که چگونه می توانید فرزندانتان را تشویق کنید تا با شما بیشتر همکاری کنند آن هم بدون ترساندن و تنبیه کردن  فرزند.

    امروزه شما نمی توانید با ترساندن و تنبیه کردن کودکان، آن ها را به کار وادار کنید. اگر به آن ها فرصت دهید، آن ها خودشان می فهمند که چه کاری خوب است و چه کاری بد است، اما برای این کار به جای اینکه آن ها را از خودتان بترسانید یا تنبیه کنید، آن ها را تشویق کنید. آن ها همیشه دوست دارند پدر و مادرانشان را خوشحال کنند. از این حس آن ها استفاده کنید.

    در مجموعه آموزش های من ( محمد مهدی زمان وزیری ) شما مهارت های تربیتی مختلفی را می آموزید و با استفاده از این مهارت ها می توانید با فرزندانتان ارتباط بهتری برقرار کنید و فرزندانتان را تشویق کنید تا استعدادهای خود را شکوفا کنند و همچنین می آموزید که چگونه پنج پیام اصلی که فرزندانتان باید آن ها را بارها و بارها بشنوند را با آن ها در میان بگذارید.

    5 پیام مهم که والدین باید به فرزندانشان انتقال دهند :

    1. اگر تو با دیگران تفاوت داری، اصلا مهم نیست.
    2. اگر اشتباهی از تو سر بزند، اصلا مهم نیست.
    3. تو می توانی احساسات منفی خود را به راحتی نشان دهی.
    4. اگر چیز بیشتری بخواهی، اشکالی ندارد، می توانی از دیگران درخواست کنی.
    5. اگر جواب منفی به درخواست دیگران بدهی اشکالی ندارد، اما باید همیشه بدانی که مامان و بابا همیشه حرف اول را می زنند.

    این پنج پیام و رهنمود اصلی به فرزندان شما اجازه می دهد که از توانایی های خدادادی خود به نحو احسن استفاده کنند. اگر شما از مهارت های تربیتی و روش های درست تربیتی استفاده کرده و به پنج رهنمود فوق توجه کنید و آن را آویزه ی گوش خود کنید، فرزندتان می تواند مهارت های لازم برای زندگی خوب و موفق را کسب کند.

    برخی از مهارت های تربیتی که شما والدین باید آنها را بیاموزید، عبارتند از:

    بخشیدن خودتان و دیگران، همکاری با دیگران، قدردانی کردن از آن ها، اعتماد به نفس داشتن، صبور بودن و پشتکار داشتن، احترام گذاشتن به خودتان و دیگران، احترام به نفس داشتن و شاد بودن.

    با استفاده از این روش، نه تنها شما می توانید با عشق و علاقه از فرزندانتان حمایت کنید و آن ها را تربیت کنید، بلکه فرزندانتان می توانند در تمام مراحل رشد خود، خیلی خوب استعدادهای خود را شکوفا کنند.

    با استفاده از این سبک جدید تربیتی ، اعتماد به نفس نیز افزوده خواهد شد و می دانید که فرزندتان به خوبی تربیت خواهد شد و شب ها سر خود را آسوده روی بالش می گذارید و وقتی در تربیت فرزندتان با مشکلی مواجه می شوید، می توانید به راحتی به آموزش های تربیتی من مراجعه کنید و متوجه شوید آن لحظه ی خاص، فرزندتان به چه چیزی نیاز دارد و شما برای او چه کاری می توانید انجام دهید .

    پس همیشه به یاد داشته باشید مسئولیت شما به عنوان والدین آن ها این است که آن چه را که در آن ها بالفطره است، عینی کنید. با استفاده از پنج رهنمون نقل شده و به کار گرفتن مهارت های تربیتی نه تنها اعتماد به نفس شما به انجام دادن رفتار های درست در تربیت فرزندتان افزایش می یابد، بلکه فرزندانتان نیز می توانند در آینده زندگی خوب و موفقی داشته باشند.

  • انتظارات والدین از فرزندان

    بچه های ما موجوداتی معصوم و بی گناه هستند. آن ها موهبت های خداوند هستند و از بهشت می آیند.

