برچسب: زمان وزیری

  • هر کودک مشکلات رفتاری خاص خود را دارد.

    مشکلات رفتاری فرزندان - محمد مهدی زمان وزیری

    مشکلات فرزندان با هم متفاوت است و خاص خودشان است.

    کودکان وقتی به این دنیا می آیند، فطرتا پاک و معصوم هستند، اما با چالش هایی در زندگی مواجه می شوند و در عین حال مشکلات فرزندان با هم متفاوت است. ما به عنوان والدین باید به آنان کمک کنیم تا از پس این مشکلات و ناهنجاری های رفتاری برآیند و آن ها را حل کنند.

    خود من ( محمد مهدی زمان وزیری) سه برادر دارم. علی رغم اینکه همه‌ی ما در یک خانواده بزرگ شدیم و پدر و مادرمان یکی بودند، ولی اکنون انسان های کاملا متفاوتی هستیم و اصلا شباهتی به هم نداریم.

    ما به عنوان والدین ، فقط می توانیم به فرزندانمان کمک کنیم تا استعداد هایشان را شکوفا سازند، اما نمی‌توانیم در مشکلات رفتاری کودکان و شخصیتی آن ها تغییری ایجاد کنیم، بنابراین با این دیدگاه به جای اینکه سعی کنیم آن ها را تغییر و یا مشکلات فرزندان خود را حل کنیم، باید سعی کنیم کمتر نگران باشیم. اگر به فرزندان خود اعتماد داشته باشیم، می توانیم هم به خودمان و هم به آن ها بیشتر کمک کنیم.

    با این کارها می توانیم به فرزندانمان اجازه دهیم، خود واقعی شان باشند و بتوانند در مقابل چالش های زندگی عکس العمل های مناسبی از خودشان نشان دهند. اگر والدین به فرزندانشان اعتماد کنند و خونسرد باشند، فرزندانشان نیز بیشتر به خودشان تا والدینشان و جهان خارج اعتماد می کنند.

    سرنوشت فرزندان ما از قبل رقم خورده است. اگر والدین نسبت به فرزندانشان چنین دیدگاهی داشته باشند، دیگر همیشه نگران آنها نیستند و خود را به خاطر تک تک مشکلات فرزندان خود مسئول نمی‌دانند. اگر به جای اینکه بپذیریم که بچه‌ی ما نیز مثل همه‌ی بچه های دیگر مشکلات و چالش هایی دارند، مدام به فکر این باشیم که چه کاری برای مشکلات فرزندان از دستمان برمی آید و اینکه خود او باید چه کار کند فقط وقت و انرژی خود را به هدر می دهیم. وظیفه‌ی ما به عنوان والدین آنها فقط این است که به فرزندمان اجازه دهیم با مشکلاتشان کنار بیایند.

    کودکان موجودات منحصر به فردی هستند و استعدادها و مشکلات رفتاری کودکان نیز با یکدیگر کاملا متفاوت است و ما نمی توانیم ذات آن ها را عوض کنیم. تنها کاری که از دست ما بر می آید این است که زمینه را برای رشد و شکوفایی آن ها آماده کنیم. 

    هر وقت به این فکر می کنیم که از فرزندمان کار ناشایستی سر زده است باید به خاطر آوریم که فرزندان ما از بهشت آمده اند. آن ها موجودات معصومی هستند. ما باید آن ها را همین طور که هستند قبول کنیم. آن ها سرنوشت و چالش های مخصوص به خودشان را دارند. آن ها از یک سو به ما نیاز دارند و از سوی دیگر باید به دنبال سرنوشت خودشان باشند. موانع و مشکلات پیش روی فرزندان برای شکوفا شدن و رشد کردن آن ها ضروری هستند. مشکلاتی که کودکان در زندگی با آن مواجه می شوند باعث می شود آن ها بتوانند از حمایت والدین خودشان برخوردار شده، به آن ها تکیه کنند و به رشد شخصیتی خود برسند.

    بچه ها از یک سو به کمک ما نیاز دارند و از سوی دیگر باید مستقل بوده و به دنبال سرنوشت خود بروند.

    باید این مسئله را قبول کنیم که همه ی بچه ها در دوران رشد خود با مشکلات و چالش های متفاوتی روبرو می شوند، آنها با پذیرش محدودیت هایی که از جانب والدنیشان اعمال می شود می توانند در زندگی شان موفق شوند.

