برچسب: مادران کارآفرین پرور

  • روش تربیتی قدیم

    هزاران سال قبل پدر و ماردان با بچه های خودشان حتی بدتر ازحیوانات رفتار میکردند.اگر بچه ها به حرف والدینشان گوش نمی دادند، آن ها را آنقدر می زدند که گاهی تا سرحد مرگ نیز پیش می رفتند.سال ها طول کشید تا پدر و مادرها این گونه مجازات های خشونت بار و سنگین را در حق فرزندانشان کنار بگذارند.

    امروزه وقتی والدین ناچار می شوند ،بچه ها را کتک می زنند و تنبیه می کنند؛آن هم زمانی که یا کنترل خودشان را از دست می دهند و یا هیچ روش دیگری موثر واقع نمی شود.اما هنوز میراث نسل های گذشته در برخی خانواده ها به جا مانده است ،حتی در خانواده هایی که اهل جنگ و دعوا نیستند،برخی از والدین،بچه ها را تهدید می کنند و به آن ها میگویند:”اگه این کار رو بکنی،می‌کشمت”،”اونها به خاطر این کار تو رو می کشند.”هرچند که اگر از خود بچه ها  بپرسیم ،آن ها خوب می دانند که منظور پدر و مادران این نیست که آن ها می خواهند بچه هایشان را بکشند و این تهدیدات فقط برای این است که آن ها هنوز بچه هایشان را از تنبیه شدن می ترسانند.

    برخی از والدین هنوز هم فکر می کنند که باید بچه هایشان را تنبیه کنند.من خودم  نمونه های زیادی  از این گونه پدر و مادرها را دیده ام. چند سال قبل وقتی سوار تاکسی بودم با یک راننده تاکسی مشغول بحث شدم.او گفت که مشکل خانواده های امروزی این است که خیلی به بچه هایشان آسان می گیرند و بچه هایشان را کتک نمی زنند .من از او پرسیدم که آیا او در بچگی کتک می خورده؟او با افتخار تمام گفت:”بله،به همین خاطر است که هم خودم انسان خوبی بار آمدم و هم بچه هایم خیلی خوب هستند.”او گفت نه او و نه برادران حتی یک شب هم رنگ زندان را ندیده اند.به قول خودش حتی یک روز در زندگی اش را به شب نرسانده مگر اینکه ان روز کتک خورده باشد.او از این که در دوران کودکی کتک می خورده،خیلی راضی بود.او گفت که کتک زدن در کشورش کاملا مرسوم است و امری عادی است و باعث می شود که افراد از جرم و جنایت دوری کنند.

    این مسئله از لحاظ روانشناسی خیلی عجیب است ،چون بیشتر بچه هایی که کتک می خورند یا با آن ها بدرفتاری می شود ،دیگر به کتک خوردن عادت می کنند و فکر می کنند که حق ان ها بوده که این گونه با ان ها رفتار شود و به جای این که قبول کنند والدینشان با آن ها رفتار خوبی نداشته،از آن ها دفاع نیز می کنند.

    یکی از دلایلی که برخی از والدین هنوز هم نمی توانند روش های غلط تربیتی خود را کنار بگذارند،این است که این گونه پدر و مادرها خودشان در دوران کودکی تنبیه و تهدید می شدند و اکنون نیز فکر می کنند که بچه هایشان نیز باید تنبیه شوند.آن ها فکر می کنند که روش تربیتی والدین آن ها کاملا درست بوده و ان ها بچه های صالحی شده اند و از این رو در تربیت کردن بچه هایشان نیز به همان روش های قدیمی متوسل می شوند.اغلب از بچه های چنین خانواده هایی می شنویم که می گویند :”حتما کار بدی کرده ام،پس حقم است که کتک بخورم.”

    بچه هایی که والدینشان آن ها را کتک می زنند و با آن ها بدرفتاری می کنند،کم کم فکر می کنند که این گونه رفتار نادرست والدینشان به حق بوده و حتی از والدین خود دفاع هم می کنند.

    امیدوارم با استفاده از تکنیک های کاربردی در تربیت فرزندتان، بتوانید از تربیت او لذت ببرید.

    جهت تربیت بهتر فرزند خود می توانید از مطالب تربیتی سایت استفاده کنید.

    ارادتمند شما ، محمد مهدی زمان وزیری، مدرس تربیت کودک

     

  • تاثیر تنبیه و خشونت کودکان

    اگر شما نسبت به فرزندتان خشونت به خرج دهید،او نیز رفتارهای خشونت آمیز نشان می دهد.