    بچه ها موجودات منحصربه فردی هستند که هر کدام با سرنوشت خاصی وارد این جهان خاکی می شوند.همان طور که می دانیم،یک دانه ی سیب باعث بوجود آمدن درخت سیب می شود.ما نمی توانیم انتظار داشته باشیم که با کاشتن دانه ی سیب ،درخت پرتغال یا هلو ،داشته باشیم،فرزندان ما نیز همین گونه هستند.ما به عنوان والدین آن ها ،فقط وظیفه داریم که استعداد های نهفته ی فرزندانمان را کشف کنیم و اجازه دهیم این استعدادها در آن ها شکوفا شوند و زمینه رشد و شکوفایی آن ها را فراهم کنیم.ما نباید از فرزندانمان انتظار داشته باشیم ،که طبق آمال و آرزوهای ما رشد کنند و انسان هایی شوند که ما انتظار داریم.ما در مقابل آن ها مسئولیم که از آن ها حمایت کنیم و زمینه ی رشد و شکوفایی استعدادها و توانایی های ذاتی آن ها را مهیا کنیم.

    فرزندان ما ،از ما نمی خواهند که آن ها را اصلاح کنیم تا کارهایشان بهتر شود ،بلکه برای رشدشان به حمایت ما نیاز دارند،ما باید زمینه ای مساعد و مناسب برای شکوفا شدن بذرهای درونی ان ها مهیا کنیم،آنها خودشان می توانند بقیه کارها را انجام دهند.در یک دانه ی سیب ،طرح و الگوی رشد آن ذاتا نهفته است، بچه های ما  نیز همین گونه می باشند و درون ذهن،قلب و جسم و روح آن ها این الگوی رشدی بالفطره وجود دارد.بنابراین به جای اینکه فکر کنیم چگونه می توانیم فرزندانمان را وادار به انجام کارها کنیم،بهتر است بدانیم که آن ها بالفطره موجوداتی پاک و خوب هستند.

    درون ذهن،قلب و جسم و روح بچه ها الگوی رشدی بالفطره وجود دارد.

    من این جمله را در کارتون اژدها سوارها شنیدم که وقتی بچه از بزرگترها فرصت خواسته بودند که  اژدهاها را تربیت کنند و در انجام این کار موفق نشدند و اژدهاها تمامی روستا را از بین بردند، یکی از بزرگان روستا به حالت تمسخر به بچه ها گفت: « شما نمی توانید رفتارهای غریزی اژدها را تغییر دهید و بنابراین در تربیت آنها موفق نخواهید شد.» یکی از بچه ها با شنیدن این حرف به دوستانش گفت: « تازه متوجه شدم که مشکل کجاست، کارهایی که اژدهاها انجام می‌دهند به طور غریزی است و ما باید از غریزه‌ی آنها استفاده کنیم» بچه ها توانستند با استفاده از غریزه‌ی اژدهاها، آنها را در راستای آبادانی  روستا بکار بگیرند و این باعث موفقیت آنان در تربیت اژدهاها شد.  

    مطلب فوق نشان می دهد که آن پسر بچه به غریزه ی آن حیوان اعتقاد و ایمان پیدا کرده بود. با وجود این او نه تنها می توانست بهتر از عهده ی هدایت اژدهاها  برآید، بلکه می توانست در این راه با مشکلات کمتری نیز مواجه شود.

    اگر همه ی والدین چنین نگرشی داشتند ، خیلی خوب می شد.اگر والدین قبول داشتند که بچه ها فطرت و غریزه های خودشان را دارند، دیگر اینقدر مسائل مختلف در خانواده ها نداشتیم.

    والدین با استفاده از مهارت های مناسب تربیتی می توانند در پروسه رشد طبیعی،از فرزندانشان حمایت کنند و نقش مداخله ای نداشته باشند.اما اگر والدین به پروسه ی رشد طبیعی فرزندانشان آگاهی نداشته باشند، دچار یاس، نا امیدی و استرس می شوند و بدون اینکه خودشان بدانند مانع رشد طبیعی فرزندانشان می شوند.برای مثال وقتی والدین یک کودک به حساسیت های ذاتی کودکشان توجهی ندارند ،نه تنها در تربیت کردن او دچار مشکل ياس و نا امیدی می شوند، بلکه فرزندشان نیز فکر می کند که از او اشتباهی سر زده، در صورتیکه این طور نیست. این جمله ی غلط:”که از من اشتباهی سر زده است” در ذهن کودک حک می شود و با این احساس گناه ایجاد شده در کودک ، او نمی‌تواند استعدادهایش را خوب شکوفا سازد.