    اگر هیچ گاه برای رسیدن به خواسته های خود، جلوی حرف زور نایستند، پس چگونه می توان انتظار داشت آن ها بتوانند مستقلا راه خود را پیدا کنند و به تنهایی تصمیم بگیرند. بنابراین می توان گفت که چالش ها و مشکلات زندگی نه تنها اجتناب ناپذیرند و ما گریزی از آن ها نداریم، بلکه جزء ضروریات زندگی ما نیز می باشند.

    وظیفه ی ما به عنوان والدین این نیست که از آن ها در مقابل مشکلات و چالش های زندگی محافظت کنیم، بلکه برعکس باید بگذاریم آن ها خودشان با مشکلات مواجه شوند و ما در این مسیر به آن ها کمک کنیم.

    اگر شما همیشه مسئولیت مشکلات فرزندان را به دوش بکشید و مشکلات آن ها را برایشان حل کنید، آن ها هیچ به توانایی ها و استعدادهای ذاتی خود پی نمی برند. 

    مشکلات و موانعی که فرزندان ما، در زندگی شان تجربه می کنند آن ها را قوی و استوار می سازند و باعث رشد و شکوفایی آنان می شوند.

    فرزندان ما شبیه پروانه هستند، آن ها برای خارج شدن از پیله شان، باید خیلی تلاش کنند، اما اگر شما به آن ها کمک کنید و پیله شان را پاره کنید تا زودتر از پیله خارج شوند، آن ها می میرند.

    پروانه ها با تلاشی که برای پاره کردن پیله شان می کنند، درواقع بال های خود را قوی می کنند و اگر در خارج شدن از پیله تلاش نکنند، هیچ وقت نمی توانند پرواز کنند و می میرند. فرزندان ما نیز همین طور هستند، اگر می خواهیم آن ها بال هایشان را باز کنند و در این دنیا پرواز کنند، باید خودشان تلاش کنند و ما از آن ها حمایت کنیم.

    فرزندان ما برای این که بتوانند مشکلات زندگی شان را حل کنند باید از پشتوانه‌ی حمایت و عشق و عاطفه ی ما برخوردار باشند. اما اگر ما این علاقه و حمایت را از آنان دریغ کنیم، مشکلات فرزندان ما بیشتر می شود و حتی ممکن است آن ها را تا مرز جنون و هنجارهای اخلاقی بکشانند. بنابراین وظیفه ی والدین این است که از فرزندان به نحوی حمایت کنند که آنها از لحاظ روحی و روانی افرادی سالم و قوی بار بیایند. اگر در کار آن ها مداخله کنیم و همه چیز برایشان به آسانی حل شود و آن ها با مشکلی مواجه نشوند، در واقع فرزندان مان را افرادی ضعیف بار می آوریم.

    از طرف دیگر اگر به فرزندمان خیلی سخت بگیریم و به مشکلات فرزندان خود بی توجه باشیم و اصلا به آن ها کمک نکنیم، آن ها را از محبت و حمایت خود محروم می سازیم. بچه های ما نمی توانند همه ی کارهای خود را به تنهایی و بدون کمک ما انجام دهند و نمی توانند بدون کمک ما مهارتهای لازم برای یک زندگی موفق را بیاموزند.

    از تربیت فرزند خود لذت ببرید.

    دوستدار شما، محمد مهدی زمان وزیری

  • بچه‌های امروز با گذشته فرق دارند

     

    بچه های امروز با نسل قبل فرق دارند، درست مثل دنیای ما که با دنیای نسل قبل فرق دارد. دیگر بچه‌ها از والدینشان ترس و واهمه‌ای ندارند و روش های خشونت آمیز قدیمی در تربیت بچه‌ها فقط از قدرت و جایگاه والدین کم می‌کند. امروزه تهدید و تنبیه فقط باعث می‌شود که بچه‌ها نسبت به والدینشان جبهه گیری کنند و رفتارهای خشونت آمیزی از خودشان نشان دهند. اگر در تربیت فرزندتان از تنبیه بدنی استفاده کنید و سر آن‌ها فریاد بکشید و آن‌ها را تهدید کنید، نه تنها نمی‌توانید آن‌ها را کنترل کنید، بلکه آن‌ها دیگر به حرف های شما گوش نمی دهند و با شما همکاری نمی‌کنند.