    امروزه بچه ها خیلی حساس و زودرنج هستند و وقتی شما نسبت به آن ها بدرفتاری می کنید ،آن ها نیز در مقابل رفتار بد شما عکس العمل نشان می دهند و با شما بدرفتاری می کنند.مطمئن باشید که وقتی فرزندانتان را تنبیه کنید و یا آن ها را خجالت زده ی خود کنید،آن ها نیز وقتی کمی آزادی ببینند،سعی می کنند با شما همانطور خشن و گستاخانه رفتار کنند.در جامعه ی امروز ما همه ی خشونت های اجتماعی و ناهنجاری های رفتاری به خاطر این است که ما هنوز نمی دانیم که باید چگونه با دیگران رفتار کنیم و چطور احساسات آن ها را درک کنیم و عکس العمل نشان دهیم.

    وقتی به احساسات دیگران بی توجهی کنیم، آن ها رفتار خشونت آمیز و بد از خود نشان می دهند.با وجود این، امروزه والدین نسبت به فرزندانشان خیلی حساس هستند و بچه ها نیز این مسئله را به خوبی می فهمند و نسبت به والدین خود همین گونه عکس العمل نشان می دهند .اما اگر پدر و مادرها نسبت به فرزندان خود بی تفاوت باشند آن ها نیز بدرفتاری کرده و با والدین خود همکاری نمی کنند .در این شرایط یا آن ها علنا رفتارهای خشونت آمیز از خود نشان می دهند و یا اینکه در درون خود احساس بدی دارند و از لحاظ شخصیتی و اعتماد به نفس دچار مشکل می شوند،این بچه ها یا از خودشان متنفرند و یا از دیگران ،گاهی هم از خودشان متنفرند و هم از دیگران.

    امیدوارم با استفاده از تکنیک های تربیتی که در کارگاه ها مطرح نمودم، از تربیت فرزندتان لذت ببرید.

    جهت تربیت بهتر فرزند خود می توانید از مطالب تربیتی سایت استفاده کنید.

    ارادتمند شما ، محمد مهدی زمان وزیری، مدرس تربیت کودک.

     

  • مسئولیت والدین

    [aparat id=”HCnft”]

    براساس الگوهای روانشناسی جدید،همگی ما براهمیت دوران بچگی در رشد شخصیتی افراد به خوبی آگاهی داریم.موفقیت های آینده زندگی ما و اینکه بتوانیم زندگی شاد و سعادتمندی داشته باشیم ،تا حد زیادی به دوران بچگی ما  و نقش والدین در تربیت فرزندان بستگی دارد و اینکه چگونه آن دوران را پشت سر گذاشته ایم .امروزه ما همه به درستی این مسئله ایمان داریم ،اما والدیم ما در پنجاه سال پیش این مطلب را نمی دانستند.

    در گذشته والدین ما به نقش اساسی که آن ها در زندگی ما داشتند ،واقف نبودند و موفقیت ما در زندگی به عواملی چون شانس،نوع شخصیت ما،اعتقادات مذهبی و وضعیت اقتصادی خانواده بستگی داشت.همه ی ما خوب می دانیم که پدر و ماردان همیشه فرزندانشان را دوست دارند؛ فرقی نمی کند ،پدر و مادرهای نسل های پیش نیز همین گونه بودند،اما نحوه ی ابراز این عشق و علاقه حین تربیت کردن بچه ها ،آن زمان ها چندان برای ان ها مهم نبود.

    اکنون روان شناسان به عشق و علاقه والدین بر فرزندان پی برده اند.با این اطلاعاتی که ما از اهمیت دوران کودکی افراد داریم،متوجه می شویم که تربیت کردن بچه ها مسئولیت بسیار بزرگی برای والدین می باشد.اما گاهی اوقات والدین در تلاش برای بهتر تربیت کردن بچه ها به بیراهه می روند.

    والدین اغلب از روی اشتباه سعی می کنند،همیشه همه چیز را برای فرزندان خود محیا کنند.آن ها سعی می کنند برای فرزندان خود ،پول و امکانات رفاهی بیشتر ،اسباب بازی های بیشتر،تفریح بیشتر ،آموزشی بهتر و آزادی بیشتر فراهم کنند.آن ها همچنین سعی می کنند که بچه هایشان،منظم تر،فعال تر ،با ادب تر بوده و روابط اجتماعی بهتری با دیگران داشته باشند.اما همان طور که می دانیم بسیاری از بچه ها علاقه ای به چیزهایی که گفتیم ،ندارند و آن ها ضرورتا جزء نیازهای فرزندان ما نیستند ؛بنابراین همیشه داشتن همه چیز خوب نیست.بچه ها دوست دارند والدین آن ها متفاوت باشند.اما چگونه؟ وظیفه ی ما والدین این نیست که همه چیز برای فرزندان خود آماده کنیم،بلکه وظیفه ی ما این است که از روش تربیتی متفاوت از روش های تربیتی والدینمان  در گذشته استفاده کنیم.