  • 5 پیام مهم که والدین باید به فرزندانشان انتقال دهند – آموزش سواد تربیتی

    تربیت فرزند یکی از موضوعاتی است که ذهن اکثر والدین را درگیر خود کرده و امروزه والدین نمی‌توانند وقت چندان زیادی را، صرف تربیت فرزندانشان کنند. به همین دلیل آن ها باید بدانند که کدام مسائل تربیتی از بقیه مهم ترند. دانستن این مطلب باعث می شود که آن ها از وقت خود استفاده ی بیشتری کنند و همچنین آن ها با این کار تشویق می شوند که وقت بیشتری را برای فرزندانشان صرف کنند. وقتی والدین بدانند که بچه هایشان به چه چیزهایی نیاز دارند، کم کم انگیزه ی آن ها برای بودن در کنار فرزندانشان نیز زیاد تر می شود .

    اغلب والدین وقتی تحت فشار قرار می گیرند و دچار استرس می شوند، وقت خود را صرف کارهایی می کنند که نتیجه‌ی مطلوبی ندارد و یا کارهایی که فکر می کنند باید آن ها را انجام دهند. وقتی والدین نیاز های فرزندانشان را بشناسند و بدانند آن ها چه انتظاری از والدینشان دارند، دیگر فقط به این فکر نخواهند بود که با پول مشکلات خود را حل کنند بلکه سعی می کنند زمان بیشتری را در کنار خانواده صرف کنند و از این کار لذت ببرند .امروزه بزرگترین سرمایه ی والدین، وقت آن هاست .وقتی والدین بدانند که چه کاری از دست آن ها ساخته است و باید چه کاری انجام دهند، می توانند از این سرمایه ی زمانی به نحو احسن استفاده کنند و برای فرزندانشان بیشتر وقت بگذارند.

    افزایش مهارت های تربیتی در والدین

    با استفاده از رهنمودهای ارائه شده در این سایت شما می توانید مهارت های تربیتی خود را افزایش دهید.شما با مطالعه ی این مطالب و یا شرکت در کارگاه های فرزند پروری به شکل حضوری یا غیر حضوری متوجه می شوید که در چه مسائلی اشتباه می کردید و اکنون برای حل مشکلاتتان باید چه کار کنید ،شما با افزایش دانش خود در حوزه ی  سواد تربیتی و فرزندپروری و استفاده از مطالب من می اموزید که چگونه می توانید بچه هایتان را تشویق کنید تا با شما بیشتر همکاری کنند آن هم بدون ترساندن و تنبیه کردن  فرزند.

    امروز شما نمی توانید با ترساندن و تنبیه کردن بچه ها ،آن ها را به کار وادار کنید.اگر به آن ها فرصت دهید ،آن ها خودشان می فهمند که چه کاری خوب است و چه کاری بد است ،اما برای این کار به جای اینکه آن ها را از خودتان بترسانید یا تنبیه کنید ،آن ها را تشویق کنید.آن ها همیشه دوست دارند ،پدر و مادرانشان را خوشحال کنند ،از این حس آن ها استفاده کنید.

    در مجموعه آموزش های من، محمد مهدی زمان وزیری شما مهارت های مختلف تربیتی را می اموزید و با استفاده از آن مهارت ها می توانید با فرزندانتان ارتباط بهتری برقرار کنید و فرزندانتان را تشویق کنید تا استعدادهای خود را شکوفا کنند وهمچنین می آموزید که چگونه پنج پیام اصلی که فرزندانتان باید آن ها را بارها و بارها بشنوند را با آن ها در میان بگذارید.

    این پنج پیام اصلی عبارتند از:

    1. اگر تو با دیگران تفاوت داری،اصلا مهم نیست.
    2. اگر اشتباهی از تو سر بزند،اصلا برایم مهم نیست.
    3. تو می توانی احساسات منفی خود را به راحتی نشان دهی.
    4. اگر چیز بیشتری بخواهی،اشکالی ندارد،می توانی از دیگران درخواست کنی.
    5. اگر جواب منفی به درخواست دیگران بدهی اشکالی ندارد،اما باید همیشه بدانی که مامان و بابا همیشه حرف اول را می زنند.

    این پنج پیام و رهنمود اصلی به فرزندان شما اجازه می دهد که از توانایی های خدادادی خود به نحو احسن استفاده کنند .اگر شما از مهارت ها و روش های تربیتی درست استفاده کرده و به پنج رهنمود فوق توجه کنید و آن را آویزه ی گوش خود کنید،فرزندتان می تواند مهارت های لازم برای زندگی خوب و موفق را کسب کند.

    برخی از مهارت هایی که شما باید آنها را بیاموزید،عبارتند از:

    بخشیدن خودتان و دیگران ،همکاری با دیگران،قدردانی کردن از ان ها ،اعتماد به نفس داشتن،صبور بودن و پشتکار داشتن،احترام گذاشتن به خودتان و دیگران،احترام به نفس داشتن و شاد بودن.