    اکنون والدین سعی می‌کنند با فرزندانشان ارتباط خوبی داشته باشند، تا آن‌ها برای تحمل فشار بار مشکلات جامعه‌ی امروزه آماده‌تر شوند، اما متأسفانه آن‌ها هنوز برای رسیدن به این هدف مهم از روشهای منسوخ و کهنه تربیتی استفاده می‌کنند. 

    جوانی به من مراجعه کرده بود و داستان تربیت اشتباه پدرش را اینطور برایم تعریف کرد: « ما دو برادر و یک خواهر بودیم. پدرمان همیشه سعی می کرد با تهدید و ترس از تنبیه شدن، حرف هایش را به کرسی بنشاند. هر وقت به حرفش گوش نمی دادیم و سرپیچی می کردیم، دوباره ما را تهدید می کرد تا بالاخره از او اطاعت کنیم.

    آن زمان وقتی تهدیدهای پدرم موثر واقع نمی‌شد، بیشتر تهدید می کرد و می گفت: اگر بازهم با من اینجوری حرف بزنی، یک هفته زندانیت می کنم. وقتی من مقاومت می کردم و به حرف هایش گوش نمی دادم، او می گفت : اگه دست از این کارت برنداری یک هفته، میشه دو هفته. وقتی باز هم به حرف او گوش نمی دادم، پدرم می گفت : خوب حالا که دیگه اصلا نمی خوای به حرفم گوش بدی، یک ماه به کارت کاری ندارم، برو تو اتاقت.»

    همانطور که دیدید، این پدر هر بار، شدت تنبیه هایش را بیشتر می‌کرد، اما این کار اثری در فرزندش نداشت و باعث میشد او لجوج تر شود و بیشتر مقاومت کند. این جوان به من گفت:« آن زمان یک ماه تمام با خودم فکر می کردم که پدرم چقدر درحقم بی انصافی کرده، او به جای اینکه کاری کند که من به سویش جذب شوم و با او همکاری کنم، بیشتر مرا از خودش دور می کرد.»

    آن کودک الان برای خود جوانی شده است ولی نحوه ی تربیت کردن والدینش باعث شده او در این سن از لحاظ روحی و روانی آسیب ببیند و دچار مشکل شود؟ آیا غیر از این است که ما فرزندانمان را برای موفقیت در آینده تربیت می کنیم ولی با این شیوه تقریبا آینده و موفقیت او را دچار مسئله می کنیم.

    در گذشته برای رام کردن بچه های جسور از تنبیه و تهدید استفاده می کردند و امروزه شاهد آثار مخرب این روش که ظاهرا موثر بوده است، هستیم. اما اکنون دیگر در بچه ها اثری ندارد. بچه های امروز عاقل تر و پیچیده تر از بچه های نسل قبل هستند. ان ها معنی بی عدالتی و خشونت را خوب می دانند و نمی توانند آن را تحمل کنند و با مواجه شدن با رفتارهای خشونت آمیز، از خودشان واکنش نشان می دهند.

    مهم تر از همه این است که تهدید و تنبیه باعث می شود که پل ارتباطی میان فرزندان و والدین از بین برود و با این کار به جای اینکه مشکلات به وجود آمده را حل کنید، خودتان جزئی از آن مشکل خواهید شد. 

    تنبیه کردن فرزندانتان باعث می شود آن ها دیگر شما را دوست خود ندانند و شما دشمن آن ها شوید. تنبیه کردن بچه ها باعث می شود، آن ها احساسات خود را از شما مخفی نگه دارند و شما دیگر نتوانید از آن ها حمایت کنید.

    وقتی والدین سر فرزندانشان داد و فریاد می زنند، آن ها نسبت به حرفهای والدین خود بی تفاوت می شوند و گوش شنوا نخواهند داشت. اگر می خواهید فرزندانتان در آینده افراد موفق باشند و بتوانند روابط خوبی با دیگران برقرار کنند و در بازار تجارت نیز به رقابت با دیگران بپردازند، باید مهارت روابط اجتماعی امروز را یاد بگیرند. این مهارت ها به خصوص زمانی که والدین به حرف های فرزندانشان گوش می دهند و یا بالعکس زمانی که فرزندان به حرفهای والدین خود گوش می دهند، شکل می گیرد.

