برچسب: کارآفرین پروری مادران

  • کار آفرین پروری مادران

    دوره آموزشی کار آفرین پروری مادران

    دوره آموزشی کار آفرین پروری مادران که استاندارد آموزشی آن ( تنها دوره تربیتی به سبک ایرانی و اسلامی در کشور ) در سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور به  کد ملی 1-001-49-2320 به ثبت رسیده است شامل تمامی مواردی هست که والدین در تربیت فرزندشان به آن نیاز دارند و می خواهند فرزند خود را فردی با مشخصات ذکر شده در ادمه متن :

    1- از لحاظ شخصیتی: خلاق، مبتکر، مسئولیت پذیر، دارای اعتماد به نفس و عزت نفس، انعطاف پذیر، توانمند در مواجه با مشکلات، هدفمند و با برنامه، مودب و مهربان

    2- از لحاظ روحی و روانی : دارای سلامت روان

    3- از لحاظ عقلی: کشف تمامی استعدادها و هدایت آنها به سمت اهداف شایسته

    4- از لحاظ جسمی : توانمند و در تمامی مهارتها و حواس تقویت صورت گرفته

     تربیت نمایند.  دوره آموزشی کار آفرین پروری مادران که بیش از یک دهه پژوهش و تحقیقات و مطالعات بر روی رفتارهای مادران تهیه و تدوین شده است می‌تواند منبع مناسبی برای رجوع والدین جهت تربیت فرزندانشان باشد.

      تمایزات این دوره با سایر عناوین مشابه در کشور:

    • وجود طرح تربیتی از بدو تولد تا سن 21 سالگی
    • داشتن انسجام و پیوستگی
    • جامع و کامل بودن ( در سایر دوره های آموزشی به تمامی جنبه های تربیتی اشاره نشده است.)

    ویژگی های منحصر به فرد این دوره:

    • رابطه مدار: ریشه یابی رفتارهای فرزند از منظر ذاتی، شهودی، فطری
    • کاربردی: ارائه راهکارهای اثر بخش که توسط مادران تجربه شده و به شکل سودمندی نتیجه بخش بوده است.
    • تکنیکال: با استفاده از ضمیر ناخودآگاه و شرطی سازی تداعی عصبی می‌توان بدون کوچکترین زحمتی با کودک ارتباط برقرار کرده و او را در مسیر خواسته‌های خود هدایت کرد.

    تمامی موضوعات مربوط به تربیت کودکان در 28 کارگاه و 3180 دقیقه خلاصه شده است.

    شما می‌توانید در قسمت فروشگاه سایت در کارگاه ها شرکت نمایید و یا از کارگاه های ضبط شده استفاده کنید.

  • فرزندان می‌توانند احساسات منفی خود را به راحتی نشان دهند.

    ابراز احساسات منفی فرزندان جزئی از فرآیند رشد آن ها محسوب می شود.

    احساسات منفی چون خشم، عصبانیت، ناراحتی، ترس، غم و غصه، یاس و ناامیدی، نگرانی، حسادت و احساس نا امنی برخی از احساسات منفی فرزندان هستند که در فرآیند رشد کودکان کاملا طبیعی می باشند و جزئی از این فرآیند محسوب می شوند. فرزندان ما باید یاد بگیرند که چگونه می توانند این احساسات منفی خود را نشان دهند.

    اگر می خواهید فرزندانتان افرادی جسور و قوی باشند و استعدادهای خود را شکوفا سازند تا بتوانند با مشکلات زندگی رو به رو شده و راه حل مناسبی برای ان ها پیدا کنند، همیشه این پنج پیام مهم را به آنها انتقال دهید. این پنج رهنمود اصلی عبارتند از :

    1. کودکان با هم فرق دارند، آن ها را با هم مقایسه نکنید.
    2. اگر اشتباهی از فرزندتان سر می زند، باز هم چندان مهم نیست، او را سرزنش نکنید.
    3. فرزندان می توانند احساسات منفی خود را به راحتی نشان دهند.

    4. اشکالی ندارد که آن ها بخواهند در زندگی به چیزهای بیشتری برسند و از ما چیزی بخواهند.
    5. اگر آن ها به درخواست دیگران پاسخ منفی بدهند، اشکالی ندارد، اما باید همیشه بدانند که پدر و مادر حرف اول را می زنند.

    در این مطلب تربیتی می‌خواهم راجع به سومین پیامی که والدین به فرزندانشان انتقال می‌دهند یعنی ابراز احساسات منفی فرزندان نکاتی را مطرح نمایم.