    با استفاده از این روش ،نه تنها شما می توانید با عشق و علاقه از فرزندانتان حمایت کنید و آن ها را تربیت کنید ،بلکه فرزندانتان می توانند در تمام مراحل رشد خود ،خیلی خوب استعدادهای خود را شکوفا کنند.

    با استفاده از این سبک جدید تربیتی، اعتماد به نفس  نیز افزوده خواهد شد و می دانید که فرزندتان به خوبی تربیت خواهد شد و شب ها سر خود را آسوده روی بالش می گذارید و وقتی در تربیت فرزندتان با مشکلی مواجه می شوید،می توانید به راحتی به آموزش های من مراجعه کنید و متوجه شوید آن لحظه ی خاص فرزندتان به چه چیزی نیاز دارد و شما برای او چه کاری می توانید انجام دهید .

    پس همیشه به یاد داشته باشید مسئولیت شما به عنوان والدین آن ها این است که ان چه را که در آن ها بالفطره است،عینی کنید.با استفاده از پنج رهنمون نقل شده و به کار گرفتن مهارت های تربیتی نه تنها اعتماد به نفس شما به انجام دادن رفتار های درست در تربیت فرزندتان افزایش می یابد ،بلکه فرزندانتان نیز می توانند در آینده زندگی خوب و موفقی داشته باشند.

  • تنبیه کردن فرزند

    تا به حال این سوالات را از خود پرسیده اید؟

    آیا امروزه تنبیه کردن فرزند پاسخگوی نیاز تربیتی است؟

    والدین با تنبیه کردن فرزندشان می‌خواهند چه اتفاقی بیافتد؟

    آیا تنبیه کردن فرزند امروز کار اصولی و تکنیکال است؟

    نظر روانشناسان در خصوص تنبیه کردن فرزند چیست؟

    آیا می‌دانید که تنبیه کردن فرزند هیچ نتیجه‌ای جز گستاخی و پرخاشگری ندارد؟

    آیا بجز تنبیه کردن راه دیگری هم هست؟

    اگر تنبیه کردن مفید نیست، پس چه کاری باید انجام دهیم؟

    اینها برخی از سئوالاتی است که هنگام تنبیه کردن فرزند در ذهن والدین شکل می‌گیرد و من ( محمد مهدی زمان وزیری ) در این مطلب می‌خواهم در این خصوص مطالبی را خدمتتان ارائه دهم.

     

    استفاده از الگوهای تربیتی قدیمی که بر اساس انتقاد کردن ، سرزنش کردن ، تنبیه کردن فرزند و ترساندن آن‌هاست، باعث می شود که والدین نه تنها نتوانند بر فرزندشان کنترل و نظارت داشته باشند ، بلکه نتیجه‌ی معکوسی را نیز ببینند.

    تنبیه کردن فرزند به روش قدیمی اصلا پاسخگوی کودکان نیست و امروزه بچه های ما خیلی حساس تر از بچه های نسل قبل هستند.

    آنها نسبت به نسل قبل، توانایی های بیشتری دارند، اما نسبت به روش های تربیتی خشونت آمیز از قبیل فریاد زدن، کتک زدن، تنبیه کردن و مسخره کردن، عکس العمل شدیدتری نشان می دهند. بچه های نسل قبل به اصطلاح پوست کلفت تر بودند و این روش های تربیتی برای آنها مناسب بود، اما امروزه دیگر تنبیه کردن و سایر روش‌های غلط تربیتی منسوخ شده و کارساز نمی باشند.

    در گذشته تنبیه کردن فرزند توسط والدینش باعث می شد که بچه ها بترسند و بیشتر به حرف آنها گوش دهند، اما امروزه این کار، اثری کاملا معکوس دارد. اگر والدین نسبت به فرزندشان خشونت به خرج دهند، آنها نیز رفتارهای خشونت آمیز بیشتری از خودشان نشان خواهند داد. این مسئله نشان می دهد که بچه های نسل جدید حساس ترند و تنبیه کردن فرزند امروزه کاربردی ندارد. اگرچه بچه های نسل جدید باهوش تر و خلاق تر از نسل قبل هستند، اما آنها در مقایسه با نسل قبل بیشتر تحت تاثیر شرایط اجتماع قرار می‌گیرند.

    بچه های نسل جدید در مقایسه با نسل قبل، حساس ترند.