    این نکته را باید بدانید که اگر می خواهید فرزندانتان به حرفهای شما گوش دهند، ابتدا خودتان باید به حرف های آن ها خوب گوش دهند، ابتدا خودتان باید به حرف های آن ها خوب گوش دهید تا آن ها این مهارت را از شما بیاموزند.

    به عنوان مثال، وقتی شما به یک موسیقی که صدای آن بسیار بلند است گوش می دهید، چه اتفاقی می افتد؟ آیا می توانید دیگر صداهای اطراف خود را بشنوید؟ مسلما نه. وقتی سر فرزندانتان داد و فریاد می کنید، نیز همین اتفاق می افتد. آن ها صدای شما را نمی شنوند. وقتی والدین امروزی برای برقراری ارتباط با فرزندانشان درست همان کاری را می کنند که والدین آن ها انجام می دادند، نتیجه همان می شود که می بینید.

    بچه ها ساکت می مانند و حرفی نمی زنند و والدین کنترل خود را از دست می دهند و عصبانی میشوند.

    دوستدار شما: محمد مهدی زمان وزیری 

  • عشق و عاطفه‌ی والدین در تربیت و پرورش فرزندان

    در گذشته اغلب والدین بر فرزندانشان تسلط داشتند. بچه‌ها از آن‌ها می‌ترسیدند و حساب می‌بردند. والدین برای اینکه فرزندانشان را مجبور کنند کارهای خوب و شایسته انجام دهند، به آن‌ها می‌گفتند که اگر به حرف پدر و مادرشان گوش ندهند، بچه‎های بدی هستند و هیچ وقت لیافت رفتار خوب پدر و مادرشان را نخواهند داتش. 

    در این میان بچه‌ها می‌ترسیدند که مبادا خطایی از آن‌ها سر برند و والدینشان دیگر آن‌ها را دوست نداشته باشند. اما وقتی این روش موثر واقع نمی‌شد، والدین از روش‎های خشونت آمیز و تنبیه بدنی استفاده می‌کردند تا بچه‌ها بیشتر بترسند و مطیح باشند. آن‌ها با این کارشان اعتماد به نفس بچه‌ها را از بین می‌بردند. 

    بچه‌هایی که به حرف والدینشان گوش نمی‌دادند، اعتماد به نفس بیشتری داشتند. به طور خلاصه می‌توان گفت که باید سعی کنیم بچه‌ها اعتماد به نفس بالایی داشته باشند تا روحیه‌ی همکاری و سازگاری در آن‌ها افزایش پیدا کند. 

    در گذشته والدین سعی می‌کردند بچه‌های آرام و مطیعی داشته باشند. اما اکنون ما معتقدیم که روش تربیتی درست است که با استفاده از آن بچه‌های ما اعتماد به نفس بالایی داشته باشند و در عین حال از روحیه‌ی سازگاری و همکاری خوبی نیز برخوردار باشند.

    ضرورتی ندارد برای اینکه بخواهیم فرزندانمان با ما همکاری کنند و به حرف ما گوش دهند، اعتماد به نفس را در آن‌ها از بین ببریم. بچه‌ها موجودات معصومی هستند، وقتی به آن‌ها عشق بورزیم و اعتماد به نفس آن‌ها را افزایش دهیم، آن‌ها بیشتر به حرف ما گوش می‌دهند و با ما همکاری می‌کنند.

    در گذشته والدین سعی می‌کردند، بچه‌های خوب و مطیعی تربیت کنند. اما امروزه ما معتقدیم، اگر بچه‌هایمان را خوب تربیت کنیم، دیگر مجبور نیستیم آن‌ها را تهدید کنیم تا به حرف‌هایمان گوش دهند، بلکه آن‌ها خودشان از صمیم قلب به حرف‌های ما گوش می‌دهند و تصمیم می‌گیرند.

    با این روش آن‌ها دیگر دروغ نمی‌گویند و دیگران را گول نمی‌زنند، اما نه فقط به این دلیل که این کار خلاف قانونی است که ما برای آن‌ها وضع کرده‌ایم، بلکه به این دلیل که آن‌ها خودشان می‌فهمند این کار بد است. با این روش دیگر ما مجبور نیستیم عقاید مذهبی و دینی را به آن‌ها تحمیل کنیم، چون بچه‌ها برای یادگیری آموزه‌های دینی با والدینشان همکاری می‌کنند و عقاید دینی را با تمام وجود می‌آموزند.