    امیدوارم با استفاده از تکنیک های کاربردی که در کارگاه ها مطرح نمودم، از تربیت فرزند خود لذت ببرید.

    جهت تربیت بهتر فرزند خود می توانید از مطالب تربیتی سایت استفاده کنید.

    ارادتمند شما ، محمد مهدی زمان وزیری، مدرس تربیت کودک.

  • تکنیک های تربیت فرزند

    اگر می خواهید بچه دار شوید، بهترین کاری که در ابتدا باید انجام دهید این است که یاد بگیرید با فرزندتان چگونه رفتار کنید. اگر ندانید که چطور با بچه ها رفتار کنید، هیچوقت به نقش اصلی خود در زندگی این موجودات معصوم و شکل گیری آینده آنها پی نخواهید برد. بدون آگاهی در مورد نحوه ی تربیت فرزند خود، نه تنها آینده ی آن ها، بلکه زندگی خودتان را نیز خراب می کنید.

    تربیت و پرورش فرزندان کار سخت و در عین حال جالبی است. پدر یا مادر بودن مسئولیتی بزرگ و در عین حال کاری بسیار ارزشمند است و اجر والایی دارد. حالا اگر والدین، خوب بدانند که فرزندانشان چه انتظاری از آن ها دارند، به خوبی می توانند از پس مسئولیت های خود برآمده و به فرزندان خود کمک کنند آینده ی درخشانی داشته باشند. اگر واقعا مسئولیت های خود را به عنوان پدر و مادر بچه ها بشناسیم، به ارزش واقعی پدر بودن و مادر بودن پی می بریم و می دانیم که کار تربیت فرزند و مراقبت کردن از آن ها چقدر کار بزرگی است و از اینکه پدر و مادر آن ها هستیم به خودمان افتخار می کنیم.

    به خاطر داشته باشید که هیچ کس به اندازه ی شما نمی تواند به فرزندانتان کمک کند زیرا آنها به شما نیاز دارند، چون شما باعث به دنیا آمدن آن ها هستید.

    مشکل اینجاست که پدر و مادر آموزش کافی در زمینه ی الگوهای مناسب تربیتی نمی بینند و وقتی یکدفعه با مسئولیت مراقبت و تربیت فرزند مواجه می شوند، نمی دانند که چه کاری درست است و باید چه کاری انجام دهند. هرچند که همه ی ما خوب می دانیم که بچه ها موجودات معصومی هستند و موهبت هایی از جانب خداوند هستند اما ما باید بدانیم که آینده ی آن ها در دستان ماست. نحوه ی تربیت و مراقبت ما از کودکان در شکل گیری آینده ی آن ها بسیار موثر است. ما به عنوان والدین بچه ها دربرابر آن ها مسئولیت بسیار سنگینی داریم. فرزندان ما شایستگی این همه توجه از جانب ما را دارند.

    پدر و مادرها وقتی نمی دانند باید چطور بچه هایشان را تربیت کنند و یا وقتی فکر می کنند دخالت های آن ها باعث می شود شرایط بدتر شود، خود را کنار می کشند و می گذارند بچه ها هر کاری که دلشان خواست، انجام دهند. اما اگر تکنیک های تربیتی  و در عین حال کاربردی این سایت را خوب به خاطر داشته باشند، همیشه می دانند که بچه ها به ما بزرگتر ها احتیاج دارند. اگر شما کمی روش های تربیتی خود را اصلاح کنید، حتما می توانید پدر و مادر خوبی برای بچه هایتان باشید و به آن ها کمک کنید.

    به کارگیری تکنیک های تربیتی در تربیت فرزند

    اگر شما تکنیک های تربیتی که در کارگاه های تربیتی مطرح نمودم را در تربیت فرزند خود به خوبی درک کنید و آن ها را بکار بگیرید و سعی کنید آن را الگوی تربیتی خود قرار دهید، باز هم تربیت کردن فرزندان کار مشکلی است. شما وقتی با مفاهیم تربیت فرزند درگیر می شوید، می توانید آن ها را عملا یاد بگیرید. وقتی شما عملا درگیر مشکلات تربیتی فرزندان تان می شوید، از خودتان می پرسید:”چه کار باید بکنم”

    شاید شما اطلاعات خوبی در زمینه تربیت فرزند داشته باشید ولی دوباره با مسائل جدیدی روبرو می شوید و سرگردان می مانید که چه کار باید بکنید. بنابراین باید احتمالات مختلف را در نظر بگیرید. هر وقت با مشکل جدیدی روبرو شدید، می توانید دوباره به این سایت مراجعه کنید و از مطالب کاربردی من استفاده کنید. وقتی که شما نمی دانید باید چه کار کنید، دوباره تکنیک های تربیتی و رهنمود های ارائه شده درباره ی روش های درست تربیتی را مرور کنید؛ چندین و چند بار این کلمه را تکرار کنید تا بالاخره بفهمید اشکال کارتان کجا بوده، تا بهتر بتوانید مشکل به وجود آمده را حل کنید .