    والدین باید به فرزندان خود این فرصت را بدهند که آن ها احساسات منفی خود را نشان دهند. اگرچه ما گفتیم که بیان کردن این گونه احساسات جزئی از فرآیند رشد محسوب می شود، اما اینکه چه وقت و چگونه آن ها باید این احساسات منفی را از خود نشان دهند، مسئله ی دیگری است. لجبازی و لجاجت نیز در فرآیند رشد کودک امری است طبیعی، اما آنها باید بدانند که لجبازی کردن کجا و چه موقع خوب است و در چه مواردی بد می باشد. شما نباید برای فرار از لجاجت های فرزندان، آن ها را لوس کنید، چرا که اگر بچه ها لوس شوند، وقتی که می خواهید مشکلات رفتاری فرزندتان را حل کنید و یا زمانی که از آن ها می خواهید تنها بمانند و به مشکلاتشان فکر کنند، دیگر نمی توانند این کارها را بکنند.

    سرکوب احساسات منفی کودکان :

    برای اینکه بچه ها به نحوه ی بیان کردن و نشان دادن احساسات منفی خود پی ببرند باید مهارت های اجتماعی را بیاموزند. در غیر اینصورت شما نمی توانید آن ها را کنترل کنید. آن ها نیز دیگر به حرف های شما گوش نخواهند داد و عواطف و احساسات آن ها سرکوب می شود. وقتی والدین احساسات خود را سرکوب می کنند، فرزندان آن ها عصبانی می شوند و عکس العمل منفی  و شدیدتری از خود نشان می دهند. با استفاده از این اصل کلی می توان فهمید که چرا وقتی کودکان در شرایط حساس و استرس زا عصبانی می شوند و والدین سعی می کنند خود را آرام نشان دهند، آن ها یکدفعه از کوره در می روند و دیگر روی رفتار خودشان کنترل ندارند. بنابراین الگوی تربیتی ای مناسب است که به خاطر نحوه ی احساسات خودمان، فرزندانمان را سرزنش نکنیم. وقتی بچه ها متوجه می شوند که ابراز احساسات منفی و نیازهای آن ها برای پدر و مادرانشان دردسر ساز می شود، سعی می کنند احساسات منفی را در خود سرکوب کنند. با این کار آن ها از خود واقعی خود، فاصله می گیرند و در زندگی شان نقش بازی می کنند.

    پدر و مادرهای روشنفکر که به اهمیت ابراز کردن احساسات منفی فرزندان خود آگاه هستند، فکر می کنند اگر به بچه هایشان یاد بدهند که همیشه احساساتشان را با دیگران در میان بگذارند، کار خوبی کرده اند.اما بهترین روش برای بیان کردن احساسات منفی فرزندان این است که به حرف ها و درد دل های آن ها گوش دهیم و سعی کنیم احساسات آن ها را درک کنیم.

    والدین برای این کار می توانند از خاطرات گذشته ی خود برای بچه ها تعریف کنند و بگویند که وقتی در زندگی شان با مشکل روبه رو می شدند، چه کار می کردند و چگونه عکس العمل نشان می دادند و چگونه احساسات منفی خود را ابراز می کردند. اما از طرف دیگر این کار یک عیب بزرگ دارد و باعث می شود که وقتی شما از احساسات منفی خود حرف می زنید، بچه ها در مقابل کارهای بدشان، خودشان را خیلی سرزنش کنند و بیش از حد معمول احساس مسئولیت کنند و کم کم از شما فاصله گرفته و دیگر با شما حرف نزنند.

    برای مثال وقتی به فرزند خود می گویید: “اگر از این درخت بالا بری می افتی” او کم کم فکر می کند که شما حس بدی نسبت به او دارید و می خواهید همیشه او را تحت کنترل خودتان دربیاورید، اما اگر به او بگویید که :”بالا رفتن از درخت کار خطرناکی است، پس فقط هر وقت من پیش تو بودم این کار را بکن” نه تنها او حرف شما را بهتر می فهمد، بلکه یاد می گیرد که براساس احساسات منفی که او یا پدرش دارد، تصمیم گیری نکند. در این صورت این بچه به حرف پدرش گوش می دهد، اما نه به این دلیل که می خواهد پدرش عصبانی نشود بلکه به این دلیل که پدرش از او خواسته تا کاری را انجام دهد.

    بنابراین والدین برای اینکه به فرزندانشان اهمیت بیان احساسات منفی را نشان دهند، بهتر است با آن ها همدردی کنند، به حرف های آن ها گوش دهند و حرف های آن ها را قبول کنند، نه اینکه فقط از خاطرات گذشته خود بگویند و احساسات خودشان را با فرزندانشان در میان بگذارند.

    گاهی اوقات اگر مستقیما از کودکشان بپرسند که چه احساسی دارند و یا چه چیزی می خواهند، آن ها نمی توانند خواسته ها و احساساتشان را بیان کنند.برای اینکه شما فرزندتان را وادار کنید از احساسات خودش حرف بزند تا شما بتوانید به خواسته های او پی ببرید، باید مهارت های خوب گوش دادن را یاد بگیرید.