    در الگوهای جدید تربیت کودکان، ما به دنبال این نیستیم که فقط بچه‌های مطیع و خوبی داشته باشیم، بلکه به دنبال آن هستیم که فرزندانمان با ما هم سو شده و روحیه‌ی همکاری در آن‌ها افزایش یابد. 

    والدین در گذشته سعی می‌کردند، فرزندانی رام و مطیع داشته باشند، اما امروزه ما معتقدیم که الگوهای تربیتی مناسب سعی دارند، بچه‌ها با اعتماد به نفس بیشتری رشد کنند تا بتوانند سرنوشتشان را خودشان رقم بزنند، نه اینکه مثل نسل‌های قبل فقط جا پای پدرانشان بگذارند و دنباله روی آن‌ها باشند. بچه‌هایی که اعتماد به نفس بالایی دارند، خودشان را بهتر می‌شناسند و می‌دانند که به چه چیزهایی می‌خواهند برسند. 

    بچه‌هایی که اعتماد به نفس بالایی دارند، به راحتی تحت تأثیر دوستان خود قرار نمی‌گیرند. آن‌ها خودشان مستقل فکر می‌کنند، با وجود این در تصمیم گیری‌هایشان از راهنمایی‌های والدینشان نیز کمک می‌گیرند. وقتی هم که بزرگ تر شدند، همیشه در تصمیم‌گیری هایشان متکی به دیگران نیستند، بلکه آن‌ها برای خود و زندگی‌شان برنامه‌ی خاصی دارند و خودشان تصمیم می‌گیرند که چه کاری برای آن‌ها خوب است و چه کاری بد. 

     

  • بحران والدین در این قرن

    روش های تربیتی فرزندان - محمد مهدی زمان وزیری

    روش های تربیتی فرزندان – بحران والدین در قرن جدید

    دنیای غرب امروزه از بحران خاصی رنج می‌برد. ما هر روز شاهد آن هستیم که رفتارهای خشونت‌آمیز بچه‌ها و نوجوانان بیشتر می‌شود. مشکلات عصبی، خودکشی و استفاده از مواد مخدر و مشروبات در آنان، زیادتر دیده می‌شود که بحران والدین در قرن جدید می باشد. تقریبا می‌توان گفت که امروزه همه‌ی والدین در مورد روش‌ های تربیتی جدید و قدیمی فکر می‌کنند. آنها از خودشان می‌پرسند، کدام روش بهتر و موثرتر است. اما این کارها بی فایده است. مشکلات فرزندانمان هر روز بیش‌تر از روز قبل می‌شود.

    بعضی از والدین فکر می کنند که این مشکلات به خاطر این است که آن‌ها آزادی عمل زیادی به فرزندان خود می دهند. 

    برخی دیگر نیز فکر می کنند روش‌ های تربیتی غلط قدیمی، مثل تنبیه بدنی و فریاد زدن بر سر کودکان، عامل اصلی این اتفاقات است. دیگران نیز بر این عقیده هستند که این مشکلات و ناهنجاری‌های رفتاری در بچه‌ها به خاطر تغییرات جامعه‌ مدرن است.

    تاثیرات تلویزیون

    بسیاری از خانواده ها معتقدند که تماشای بیش از حد تلویزیون و تبلیغات مخرب و رفتارهای خشونت‌آمیزی که در آن نشان داده می‌شوند، باعث بوجود آمدن این همه جرم و جنایت در جامعه می‌شوند. مشخص است جامعه نقش به سزایی در به وجود آمدن چنین مشکلاتی دارد. دولتمردان می‌توانند راه حل‌های مناسبی در این زمینه ارائه دهند.

    اما قسمت عمده‌ی چنین مشکلاتی از خانواده نشأت می‌گیرند.

     بسیاری از مشکلات فرزندان ما در خانه و خانواده شروع می شوند. می‌توان این مشکلات را همان‌جا، یعنی در خانه و خانواده حل کرد.

     والدین باید فرزندانی با ویژگی‌های زیر را تربیت کنند.

    1- فرزندانی با عزت نفس بالا.

    2- فرزندانی با اعتماد به نفس بالا.

    3- فرزندانی دارای روحیه‌ی همکاری و سازگای بالا.