    در صورتی که شما والدین از تکنیک های تربیتی در تربیت فرزند خود استفاده کنید، می توانید با شهامت تمام به مرزهای جدیدی از موفقیت در تربیت فرزند خود برسید و قهرمانانه پا در دنیای جدید بگذارید. مهم تر از همه، این امکان را برای فرزندان خود فراهم می کنید که انسان های بزرگ و برجسته ای شوند.

    به خاطر داشته باشید بچه های شما موجوداتی فوق العاده هستند که با بکارگیری تکنیک های تربیتی می‌توانید وقت خود را صرف کشف استعدادها و افزایش توانمندی های فرزندتان کنید که به بهترین شکل ممکن به آن ها کمک کنید تا به آرزوها و خواسته های خود برسند. فکر می کنم این آرزوی هر پدر و مادری باشد که خوشبختی فرزندش را ببیند.

    امیدوارم با بکارگیری تکنیک های کاربردی که در کارگاه ها مطرح کرده ام ، از تربیت فرزند خود لذت ببرید.

    دوستدار شما محمد مهدی زمان وزیری

  • رئیس خانه چه کسی است؟

    [aparat id=”K8nk1″]

    بین افکار ،خواسته ها و تطابق آن ها با آن چه شما می خواهید تفاوت بسیاری وجود دارد.وقتی فرزندان شما سعی می کنند به دنبال آنچه شما از آن ها می خواهید باشند،آن ها خواسته های خود را با خواسته های شما تطبیق می دهند .اما وقتی آن ها خواسته های خود را مطرح نمی کنند و آن ها را انکار می کنند،آن ها در واقع نیازهای درونی و احساسات خود را سرکوب می کنند و فقط دنباله رو حرف ها و خواسته های شما می شوند،این نوع تسلیم شدن باعث می شود ،اراده و غرور بچه ها شکسته شود.وقتی شما یک اسب سرکش را رام می کنید ،او مطیع و فرمانبر شما می شود .اما دیگر آن روحیه ی آزادی را که قبلا داشت ،ندارد. بچه ها نیز همین گونه هستند.

    تطبیق دادن و هماهنگ کردن خواسته ها و آمال و آرزوهایمان و پذیرش راهنمایی های دیگران ؛یعنی همکاری کردن با آن ها در تصمیم گیری هایمان .اما دست برداشتن از خواسته هایمان و پذیرش رای و نظر طرف مقابل ؛یعنی تسلیم شدن در برابر او.

     روش تربیتی ای مناسب است که طبق ان فرزندان ما سعی کنند نیازهای خود را با خواسته های والدینشان تطبیق دهند و هماهنگ کنند نه اینکه آن ها را بچه هایی مطیع و رام بار بیاورد.ما اصلا دوست نداریم که فرزندانمان با چشمانی بسته ،دنباله رو والدین خود باشند.اگر به آن ها اجازه دهیم که مخالفت های خود را به ما ابراز کنند و احساسات خو را بیان کنند ، نه تنها آن ها به ارزش واقعی خود پی می برند ، بلکه با این کار ان ها بیشتر به سوی ما جلب می شوند و با ما همکاری می کنند .بچه های رام و مطیع فقط به امر و نهی والدینشان گوش می دهند،خودشان فکر نمی کنند و تصمیم نمی گیرند و یا در تصمیم گیری هایشان نقشی ندارند،اما بچه هایی که در تصمیم گیری های خود با والدینشان مشارکت می کنند،نه تنها به ارزش واقعی خود پی می برند ،بلکه مصمم تر بوده و تلاش بیشتری می کنند.

    در الگوها و روش های تربیتی ،تلاش می شود که فرزندان ما با ما بیشتر همکاری کنند نه اینکه آن ها فقط رام و مطیع ما باشند.

    [aparat id=”7Cx5c”]

    بچه هایی که در تصمیم گیری هایشان با والدین مشارکت خوبی دارند ،اگر چه دوست دارند به خواسته های خود برسند،اما بیشتر از ان سعی دارند والدینشان از آن ها راضی باشند.اگر به فرزندان خود اجازه دهیم به درخواست های ما نه بگویند ،در واقع خود ان ها را مسئول اعمال خودشان کرده ایم و با این کار ،والدین نقش نظارتی خود را خیلی بهتر ایفا می کنند،هر وقت که فرزندان ما در مقابل ما مقاومت کنند و با نقش نظارتی والدین مواجه شوند،بهتر می فهمند که رئیس خانه چه کسی است و تصمیم گیری نهایی با والدین است.