    با دانستن این مهارت ها ، پدر و مادر هایی که به فرزندانشان آزادی بیش از حد می دهند، یاد می گیرند چطور می توانند تحت تاثیر احساسات بچه هایشان قرار نگیرند و کنترل آن ها از دستشان خارج نشود. از طرف دیگر والدینی که خیلی به بچه هایشان سخت می گیرند نیز می اموزند که نباید فرزندانشان را به خاطر ابراز کردن احساسات منفی و بدشان سرزنش کنند.

    اگر کودکان یاد بگیرند که چگونه می توانند احساسات منفی را در خود ابراز کنند، حس خوبی به ان ها دست می دهد و در وجود خود کم کم به ارزش خلاقیت، عشق، علاقه، شادی و اعتماد به نفس پی می برند و کم کم یاد می گیرند چگونه وقتی اشتباهی را مرتکب می شوند، از اشتباه خود درس بگیرند.

    اما همه ی مهارت های مهمی که در بالا ذکر شد، مهارت هایی که باعث می شود استعدادهای بچه های ما در این دنیا شکوفا شود و آن ها به موفقیت های بسیاری دست پیدا کنند، تنها با فهمیدن احساسات آن ها و درک کردن آن ها حاصل می شود. افراد موفق نیز در زندگی شان شکست می خورند، اما این شکست آن ها را زمین نمی زند. آن ها با مواجه شدن با شکست می دانند که چطور می توانند از شر احساسات منفی و بدشان خلاص شوند. اما بیشتر افراد معمولی وقتی در زندگی شان با شکست مواجه می شوند، یا شکه شده و نمی دانند باید چه کار کنند و یا بر اساس احساسات بدی که در آن لحظه دارند، تصمیم می گیرند و یا اینکه همیشه درگیر آن احساسات بد باقی مانده و زانوی غم بغل می کنند، در هر صورت آن ها دیگر نمی توانند جلوتر بروند و رویاهایشان را به واقعیت تبدیل کنند. 

     

    از تربیت فرزند خود لذت ببرید.

    دوستدار شما ، محمد مهدی زمان وزیری

    [aparat id=”nTs1P”]

  • 5 پیام مهم که والدین باید به فرزندانشان انتقال دهند – آموزش سواد تربیتی

    تربیت فرزند یکی از موضوعاتی است که ذهن اکثر والدین را درگیر خود کرده و امروزه والدین نمی‌توانند وقت چندان زیادی را، صرف تربیت فرزندانشان کنند. به همین دلیل آن ها باید بدانند که کدام مسائل تربیتی از بقیه مهم ترند. دانستن این مطلب باعث می شود که آن ها از وقت خود استفاده ی بیشتری کنند و همچنین آن ها با این کار تشویق می شوند که وقت بیشتری را برای فرزندانشان صرف کنند. وقتی والدین بدانند که بچه هایشان به چه چیزهایی نیاز دارند، کم کم انگیزه ی آن ها برای بودن در کنار فرزندانشان نیز زیاد تر می شود .

    اغلب والدین وقتی تحت فشار قرار می گیرند و دچار استرس می شوند، وقت خود را صرف کارهایی می کنند که نتیجه‌ی مطلوبی ندارد و یا کارهایی که فکر می کنند باید آن ها را انجام دهند. وقتی والدین نیاز های فرزندانشان را بشناسند و بدانند آن ها چه انتظاری از والدینشان دارند، دیگر فقط به این فکر نخواهند بود که با پول مشکلات خود را حل کنند بلکه سعی می کنند زمان بیشتری را در کنار خانواده صرف کنند و از این کار لذت ببرند .امروزه بزرگترین سرمایه ی والدین، وقت آن هاست .وقتی والدین بدانند که چه کاری از دست آن ها ساخته است و باید چه کاری انجام دهند، می توانند از این سرمایه ی زمانی به نحو احسن استفاده کنند و برای فرزندانشان بیشتر وقت بگذارند.

    افزایش مهارت های تربیتی در والدین

    با استفاده از رهنمودهای ارائه شده در این سایت شما می توانید مهارت های تربیتی خود را افزایش دهید.شما با مطالعه ی این مطالب و یا شرکت در کارگاه های فرزند پروری به شکل حضوری یا غیر حضوری متوجه می شوید که در چه مسائلی اشتباه می کردید و اکنون برای حل مشکلاتتان باید چه کار کنید ،شما با افزایش دانش خود در حوزه ی  سواد تربیتی و فرزندپروری و استفاده از مطالب من می اموزید که چگونه می توانید بچه هایتان را تشویق کنید تا با شما بیشتر همکاری کنند آن هم بدون ترساندن و تنبیه کردن  فرزند.

    امروز شما نمی توانید با ترساندن و تنبیه کردن بچه ها ،آن ها را به کار وادار کنید.اگر به آن ها فرصت دهید ،آن ها خودشان می فهمند که چه کاری خوب است و چه کاری بد است ،اما برای این کار به جای اینکه آن ها را از خودتان بترسانید یا تنبیه کنید ،آن ها را تشویق کنید.آن ها همیشه دوست دارند ،پدر و مادرانشان را خوشحال کنند ،از این حس آن ها استفاده کنید.