    والدین برای اینکه بهتر بتوانند با تغییرات جامعه کنار بیایند، باید در روش‌ های تربیتی خود تجدید نظر کنند. در طول دویست سال اخیر، افراد از آزادی‌ها و حقوق اجتماعی بیشتری برخوردار بوده‌اند. هر چه جلوتر برویم این آزادی‌ها بیشتر خواهد شد.   جامعه‌ی ما نیز از این اصل کل مستثنی نبوده است. اما خانواده‌ها به این موضوع توجه چندانی ندارند و هنوز از روش‌های قدیمی استفاده می‌کنند.

    والدین باید مهارتهای تربیتی خود را ارتقاء بخشند تا بتوانند فرزندانی سالم و خوب تحویل جامعه دهند. این نکته را افرادی که در بازار مشغول کسب و کار هستند به خوبی می‌دانند.  آنها می‌دانند که باید در نوسانات مقاومت کنند و سرپا بمانند. آنها می‌دانند باید مدام با نوسانات بازار خود را تغییر دهند و طبق الگوهای جدید و نیازهای جامعه پیش بروند.

    والدین نیز می‌خواهند فرزندانشان در جامعه سالم بمانند. آن‌ها باید با الگوهای جدید و درست تربیتی آشنا باشند. والدین باید از تکنیک ها و روش های تربیتی جدید بهره ببرند. آن‌ها با استفاده از شیوه‌ی جدید می‌توانند در تربیت فرزندشان موفق باشند. 

    شما عزیزان می توانید از مطالب تربیتی دیگر سایت استفاده کنید.

  • روش مناسب تربیت فرزندان

    روش های نوین تربیت فرزندان - مهارت های تربیتی فرزندان

    به کارگیری مهارت ها و روش های تربیتی نوین در جهت تربیت فرزندان

    همان طور که می دانید روش‌های قدیمی در تربیت فرزندان ، دیگر موثر نیستند. اگر شما می‌خواهید پدر و مادری خوب برای فرزندتان باشید، فقط کنار گذاشتن روش‌‌های تربیتی قدیمی ، مثل تنبیه کردن و داد زدن بر سر فرزندتان، کافی نیست. بعد از این کار باید دنبال الگوی جدیدی برای تربیت فرزندان تان باشید. روش های قدیمی تربیتی دیگر هیچ جایی در زندگی امروزی ندارد و فقط روابط بین والد و فرزندان را تیره و تار می کند. روش مناسب تربیت فرزند باید تکنیکال، کاربردی و رابطه مدار باشد تا بتواند یک رابطه ی محکم احساسی، عاشقانه، صمیمانه و دوستانه را بین والدین و فرزندانشان ایجاد کند.

    من ( محمد مهدی زمان وزیری ) در این سایت سعی می‌کنم که شش مهارت لازم برای تربیت فرزندان را به شما والدین عزیز آموزش دهم که شما بتوانید این مهارتها را جایگزین روش‌های قدیمی تربیت فرزندتان قراردهید. 

    من یک شبه به مهارتهای شش گانه لازم در تربیت فرزندان ، پی نبردم، بلکه پانزده سال تمام در این زمینه تحقیق و بررسی کردم و به خانواده های زیادی در زمینه‌ مسائل فردی و خانوادگی کمک کردم تا بتوانند اول خودشان بعد طرف مقابلشان را بشناسند. من به عنوان یک پدرخانواده، سعی کردم روش‌های جدیدی در زمینه‌ی تربیت و پرورش فرزندم ، ابداع کنم. این روش‌های جدید تربیتی ، نه تنها برای فرزند خودم سودمند بودند، بلکه به هزاران خانواده کمک کردند تا مشکلاتشان را در زمینه‌ی تربیت فرزندان شان حل کنند.  اعتقاد من این است:  

     

    تا چیستی چیزی را بلد نباشی، به کیستی نمی‌رسی.