    امیدوارم با استفاده از این مطلب تربیتی و بکارگیری تکنیک های کاربردی مطرح شده در کارگاه ها، بتوانید از تربیت فرزندتان لذت ببرید.

    جهت تربیت بهتر فرزند خود می توانید از مطالب تربیتی سایت استفاده کنید.

    ارادتمند شما ، محمد مهدی زمان وزیری، مدرس تربیت کودک.

  • آیا پاسخ منفی فرزند به درخواست دیگران اشکال دارد؟

    اگر آن ها به درخواست دیگران پاسخ منفی بدهند،اشکالی ندارد،اما باید همیشه بدانند که پدر و مادر حرف اول را می زنند.

    ما باید به فرزندانمان اجازه دهیم که به درخواست دیگران پاسخ منفی بدهند،اما آن ها باید بدانند که این کار را باید با نظارت والدین خود انجام دهند .اگر به فرزندانمان اجازه دهیم درخواست های خود را آزادانه مطرح کنند و با ما حرف بزنند و در صورت لزوم به درخواست دیگران پاسخ منفی بدهند ،آن ها در خود احساس قدرت و بزرگی می کنند.اما اکثر والدین این کارها را نمی کنند چون می ترسند که دادن این گونه آزادی به فرزندانشان ،باعث می شود آن ها لوس و از خود راضی بشوند.بله من هم با لوس کردن بچه ها اصلا موافق نیستم و می دانم یکی از بزرگترین مشکلاتی که امروزه والدین بچه ها دارند، همین مسئله می باشد.والدین با دادن آزادی های بیش از حد به فرزندانشان آن ها را لوس می کنند .گاهی نیز والدین می دانند که بچه هایشان به آزادی بیشتری احتیاج دارند ، اما آن ها نمی دانند که این آزادی را چگونه باید به فرزندان خود بدهند.با به کار بستن رهنمودهی پیشنهاد شده در این سایت ، والدین می توانند از لوس شدن و خودخواه شدن فرزندانشان جلوگیری کنند.به عنوان مثال آن ها می توانند فرزند خود را مجبور کنند که مدتی تنها بمانند و به مشکلاتشان فکر کنند.فقط در صورتی می توان به بچه ها آزادی و اختیارات بیشتری داد که آن ها تحت نظارت و کنترل والدینشان باشند.

    [aparat id=”wXfjM”]

    اگر به فرزندتان اجازه دهید که به درخواست شما یا دیگران پاسخ منفی دهند،به راحتی می توانید به احساسات نهفته خود آن ها پی ببرید و از این رو بفهمید آن ها از شما چه می خواهند.منظور من از گفتن این جمله این نیست که همیشه به حرف فرزندانتان گوش کنید و خواسته های آن ها را برآورده کنید وقتی بچه ها به درخواست شما پاسخ منفی می دهند ، ضرورتا آن ها نمی خواهند حرف خودشان را به کرسی بنشانند.با این کار آن ها از احساسات و خواسته های درونی خود حرف می زنند و می آموزند که چگونه می توانند ارتباط برقرار کنند ،آن هم بدون اینکه مجبور باشند خود واقعی شان را از شما پنهان کنند.

    مهارت نه گفتن از مهم ترین مهارت هایی است که باید به کودکتان بیاموزید

    راههای تقویت مهارت نه گفتن در کودک

    به خانه برگردید

    برای اینکه کودک تان «نه» گفتن را یاد بگیرد، باید از خانه شروع کنید. اگر شما همیشه فرزندتان را مجبور به اطاعت کردن از خواسته های تان می کنید و به محض دیدن واکنش منفی او، عصبانی و پرخاشگر می شوید، نباید انتظار داشته باشید کودک تان به همکلاسی که می خواهد خوراکی هایش را از او بگیرد، نه بگوید و در آینده در برابر خواسته های غیرمنطقی کسی که دوستش دارد مقاومت کند.

    کودک شما از همین امروز یاد می گیرد حق دارد خواسته هایی که از نظرش درست یا منطقی به نظر نمی رسند را رد کند یا برعکس احساس می کند هیچ وقت و در برابر هیچ کسی حق ندارد خواست خودش را ترجیح دهد. پس اولین «نه» ای که از کودک تان می شنوید را جشن بگیرید و به خاطر وارد شدنش به یک مرحله تازه رشد، خوشحال شوید. اگر از او می خواهید لباسی که انتخاب کرده اید را برای مهمانی بپوشد اما به حرف تان گوش نمی دهد، به جای مجبور کردنش و گفتن «یا این کار را می کنی یا به مهمانی نمی رویم!» به او حق انتخاب بدهید و با گفت وگو و همفکری دنبال انتخاب گزینه ای دلچسب تر بگردید.