    در مجموعه آموزش های من، محمد مهدی زمان وزیری شما مهارت های مختلف تربیتی را می اموزید و با استفاده از آن مهارت ها می توانید با فرزندانتان ارتباط بهتری برقرار کنید و فرزندانتان را تشویق کنید تا استعدادهای خود را شکوفا کنند وهمچنین می آموزید که چگونه پنج پیام اصلی که فرزندانتان باید آن ها را بارها و بارها بشنوند را با آن ها در میان بگذارید.

    این پنج پیام اصلی عبارتند از:

    1. اگر تو با دیگران تفاوت داری،اصلا مهم نیست.
    2. اگر اشتباهی از تو سر بزند،اصلا برایم مهم نیست.
    3. تو می توانی احساسات منفی خود را به راحتی نشان دهی.
    4. اگر چیز بیشتری بخواهی،اشکالی ندارد،می توانی از دیگران درخواست کنی.
    5. اگر جواب منفی به درخواست دیگران بدهی اشکالی ندارد،اما باید همیشه بدانی که مامان و بابا همیشه حرف اول را می زنند.

    این پنج پیام و رهنمود اصلی به فرزندان شما اجازه می دهد که از توانایی های خدادادی خود به نحو احسن استفاده کنند .اگر شما از مهارت ها و روش های تربیتی درست استفاده کرده و به پنج رهنمود فوق توجه کنید و آن را آویزه ی گوش خود کنید،فرزندتان می تواند مهارت های لازم برای زندگی خوب و موفق را کسب کند.

    برخی از مهارت هایی که شما باید آنها را بیاموزید،عبارتند از:

    بخشیدن خودتان و دیگران ،همکاری با دیگران،قدردانی کردن از ان ها ،اعتماد به نفس داشتن،صبور بودن و پشتکار داشتن،احترام گذاشتن به خودتان و دیگران،احترام به نفس داشتن و شاد بودن.

    با استفاده از این روش ،نه تنها شما می توانید با عشق و علاقه از فرزندانتان حمایت کنید و آن ها را تربیت کنید ،بلکه فرزندانتان می توانند در تمام مراحل رشد خود ،خیلی خوب استعدادهای خود را شکوفا کنند.

    با استفاده از این سبک جدید تربیتی، اعتماد به نفس  نیز افزوده خواهد شد و می دانید که فرزندتان به خوبی تربیت خواهد شد و شب ها سر خود را آسوده روی بالش می گذارید و وقتی در تربیت فرزندتان با مشکلی مواجه می شوید،می توانید به راحتی به آموزش های من مراجعه کنید و متوجه شوید آن لحظه ی خاص فرزندتان به چه چیزی نیاز دارد و شما برای او چه کاری می توانید انجام دهید .

    پس همیشه به یاد داشته باشید مسئولیت شما به عنوان والدین آن ها این است که ان چه را که در آن ها بالفطره است،عینی کنید.با استفاده از پنج رهنمون نقل شده و به کار گرفتن مهارت های تربیتی نه تنها اعتماد به نفس شما به انجام دادن رفتار های درست در تربیت فرزندتان افزایش می یابد ،بلکه فرزندانتان نیز می توانند در آینده زندگی خوب و موفقی داشته باشند.

  • تنبیه کردن فرزند

    تا به حال این سوالات را از خود پرسیده اید؟

    آیا امروزه تنبیه کردن فرزند پاسخگوی نیاز تربیتی است؟

    والدین با تنبیه کردن فرزندشان می‌خواهند چه اتفاقی بیافتد؟

    آیا تنبیه کردن فرزند امروز کار اصولی و تکنیکال است؟

    نظر روانشناسان در خصوص تنبیه کردن فرزند چیست؟

    آیا می‌دانید که تنبیه کردن فرزند هیچ نتیجه‌ای جز گستاخی و پرخاشگری ندارد؟

    آیا بجز تنبیه کردن راه دیگری هم هست؟

    اگر تنبیه کردن مفید نیست، پس چه کاری باید انجام دهیم؟

    اینها برخی از سئوالاتی است که هنگام تنبیه کردن فرزند در ذهن والدین شکل می‌گیرد و من ( محمد مهدی زمان وزیری ) در این مطلب می‌خواهم در این خصوص مطالبی را خدمتتان ارائه دهم.

     

    استفاده از الگوهای تربیتی قدیمی که بر اساس انتقاد کردن ، سرزنش کردن ، تنبیه کردن فرزند و ترساندن آن‌هاست، باعث می شود که والدین نه تنها نتوانند بر فرزندشان کنترل و نظارت داشته باشند ، بلکه نتیجه‌ی معکوسی را نیز ببینند.