     

    چند نمونه که والدین از مهارت ها و روش های تربیتی نوین در جهت تربیت فرزندان شان استفاده کردند و به نتیجه رسیدند به شرح زیر است :

    • مادر پارسا از اینکه فرزندش در دو سالگی نمی‌توانست خوب حرف بزند و همین امر باعث شده بود که پارسا بسیار پرخاشگر شود، نگران بود. او نمی‌توانست با هم سن و سالان خود ارتباط برقرار کند و به محض ارتباط با یک کودک اولین کاری که انجام می‌داد، این بود که او را کتک می زد. مادر پارسا از اینکه فرزندی دارد که نمی تواند ارتباط برقرار کند و به دیگران آسیب برساند بسیار ناراحت و غمگین بود. اما او  با استفاده از روش‌های تربیتی من بخصوص تکنیکهای جلب توجه توانست جلب توجه منفی فرزندش را تبدیل به جلب توجه مثبت نماید و در نهایت، پارسا توانست با اطرافیان خود رابطه‌ی معقول و مناسبی برقرار کند. 
    • مادر آیهان با فرزند 6 ساله‌ی خود مشکل داشت. آیهان بچه ایی عصبی و پرخاشگر و لجباز بود و اکثر اوقات حکمش، حکم غالب بود. والدین آیهان با کنار گذاشتن تنبیه بدنی و جایگزین تشویق به جای تنبیه ،کم کم از نحسی‌های او کم کردند. آن‌ها با پی بردن به نیازهای ذاتی فرزندشان، یاد گرفتند که چگونه باید با او برخورد کنند تا دوباره کنترل خانواده در دستشان باشد. 
    • پدر علیرضا که بیزینسمن موفقی بود بعد از شرکت در کارگاه‌ها متوجه شد که چقدر فرزندانش به او نیاز دارند و او چقدر می‌تواند در تربیت کردن  فرزندانش  موثر باشد و به آن‌ها  کمک کند. او پدرش را در دوران کودکی از دست داده بود و مادرش او را بزرگ کرده بود، از این رو نمی‌دانست که پدران چقدر می‌توانند در تربیت فرزندان شان موثر باشند. وقتی متوجه شد که بچه‌هایش از او چه می‌خواهند و چه کاری از دست او برمی‌آمد، اوقات بیشتری را درکنار  آن‌ها سپری می‌کرد. او از وضعیت فعلی‌اش بسیار راضی است، چون هم خودش و هم فرزندانش اکنون زندگی بسیار شاد و خوبی دارند. او خود را از این شادی محروم کرده بود و حتی نمی‌دانست که چنین لذتی در دنیا وجود دارد. 

     

    بسیاری از مردانی که در تربیت فرزندانشان دخالت نمی‌کنند، نمی‌دانند که با این کار خودشان را از چه لذتی محروم می‌کنند.

     

    خانواده های بسیاری از مهارت های تربیتی آموزش داده شده در کارگاه‌ها استفاده کردند اما، بیان نام  آن‌ها  امکان پذیر نمی‌باشد. به راحتی می‌توان ثابت کرد که آموختن و به کار گرفتن این مهارت‌ها در تربیت فرزندان بسیار موثر است، کافی است  آن‌ها  را به کار بگیرید تا نتیجه را خودتان ببینید. 

    با استفاده از تکنیک‌ها و مهارتهای تربیتی که در این سایت ارائه خواهد شد، بچه ها در هر سنی و هر خانواده‌ای که باشند عکس العمل مثبتی به نحوه‌ی تربیت کردن شما نشان خواهند داد. 

    مهارتها و تکنیک های ارائه شده در این سایت ( مطالب تربیتی و کارگاه های آموزشی ) برای تربیت کردن همه‌ بچه‌ها مناسب است. حتی بچه‌هایی که با  آن‌ها بد رفتاری یا خشونت شده و یا والدینشان  آن‌ها را سخت تنبیه می‌کردند. ناگفته پیداست که این نوع از بچه‌ها، مشکلات رفتاری خاص خودشان را دارند، اما وقتی والدین  آن‌ها از روش‌های تربیتی نوین استفاده می‌کنند، بهتر می‌توانند ناهنجاری های رفتاری  آن‌ها  را کنترل کرده و مشکلات  آن‌ها را حل کنند. مطمئن باشید که اگر از این گونه بچه‌ها واقعا حمایت کنید و عشق و علاقه‌ی خودتان را نسبت به آن‌ها نشان دهید،  آن‌ها به راحتی تغییر می کنند. 

    در مقاله ی بعد در خصوص بحران والدین در این قرن مطالبی را به اشتراک خواهم گذاشت.

  • دوست داشتن فرزند

    آیا با دوست داشتن فرزند همه چیز حل می شود؟

    اکثر والدین، فرزندشان را دوست دارند و به آن‌ها عشق می‌ورزند ، اما دوست داشتن فرزند به تنهایی در تربیت درست و مناسب آن ها کافی نیست. 