    به موقع نه بگویید

    کودکی که به موقع نه می شنود، مهارت نه گفتن را هم آسان تر کسب می کند. به همین دلیل به جای برآورده کردن همه خواسته های کودک تان در لحظه اعلام شدن شان یا به جای بی جواب گذاشتن آنها، سعی کنید او را گاهی با پاسخ منفی تان روبه رو کنید.

    اگر وقتی دست تان بند است از شما آب می خواهد، به او بگویید «الان نمی توانم، باید چند دقیقه صبر کنی!» و اگر وقتی تازه برایش لباس خریده اید به شما برای خرید یک لباس دیگر اصرار می کند، با احترام و آرامش به او نه بگویید و برایش توضیح دهید وقتی نیاز به لباس های تازه داشت، حتما با هم به خرید می روید. کودکی که به موقع نه می شنود، یاد می گیرد به موقع، نه بگوید و بی توجه به شرایط، خواست و امکاناتش خواسته های دیگران را برآورده نکند.

    بگویید نه متشکرم

    قرار نیست همه خواسته های کودک تان را اجابت کنید. وقتی به شما پاستیل تعارف می کند و میل ندارید، به جای اینکه از سر ترحم خودتان را مجبور به پاستیل خوردن بکنید، با خنده بگویید «نه، متشکرم».

    با درست ادا کردن این جمله به کودک تان یاد دهید که گفتن «نه» به معنای زیر سوال بردن شخصیت او و تصمیم هایش نیست، بلکه تنها به معنای داشتن نظری متفاوت است و برایش با رفتارتان روشن کنید این «نه» گفتن و نه شنیدن قرار نیست هیچ آسیبی به رابطه شما بزند. کودکی که در جریان این معادلات ساده روزمره، مهارت نه گفتن را یاد می گیرد، در سال های جوانی می تواند به خواسته دوستی که به او سیگار تعارف می کند، بدون ترس از قطع شدن رابطه اش، نه بگوید و به توقع های نابه جای همسرش در سال ها بعد بدون ترس از به خطر افتادن زندگی مشترکش جواب منفی بدهد.

    رکورد بشکنید

    وقتی کودک تان بی وقفه از شما چیزی می خواهد و جواب منفی می شنود، به خاطر بی حوصلگی یا ترحم حرف تان را عوض نکنید. در چنین شرایطی هر چند بار که لازم است، به خواسته او پاسخ منفی دهید و با خوش خلقی به او یاد دهید قرار نیست تکرار خواسته کسی، تصمیم او را تغییر دهد و درصورتی که منطق و احساسش به او می گوید باید پاسخ منفی دهد، دلیلی ندارد به خاطر پافشاری دیگران حرفش را عوض کند.

    امیدوارم با بکارگیری این مطلب تربیتی و سایر تکنیک های کاربردی و رابطه مدار که در کارگاه ها مطرح نمودم از تربیت فرزندتان لذت ببرید.

    دوستدار شما : محمد مهدی زمان وزیری 

  • آموزش مهارت های تربیتی فرزندان – سواد تربیتی

    افزایش مهارت های تربیتی در والدین :

    تربیت فرزند یکی از موضوعاتی است که ذهن اکثر والدین را درگیر خود کرده و امروزه والدین نمی‌توانند وقت چندان زیادی را صرف تربیت فرزندانشان کنند. به همین دلیل آن ها با آموزش مهارت های تربیتی باید بدانند که کدام مسائل تربیتی از بقیه مهم ترند. دانستن این مطلب باعث می شود که آن ها از وقت خود استفاده ی بیشتری کنند و همچنین آن ها با این کار تشویق می شوند که وقت بیشتری را برای فرزندانشان صرف کنند. وقتی والدین بدانند که بچه هایشان به چه چیزهایی نیاز دارند، کم کم انگیزه ی آن ها برای بودن در کنار فرزندانشان نیز زیاد تر می شود .

    اغلب والدین وقتی تحت فشار قرار می گیرند و دچار استرس می شوند، وقت خود را صرف کارهایی می کنند که نتیجه‌ی مطلوبی ندارد و یا کارهایی که فکر می کنند باید آن ها را انجام دهند. وقتی والدین با آموزش مهارت های تربیتی نیاز های فرزندانشان را بشناسند و بدانند آن ها چه انتظاری از والدینشان دارند، دیگر فقط به این فکر نخواهند بود که با پول مشکلات خود را حل کنند بلکه سعی می کنند زمان بیشتری را در کنار خانواده صرف کنند و از این کار لذت ببرند. امروزه بزرگترین سرمایه ی والدین، وقت آن هاست. وقتی والدین بدانند که چه کاری از دست آن ها ساخته است و باید چه کاری انجام دهند، می توانند از این سرمایه ی زمانی به نحو احسن استفاده کنند و برای فرزندانشان بیشتر وقت بگذارند.