    تنبیه کردن فرزند به روش قدیمی اصلا پاسخگوی کودکان نیست و امروزه بچه های ما خیلی حساس تر از بچه های نسل قبل هستند.

    آنها نسبت به نسل قبل، توانایی های بیشتری دارند، اما نسبت به روش های تربیتی خشونت آمیز از قبیل فریاد زدن، کتک زدن، تنبیه کردن و مسخره کردن، عکس العمل شدیدتری نشان می دهند. بچه های نسل قبل به اصطلاح پوست کلفت تر بودند و این روش های تربیتی برای آنها مناسب بود، اما امروزه دیگر تنبیه کردن و سایر روش‌های غلط تربیتی منسوخ شده و کارساز نمی باشند.

    در گذشته تنبیه کردن فرزند توسط والدینش باعث می شد که بچه ها بترسند و بیشتر به حرف آنها گوش دهند، اما امروزه این کار، اثری کاملا معکوس دارد. اگر والدین نسبت به فرزندشان خشونت به خرج دهند، آنها نیز رفتارهای خشونت آمیز بیشتری از خودشان نشان خواهند داد. این مسئله نشان می دهد که بچه های نسل جدید حساس ترند و تنبیه کردن فرزند امروزه کاربردی ندارد. اگرچه بچه های نسل جدید باهوش تر و خلاق تر از نسل قبل هستند، اما آنها در مقایسه با نسل قبل بیشتر تحت تاثیر شرایط اجتماع قرار می‌گیرند.

    بچه های نسل جدید در مقایسه با نسل قبل، حساس ترند.

    تنبیه کردن فرزند امروزه کاربردی ندارد، اگر والدین نسبت به فرزندشان خشونت به خرج دهند، آنها نیز رفتارهای خشونت آمیز بیشتری از خودشان نشان می دهند.

    به جای تنبیه کردن فرزند ما می توانیم به بچه هایمان بیاموزیم که به دیگران احترام بگذارند، اما نه با ترساندن و تنبیه کردن فرزند، بلکه ما باید خودمان برای آنها الگوسازی کنیم. بچه ها دوست دارند از والدینشان تقلید کنند و ذهن آنها، هرچه شما میگویید و هر کاری که شما انجام می دهید را ثبت و ضبط می کند. از این رو آنها با تقلید کردن از شما همه چیز را بهتر می‌آموزند.

    وقتی والدین برای فرزندان خود الگوی مناسبی باشند، به عنوان مثال اگر خودشان به دیگران احترام بگذارند، فرزندانشان نیز یاد می گیرند که به دیگران احترام بگذارند. وقتی والدین از لجبازی ها و کج خلقی‌های فرزندانشان ناراحت می شوند، سعی کنند آرام باشند و خونسردی خود را حفظ کنند، بچه ها نیز کم کم یاد می گیرند وقتی عصبانی هستند یا چیزی آن ها را آزار می دهد، آن ها نیز آرامش خود را حفظ کنند و با خونسردی واکنش نشان دهند. وقتی والدین بیاموزند که در این لحظات با فرزندانشان چگونه برخورد کنند، می توانند در برخورد با کودکان کج خلق، خونسردی خود را حفظ کنند.

    وقتی به والدین آموزش دهیم که در این لحظات با فرزندانشان چگونه برخورد کنند، آن ها می توانند در برخورد با

     کودکان کج خلق آرامش خود را حفظ کنند.

    اما اگر شما با تنبیه کردن فرزند می خواهید او را مطیع خود کنید تا به حرف شما گوش دهد، او نیز یاد می گیرد که وقتی عصبانی می شود ، پرخاشگر شود و به دیگران حمله کند. من خودم یک بار شاهد آن بودم که مادری با تنبیه کردن فرزندش  به او می گفت: “برادر کوچکترت را کتک نزن.”

    مادر می خواست احساس خودش را به فرزندش نشان دهد، اما تنبه کردن روش مناسبی برای این کار نبود. وقتی فرزندش را تنبیه می‌کرد، او نیز بیشتر دلش می خواست برادر کوچکترش را کتک بزند و خودش را خالی کند و این یک نتیجه‌ی کاملا آشکار و واضح تنبیه کردن است.

    بعد ها نیز وقتی این پسر به خواسته های خود نمی رسد ، سعی می کند عصبانیت خود را همین گونه نشان دهد. او یا به خشونت متوسل می شود و یا به نحوی دیگر عصبانیت خود را به دیگران نشان می‌دهد. خشونت و تنبیه بدنی، روش تربیتی مناسبی برای نسل های قبل بود، اما امروزه آتش خشم کودکان را بر می انگیزد.

    تنبیه کردن فرزندان و استفاده از روش های قدیمی و ترساندن بچه ها باعث می شود که در مراحل رشد شخصیتی آنها خلل وارد شده و کار خود ما سخت تر شود و نتوانیم به خوبی فرزندانمان را تربیت کنیم.