    تنبیه کردن فرزند امروزه کاربردی ندارد، اگر والدین نسبت به فرزندشان خشونت به خرج دهند، آنها نیز رفتارهای خشونت آمیز بیشتری از خودشان نشان می دهند.

    به جای تنبیه کردن فرزند ما می توانیم به بچه هایمان بیاموزیم که به دیگران احترام بگذارند، اما نه با ترساندن و تنبیه کردن فرزند، بلکه ما باید خودمان برای آنها الگوسازی کنیم. بچه ها دوست دارند از والدینشان تقلید کنند و ذهن آنها، هرچه شما میگویید و هر کاری که شما انجام می دهید را ثبت و ضبط می کند. از این رو آنها با تقلید کردن از شما همه چیز را بهتر می‌آموزند.

    وقتی والدین برای فرزندان خود الگوی مناسبی باشند، به عنوان مثال اگر خودشان به دیگران احترام بگذارند، فرزندانشان نیز یاد می گیرند که به دیگران احترام بگذارند. وقتی والدین از لجبازی ها و کج خلقی‌های فرزندانشان ناراحت می شوند، سعی کنند آرام باشند و خونسردی خود را حفظ کنند، بچه ها نیز کم کم یاد می گیرند وقتی عصبانی هستند یا چیزی آن ها را آزار می دهد، آن ها نیز آرامش خود را حفظ کنند و با خونسردی واکنش نشان دهند. وقتی والدین بیاموزند که در این لحظات با فرزندانشان چگونه برخورد کنند، می توانند در برخورد با کودکان کج خلق، خونسردی خود را حفظ کنند.

    وقتی به والدین آموزش دهیم که در این لحظات با فرزندانشان چگونه برخورد کنند، آن ها می توانند در برخورد با

     کودکان کج خلق آرامش خود را حفظ کنند.

    اما اگر شما با تنبیه کردن فرزند می خواهید او را مطیع خود کنید تا به حرف شما گوش دهد، او نیز یاد می گیرد که وقتی عصبانی می شود ، پرخاشگر شود و به دیگران حمله کند. من خودم یک بار شاهد آن بودم که مادری با تنبیه کردن فرزندش  به او می گفت: “برادر کوچکترت را کتک نزن.”

    مادر می خواست احساس خودش را به فرزندش نشان دهد، اما تنبه کردن روش مناسبی برای این کار نبود. وقتی فرزندش را تنبیه می‌کرد، او نیز بیشتر دلش می خواست برادر کوچکترش را کتک بزند و خودش را خالی کند و این یک نتیجه‌ی کاملا آشکار و واضح تنبیه کردن است.

    بعد ها نیز وقتی این پسر به خواسته های خود نمی رسد ، سعی می کند عصبانیت خود را همین گونه نشان دهد. او یا به خشونت متوسل می شود و یا به نحوی دیگر عصبانیت خود را به دیگران نشان می‌دهد. خشونت و تنبیه بدنی، روش تربیتی مناسبی برای نسل های قبل بود، اما امروزه آتش خشم کودکان را بر می انگیزد.

    تنبیه کردن فرزندان و استفاده از روش های قدیمی و ترساندن بچه ها باعث می شود که در مراحل رشد شخصیتی آنها خلل وارد شده و کار خود ما سخت تر شود و نتوانیم به خوبی فرزندانمان را تربیت کنیم.

    در گذشته معمولا اقدامات تربیتی تقدم و تأخر نداشت، فقط یک کار بود و آن تنبیه کردن فرزند. اما امروزه با توجه به رشد ضریب هوشی کودکان دیگر تنبیه کردن هیچ جایگاه و نقشی ندارد و والدینی که با تنبیه کردن می‌خواهند راه درست را به او نشان دهند سخت در اشتباه هستند، زیرا تنبیه کردن فرزند نه تنها به او در انتخاب مسیر درست کمک نمی‌کند، بلکه او را گستاخ‌تر و لجبازتر جلوه می‌دهد.

    بنابراین تنبیه کردن فرزند، اصلا کار اصولی و تکنیکال نیست و والدین به جای تنبیه کردن باید با استفاده از تکنیک های تربیتی، آنچه را که از فرزند انتظار دارند به او منتقل نمایند.

    من ( محمد مهدی زمان وزیری ) مبتکر دوره کارآفرین پروری مادران به شما یاد خواهم داد که به جای تنبیه کردن فرزند از چه روشهای مناسبی استفاده کنید تا فرزندتان دچار مشکلات بعدی نشود.

    والدین عزیز می توانید از مطالب تربیتی و همین طور کتاب های آموزشی موجود در سایت استفاده کنید.