    با استفاده از رهنمودهای ارائه شده در این سایت شما می توانید مهارت های تربیتی خود را افزایش دهید.

    شما با مطالعه ی این مطالب تربیتی و یا شرکت در کارگاه های فرزند پروری به شکل حضوری یا غیر حضوری متوجه می شوید که در چه مسائلی اشتباه می کردید و اکنون برای حل مشکلاتتان باید چه کار کنید. شما با یادگیری مهارت های تربیتی و افزایش دانش خود در حوزه ی سواد تربیتی و فرزند پروری و استفاده از مطالب تربیتی من می آموزید که چگونه می توانید فرزندانتان را تشویق کنید تا با شما بیشتر همکاری کنند آن هم بدون ترساندن و تنبیه کردن  فرزند.

    امروزه شما نمی توانید با ترساندن و تنبیه کردن کودکان، آن ها را به کار وادار کنید. اگر به آن ها فرصت دهید، آن ها خودشان می فهمند که چه کاری خوب است و چه کاری بد است، اما برای این کار به جای اینکه آن ها را از خودتان بترسانید یا تنبیه کنید، آن ها را تشویق کنید. آن ها همیشه دوست دارند پدر و مادرانشان را خوشحال کنند. از این حس آن ها استفاده کنید.

    در مجموعه آموزش های من ( محمد مهدی زمان وزیری ) شما مهارت های تربیتی مختلفی را می آموزید و با استفاده از این مهارت ها می توانید با فرزندانتان ارتباط بهتری برقرار کنید و فرزندانتان را تشویق کنید تا استعدادهای خود را شکوفا کنند و همچنین می آموزید که چگونه پنج پیام اصلی که فرزندانتان باید آن ها را بارها و بارها بشنوند را با آن ها در میان بگذارید.

    5 پیام مهم که والدین باید به فرزندانشان انتقال دهند :

    1. اگر تو با دیگران تفاوت داری، اصلا مهم نیست.
    2. اگر اشتباهی از تو سر بزند، اصلا مهم نیست.
    3. تو می توانی احساسات منفی خود را به راحتی نشان دهی.
    4. اگر چیز بیشتری بخواهی، اشکالی ندارد، می توانی از دیگران درخواست کنی.
    5. اگر جواب منفی به درخواست دیگران بدهی اشکالی ندارد، اما باید همیشه بدانی که مامان و بابا همیشه حرف اول را می زنند.

    این پنج پیام و رهنمود اصلی به فرزندان شما اجازه می دهد که از توانایی های خدادادی خود به نحو احسن استفاده کنند. اگر شما از مهارت های تربیتی و روش های درست تربیتی استفاده کرده و به پنج رهنمود فوق توجه کنید و آن را آویزه ی گوش خود کنید، فرزندتان می تواند مهارت های لازم برای زندگی خوب و موفق را کسب کند.

    برخی از مهارت های تربیتی که شما والدین باید آنها را بیاموزید، عبارتند از:

    بخشیدن خودتان و دیگران، همکاری با دیگران، قدردانی کردن از آن ها، اعتماد به نفس داشتن، صبور بودن و پشتکار داشتن، احترام گذاشتن به خودتان و دیگران، احترام به نفس داشتن و شاد بودن.

    با استفاده از این روش، نه تنها شما می توانید با عشق و علاقه از فرزندانتان حمایت کنید و آن ها را تربیت کنید، بلکه فرزندانتان می توانند در تمام مراحل رشد خود، خیلی خوب استعدادهای خود را شکوفا کنند.

    با استفاده از این سبک جدید تربیتی ، اعتماد به نفس نیز افزوده خواهد شد و می دانید که فرزندتان به خوبی تربیت خواهد شد و شب ها سر خود را آسوده روی بالش می گذارید و وقتی در تربیت فرزندتان با مشکلی مواجه می شوید، می توانید به راحتی به آموزش های تربیتی من مراجعه کنید و متوجه شوید آن لحظه ی خاص، فرزندتان به چه چیزی نیاز دارد و شما برای او چه کاری می توانید انجام دهید .

    پس همیشه به یاد داشته باشید مسئولیت شما به عنوان والدین آن ها این است که آن چه را که در آن ها بالفطره است، عینی کنید. با استفاده از پنج رهنمون نقل شده و به کار گرفتن مهارت های تربیتی نه تنها اعتماد به نفس شما به انجام دادن رفتار های درست در تربیت فرزندتان افزایش می یابد، بلکه فرزندانتان نیز می توانند در آینده زندگی خوب و موفقی داشته باشند.