    در گذشته معمولا اقدامات تربیتی تقدم و تأخر نداشت، فقط یک کار بود و آن تنبیه کردن فرزند. اما امروزه با توجه به رشد ضریب هوشی کودکان دیگر تنبیه کردن هیچ جایگاه و نقشی ندارد و والدینی که با تنبیه کردن می‌خواهند راه درست را به او نشان دهند سخت در اشتباه هستند، زیرا تنبیه کردن فرزند نه تنها به او در انتخاب مسیر درست کمک نمی‌کند، بلکه او را گستاخ‌تر و لجبازتر جلوه می‌دهد.

    بنابراین تنبیه کردن فرزند، اصلا کار اصولی و تکنیکال نیست و والدین به جای تنبیه کردن باید با استفاده از تکنیک های تربیتی، آنچه را که از فرزند انتظار دارند به او منتقل نمایند.

    من ( محمد مهدی زمان وزیری ) مبتکر دوره کارآفرین پروری مادران به شما یاد خواهم داد که به جای تنبیه کردن فرزند از چه روشهای مناسبی استفاده کنید تا فرزندتان دچار مشکلات بعدی نشود.

    والدین عزیز می توانید از مطالب تربیتی و همین طور کتاب های آموزشی موجود در سایت استفاده کنید.

  • بچه‌های امروز با گذشته فرق دارند

     

    بچه های امروز با نسل قبل فرق دارند، درست مثل دنیای ما که با دنیای نسل قبل فرق دارد. دیگر بچه‌ها از والدینشان ترس و واهمه‌ای ندارند و روش های خشونت آمیز قدیمی در تربیت بچه‌ها فقط از قدرت و جایگاه والدین کم می‌کند. امروزه تهدید و تنبیه فقط باعث می‌شود که بچه‌ها نسبت به والدینشان جبهه گیری کنند و رفتارهای خشونت آمیزی از خودشان نشان دهند. اگر در تربیت فرزندتان از تنبیه بدنی استفاده کنید و سر آن‌ها فریاد بکشید و آن‌ها را تهدید کنید، نه تنها نمی‌توانید آن‌ها را کنترل کنید، بلکه آن‌ها دیگر به حرف های شما گوش نمی دهند و با شما همکاری نمی‌کنند.

    اکنون والدین سعی می‌کنند با فرزندانشان ارتباط خوبی داشته باشند، تا آن‌ها برای تحمل فشار بار مشکلات جامعه‌ی امروزه آماده‌تر شوند، اما متأسفانه آن‌ها هنوز برای رسیدن به این هدف مهم از روشهای منسوخ و کهنه تربیتی استفاده می‌کنند. 

    جوانی به من مراجعه کرده بود و داستان تربیت اشتباه پدرش را اینطور برایم تعریف کرد: « ما دو برادر و یک خواهر بودیم. پدرمان همیشه سعی می کرد با تهدید و ترس از تنبیه شدن، حرف هایش را به کرسی بنشاند. هر وقت به حرفش گوش نمی دادیم و سرپیچی می کردیم، دوباره ما را تهدید می کرد تا بالاخره از او اطاعت کنیم.

    آن زمان وقتی تهدیدهای پدرم موثر واقع نمی‌شد، بیشتر تهدید می کرد و می گفت: اگر بازهم با من اینجوری حرف بزنی، یک هفته زندانیت می کنم. وقتی من مقاومت می کردم و به حرف هایش گوش نمی دادم، او می گفت : اگه دست از این کارت برنداری یک هفته، میشه دو هفته. وقتی باز هم به حرف او گوش نمی دادم، پدرم می گفت : خوب حالا که دیگه اصلا نمی خوای به حرفم گوش بدی، یک ماه به کارت کاری ندارم، برو تو اتاقت.»

    همانطور که دیدید، این پدر هر بار، شدت تنبیه هایش را بیشتر می‌کرد، اما این کار اثری در فرزندش نداشت و باعث میشد او لجوج تر شود و بیشتر مقاومت کند. این جوان به من گفت:« آن زمان یک ماه تمام با خودم فکر می کردم که پدرم چقدر درحقم بی انصافی کرده، او به جای اینکه کاری کند که من به سویش جذب شوم و با او همکاری کنم، بیشتر مرا از خودش دور می کرد.»

    آن کودک الان برای خود جوانی شده است ولی نحوه ی تربیت کردن والدینش باعث شده او در این سن از لحاظ روحی و روانی آسیب ببیند و دچار مشکل شود؟ آیا غیر از این است که ما فرزندانمان را برای موفقیت در آینده تربیت می کنیم ولی با این شیوه تقریبا آینده و موفقیت او را دچار مسئله می کنیم.