    مهم‌ترین نقش به عنوان والدین بچه‌ها این است که نسبت به آنها عشق بورزید و برای حمایت و مراقبت از فرزندتان از وقت و انرژی خود هزینه کنید. من می خواهم بگویم، اگر چه عشق ورزیدن و دوست داشتن فرزند لازم است، اما کافی نیست. مادامی که والدین نتوانند به نیازهای خاص فرزندان خود پی بیرند، هرگز نمی‌توانند برای آنها والدین خوبی باشند و این نیازها را برطرف کنند.

    وقتی والدین در تربیت فرزندانشان دچار مشکل می شوند به این دلیل است که آن‌ها راه حل مناسبی برای حل مشکلات فرزندانشان نمی‌دانند.

    حتما شما والدین عزیز از پدر و مادرتان به خاطر عشق و علاقه و حمایت هایشان سپاسگزارید، اما با آن همه عشق و علاقه ایی که نسبت به شما داشتند گاهی از اشتباهات آنها به شدت دلخور می شدید. الان که شما خودتان جزو والدین قرار گرفته اید، سعی می کنید این رنجش ها و ناراحتی ها را فراموش کنید تا بتوانید والدین خوبی برای فرزندان خود باشید.

    والدین شما با همان اطلاعات کمی که در مورد تربیت فرزندشان داشتند ، سعی می کردند به نحو احسن شما را تربیت کنند. وقتی والدین در تربیت فرزندان شان دچار مشکل می شوند و اشتباهی از آن‌ها سر می‌زند، این بدان معنا نیست که آنها فرزندان شان را دوست ندارند، بلکه به این دلیل است که آن‌ها راه حل مناسبی برای حل مشکلاتشان نمی‌دانند.

    بعضی از پدر و مادرها دوست دارند وقت بیشتری را با فرزندشان صرف کنند، اما نه به این دلیل که آنها سردرگم هستند و نمی‌دانند باید با فرزندشان چگونه رفتار کنند و یا اینکه فرزندشان نسبت به کارهای ‌آنها بی تفاوتند، بلکه آنها دوست دارند زمان بیشتری را در کنار فرزندشان باشند و با آن‌ها حرف بزنند، تا به مشکلات آن‌ها پی ببرند، اما بچه‌ هایشان با آنها حرف نمی زنند و سکوت می‌کنند، این گونه پدر و مادرها دوست دارند با بچه هایشان حرف بزنند، اما نمی‌دانند چگونه باید این کار را انجام دهند.

    دست از روش های نادرست تربیت فرزندتان بردارید و روش های درست تربیتی را در پیش بگیرید. 

    بسیاری از پدر و مادرها دوست ندارند که فرزندشان را تنبیه کنند یا آن‌ها را کتک بزنند و سر آن‌ها فریاد بزنند، اما آن‌ها برای تربیت کردن فرزندشان راه مناسب دیگری نمی‌دانند. آن‌ها می‌دانند که حرف زدن با فرزندشان نتیجه‌ ای ندارد، بنابراین به این گونه تنبیه ها متوسل می شوند.

    حرف زدن با فرزندان در مورد رفع مشکلات شان، راه حل بسیار خوبی است. اما قبل از هر چیزی شما باید بفهمید که فرزندتان به چه چیزی نیاز دارد و از چه چیزی رنج می برد. شما باید یاد بگیرید که چگونه به حرف های آن‌ها گوش دهید تا آنها راحت تر با شما حرف بزنند و این که اصلا بخواهند با شما حرف بزنند. شما باید یاد بگیرید که چگونه از آنها سئوال بپرسید تا آنها تشویق شوند به شما جواب دهند. شما باید بیاموزید که چطور می‌توانید به فرزندتان آزادی عمل دهید و در عین حال آنها را کنترل نیز کنید.

    والدینی که مهارت‌های تربیتی کودک را بیاموزند، می‌توانند از روش های نادرست تربیت فرزندشان دست برداشته و از روش‌های درست و جدید و تکنیکال در تربیت آن‌ها استفاده کنند.

     

    شما عزیزان می توانید از دیگر مطالب تربیتی سایت در جهت تربیت هرچه بهتر فرزندتان استفاده کنید.

    دوستدار شما ، محمد مهدی زمان وزیری

    در مقاله ی بعدی به موضوع « یافتن روشی مناسب در تربیت فرزندان » خواهم پرداخت.