  • انتظارات والدین از فرزندان

    بچه های ما موجوداتی معصوم و بی گناه هستند. آن ها موهبت های خداوند هستند و از بهشت می آیند.

    بچه ها موجودات منحصربه فردی هستند که هر کدام با سرنوشت خاصی وارد این جهان خاکی می شوند.همان طور که می دانیم،یک دانه ی سیب باعث بوجود آمدن درخت سیب می شود.ما نمی توانیم انتظار داشته باشیم که با کاشتن دانه ی سیب ،درخت پرتغال یا هلو ،داشته باشیم،فرزندان ما نیز همین گونه هستند.ما به عنوان والدین آن ها ،فقط وظیفه داریم که استعداد های نهفته ی فرزندانمان را کشف کنیم و اجازه دهیم این استعدادها در آن ها شکوفا شوند و زمینه رشد و شکوفایی آن ها را فراهم کنیم.ما نباید از فرزندانمان انتظار داشته باشیم ،که طبق آمال و آرزوهای ما رشد کنند و انسان هایی شوند که ما انتظار داریم.ما در مقابل آن ها مسئولیم که از آن ها حمایت کنیم و زمینه ی رشد و شکوفایی استعدادها و توانایی های ذاتی آن ها را مهیا کنیم.

    فرزندان ما ،از ما نمی خواهند که آن ها را اصلاح کنیم تا کارهایشان بهتر شود ،بلکه برای رشدشان به حمایت ما نیاز دارند،ما باید زمینه ای مساعد و مناسب برای شکوفا شدن بذرهای درونی ان ها مهیا کنیم،آنها خودشان می توانند بقیه کارها را انجام دهند.در یک دانه ی سیب ،طرح و الگوی رشد آن ذاتا نهفته است، بچه های ما  نیز همین گونه می باشند و درون ذهن،قلب و جسم و روح آن ها این الگوی رشدی بالفطره وجود دارد.بنابراین به جای اینکه فکر کنیم چگونه می توانیم فرزندانمان را وادار به انجام کارها کنیم،بهتر است بدانیم که آن ها بالفطره موجوداتی پاک و خوب هستند.

    درون ذهن،قلب و جسم و روح بچه ها الگوی رشدی بالفطره وجود دارد.

    من این جمله را در کارتون اژدها سوارها شنیدم که وقتی بچه از بزرگترها فرصت خواسته بودند که  اژدهاها را تربیت کنند و در انجام این کار موفق نشدند و اژدهاها تمامی روستا را از بین بردند، یکی از بزرگان روستا به حالت تمسخر به بچه ها گفت: « شما نمی توانید رفتارهای غریزی اژدها را تغییر دهید و بنابراین در تربیت آنها موفق نخواهید شد.» یکی از بچه ها با شنیدن این حرف به دوستانش گفت: « تازه متوجه شدم که مشکل کجاست، کارهایی که اژدهاها انجام می‌دهند به طور غریزی است و ما باید از غریزه‌ی آنها استفاده کنیم» بچه ها توانستند با استفاده از غریزه‌ی اژدهاها، آنها را در راستای آبادانی  روستا بکار بگیرند و این باعث موفقیت آنان در تربیت اژدهاها شد.  

    مطلب فوق نشان می دهد که آن پسر بچه به غریزه ی آن حیوان اعتقاد و ایمان پیدا کرده بود. با وجود این او نه تنها می توانست بهتر از عهده ی هدایت اژدهاها  برآید، بلکه می توانست در این راه با مشکلات کمتری نیز مواجه شود.

    اگر همه ی والدین چنین نگرشی داشتند ، خیلی خوب می شد.اگر والدین قبول داشتند که بچه ها فطرت و غریزه های خودشان را دارند، دیگر اینقدر مسائل مختلف در خانواده ها نداشتیم.

    والدین با استفاده از مهارت های مناسب تربیتی می توانند در پروسه رشد طبیعی،از فرزندانشان حمایت کنند و نقش مداخله ای نداشته باشند.اما اگر والدین به پروسه ی رشد طبیعی فرزندانشان آگاهی نداشته باشند، دچار یاس، نا امیدی و استرس می شوند و بدون اینکه خودشان بدانند مانع رشد طبیعی فرزندانشان می شوند.برای مثال وقتی والدین یک کودک به حساسیت های ذاتی کودکشان توجهی ندارند ،نه تنها در تربیت کردن او دچار مشکل ياس و نا امیدی می شوند، بلکه فرزندشان نیز فکر می کند که از او اشتباهی سر زده، در صورتیکه این طور نیست. این جمله ی غلط:”که از من اشتباهی سر زده است” در ذهن کودک حک می شود و با این احساس گناه ایجاد شده در کودک ، او نمی‌تواند استعدادهایش را خوب شکوفا سازد.