    در گذشته برای رام کردن بچه های جسور از تنبیه و تهدید استفاده می کردند و امروزه شاهد آثار مخرب این روش که ظاهرا موثر بوده است، هستیم. اما اکنون دیگر در بچه ها اثری ندارد. بچه های امروز عاقل تر و پیچیده تر از بچه های نسل قبل هستند. ان ها معنی بی عدالتی و خشونت را خوب می دانند و نمی توانند آن را تحمل کنند و با مواجه شدن با رفتارهای خشونت آمیز، از خودشان واکنش نشان می دهند.

    مهم تر از همه این است که تهدید و تنبیه باعث می شود که پل ارتباطی میان فرزندان و والدین از بین برود و با این کار به جای اینکه مشکلات به وجود آمده را حل کنید، خودتان جزئی از آن مشکل خواهید شد. 

    تنبیه کردن فرزندانتان باعث می شود آن ها دیگر شما را دوست خود ندانند و شما دشمن آن ها شوید. تنبیه کردن بچه ها باعث می شود، آن ها احساسات خود را از شما مخفی نگه دارند و شما دیگر نتوانید از آن ها حمایت کنید.

    وقتی والدین سر فرزندانشان داد و فریاد می زنند، آن ها نسبت به حرفهای والدین خود بی تفاوت می شوند و گوش شنوا نخواهند داشت. اگر می خواهید فرزندانتان در آینده افراد موفق باشند و بتوانند روابط خوبی با دیگران برقرار کنند و در بازار تجارت نیز به رقابت با دیگران بپردازند، باید مهارت روابط اجتماعی امروز را یاد بگیرند. این مهارت ها به خصوص زمانی که والدین به حرف های فرزندانشان گوش می دهند و یا بالعکس زمانی که فرزندان به حرفهای والدین خود گوش می دهند، شکل می گیرد.

    این نکته را باید بدانید که اگر می خواهید فرزندانتان به حرفهای شما گوش دهند، ابتدا خودتان باید به حرف های آن ها خوب گوش دهند، ابتدا خودتان باید به حرف های آن ها خوب گوش دهید تا آن ها این مهارت را از شما بیاموزند.

    به عنوان مثال، وقتی شما به یک موسیقی که صدای آن بسیار بلند است گوش می دهید، چه اتفاقی می افتد؟ آیا می توانید دیگر صداهای اطراف خود را بشنوید؟ مسلما نه. وقتی سر فرزندانتان داد و فریاد می کنید، نیز همین اتفاق می افتد. آن ها صدای شما را نمی شنوند. وقتی والدین امروزی برای برقراری ارتباط با فرزندانشان درست همان کاری را می کنند که والدین آن ها انجام می دادند، نتیجه همان می شود که می بینید.

    بچه ها ساکت می مانند و حرفی نمی زنند و والدین کنترل خود را از دست می دهند و عصبانی میشوند.

    دوستدار شما: محمد مهدی زمان وزیری 

  • روش مناسب تربیت فرزندان

    روش های نوین تربیت فرزندان - مهارت های تربیتی فرزندان

    به کارگیری مهارت ها و روش های تربیتی نوین در جهت تربیت فرزندان

    همان طور که می دانید روش‌های قدیمی در تربیت فرزندان ، دیگر موثر نیستند. اگر شما می‌خواهید پدر و مادری خوب برای فرزندتان باشید، فقط کنار گذاشتن روش‌‌های تربیتی قدیمی ، مثل تنبیه کردن و داد زدن بر سر فرزندتان، کافی نیست. بعد از این کار باید دنبال الگوی جدیدی برای تربیت فرزندان تان باشید. روش های قدیمی تربیتی دیگر هیچ جایی در زندگی امروزی ندارد و فقط روابط بین والد و فرزندان را تیره و تار می کند. روش مناسب تربیت فرزند باید تکنیکال، کاربردی و رابطه مدار باشد تا بتواند یک رابطه ی محکم احساسی، عاشقانه، صمیمانه و دوستانه را بین والدین و فرزندانشان ایجاد کند.

    من ( محمد مهدی زمان وزیری ) در این سایت سعی می‌کنم که شش مهارت لازم برای تربیت فرزندان را به شما والدین عزیز آموزش دهم که شما بتوانید این مهارتها را جایگزین روش‌های قدیمی تربیت فرزندتان قراردهید. 

    من یک شبه به مهارتهای شش گانه لازم در تربیت فرزندان ، پی نبردم، بلکه پانزده سال تمام در این زمینه تحقیق و بررسی کردم و به خانواده های زیادی در زمینه‌ مسائل فردی و خانوادگی کمک کردم تا بتوانند اول خودشان بعد طرف مقابلشان را بشناسند. من به عنوان یک پدرخانواده، سعی کردم روش‌های جدیدی در زمینه‌ی تربیت و پرورش فرزندم ، ابداع کنم. این روش‌های جدید تربیتی ، نه تنها برای فرزند خودم سودمند بودند، بلکه به هزاران خانواده کمک کردند تا مشکلاتشان را در زمینه‌ی تربیت فرزندان شان حل کنند.  اعتقاد من این است:  

     

    تا چیستی چیزی را بلد نباشی، به کیستی نمی‌رسی.

     

    چند نمونه که والدین از مهارت ها و روش های تربیتی نوین در جهت تربیت فرزندان شان استفاده کردند و به نتیجه رسیدند به شرح زیر است :

    • مادر پارسا از اینکه فرزندش در دو سالگی نمی‌توانست خوب حرف بزند و همین امر باعث شده بود که پارسا بسیار پرخاشگر شود، نگران بود. او نمی‌توانست با هم سن و سالان خود ارتباط برقرار کند و به محض ارتباط با یک کودک اولین کاری که انجام می‌داد، این بود که او را کتک می زد. مادر پارسا از اینکه فرزندی دارد که نمی تواند ارتباط برقرار کند و به دیگران آسیب برساند بسیار ناراحت و غمگین بود. اما او  با استفاده از روش‌های تربیتی من بخصوص تکنیکهای جلب توجه توانست جلب توجه منفی فرزندش را تبدیل به جلب توجه مثبت نماید و در نهایت، پارسا توانست با اطرافیان خود رابطه‌ی معقول و مناسبی برقرار کند. 
    • مادر آیهان با فرزند 6 ساله‌ی خود مشکل داشت. آیهان بچه ایی عصبی و پرخاشگر و لجباز بود و اکثر اوقات حکمش، حکم غالب بود. والدین آیهان با کنار گذاشتن تنبیه بدنی و جایگزین تشویق به جای تنبیه ،کم کم از نحسی‌های او کم کردند. آن‌ها با پی بردن به نیازهای ذاتی فرزندشان، یاد گرفتند که چگونه باید با او برخورد کنند تا دوباره کنترل خانواده در دستشان باشد. 
    • پدر علیرضا که بیزینسمن موفقی بود بعد از شرکت در کارگاه‌ها متوجه شد که چقدر فرزندانش به او نیاز دارند و او چقدر می‌تواند در تربیت کردن  فرزندانش  موثر باشد و به آن‌ها  کمک کند. او پدرش را در دوران کودکی از دست داده بود و مادرش او را بزرگ کرده بود، از این رو نمی‌دانست که پدران چقدر می‌توانند در تربیت فرزندان شان موثر باشند. وقتی متوجه شد که بچه‌هایش از او چه می‌خواهند و چه کاری از دست او برمی‌آمد، اوقات بیشتری را درکنار  آن‌ها سپری می‌کرد. او از وضعیت فعلی‌اش بسیار راضی است، چون هم خودش و هم فرزندانش اکنون زندگی بسیار شاد و خوبی دارند. او خود را از این شادی محروم کرده بود و حتی نمی‌دانست که چنین لذتی در دنیا وجود دارد. 

     

    بسیاری از مردانی که در تربیت فرزندانشان دخالت نمی‌کنند، نمی‌دانند که با این کار خودشان را از چه لذتی محروم می‌کنند.

     

    خانواده های بسیاری از مهارت های تربیتی آموزش داده شده در کارگاه‌ها استفاده کردند اما، بیان نام  آن‌ها  امکان پذیر نمی‌باشد. به راحتی می‌توان ثابت کرد که آموختن و به کار گرفتن این مهارت‌ها در تربیت فرزندان بسیار موثر است، کافی است  آن‌ها  را به کار بگیرید تا نتیجه را خودتان ببینید. 

    با استفاده از تکنیک‌ها و مهارتهای تربیتی که در این سایت ارائه خواهد شد، بچه ها در هر سنی و هر خانواده‌ای که باشند عکس العمل مثبتی به نحوه‌ی تربیت کردن شما نشان خواهند داد. 

    مهارتها و تکنیک های ارائه شده در این سایت ( مطالب تربیتی و کارگاه های آموزشی ) برای تربیت کردن همه‌ بچه‌ها مناسب است. حتی بچه‌هایی که با  آن‌ها بد رفتاری یا خشونت شده و یا والدینشان  آن‌ها را سخت تنبیه می‌کردند. ناگفته پیداست که این نوع از بچه‌ها، مشکلات رفتاری خاص خودشان را دارند، اما وقتی والدین  آن‌ها از روش‌های تربیتی نوین استفاده می‌کنند، بهتر می‌توانند ناهنجاری های رفتاری  آن‌ها  را کنترل کرده و مشکلات  آن‌ها را حل کنند. مطمئن باشید که اگر از این گونه بچه‌ها واقعا حمایت کنید و عشق و علاقه‌ی خودتان را نسبت به آن‌ها نشان دهید،  آن‌ها به راحتی تغییر می کنند. 

    در مقاله ی بعد در خصوص بحران والدین در این قرن مطالبی را به اشتراک خواهم گذاشت.