برچسب: زمان وزیری

  • توضیح دادن به اندازه مسائل

    توضیح دادن به اندازه ی مسائل

    وقتی سعی می کنید به بچه ها امر و نهی نکنید و از آن ها سؤال های دو پهلو نپرسید ،به نکته ی دیگری نیز باید توجه کنید ،نباید مسئله ای را خیلی برای آن ها توضیح دهید.اگرچه بسیاری از متخصصان روان شناسی می گویند که اگر بچه ها را خوب قانع کنید و برای همه چیز دلیل بیاورید،آن ها متقاعد می شوند،اما من می گویم که منظور این روش این نیست که در خصوص مسائل مختلف به فرزندانمان توضیح دهیم .وقتی شما سعی می کنید ،جایکاه خود را به عنوان پدر یا مادر برای بچه ها مشخص کنید و بعد از آن ها چیزی می خواهید،درواقع از قدرت و بزرگی خودتان کم می کنید و بچه ها گیج می شوند.بسیاری از والدین سعی می کنند که بچه ها را متقاعد کنند به حرف ان ها گوش بدهند.

    آن ها به بچه هایشان این آزادی را نمی دهند که با حرف های آن ها مخالفت کنند.بچه ها باید بدانند که پدر ومادر رئیس خانه هستند و حرف اول را می زنند . ولی آن ها می توانند با نظر والدین خود مخالفت کنند.

    ضرورتی ندارد که به فرزند خودتان بگویید:”حالا باید به رختخواب بری،فردا روز سختی در پیش داری .””می شه دندون هات رو قبل از خواب مسواک بزنی؟”به جای این جملات فقط به او بگویید:”میشه دندون هاتو مسواک بزنی؟”ودیگر توضیح اضافی ندهید.وقتی برای بچه ها دلیل تراشی کنید،بچه ها با دلیل شما مخالفت می کنند،اما وقتی دلیل برای انجام کار آنها نیاورید و توضیح اضافه ندهید،دیگر ان ها بهانه ای برای مخالفت کردن با شما ندارند.

    بیشتر مرد ها این مشکل را با همسرانشان دارند؛وقتی خانم ها از همسرانشان می خواهند تا برایشان کاری انجام دهند ،کلی مسئله را توضیح می دهند و می گویند چرا شوهرشان باید به آن ها کمک کند و برای آن ها کاری انجام دهد.به جای گفتن یک جمله ی ساده ،چندین جمله در توضیح درخواست خودشان می گویند.خانم ها باید بدانند که هر قدر در این مورد بیشتر حرف بزنند و مسئله را بازتر کنند،شوهرشان بیشتر مقاومت می کند و به درخواست آن ها توجهی نمی کند.بچه ها هم همینطور هستند؛هرقدر درخواست و خواسته ی خودتان را ساده تر و کوتاه تر بیان کنید،آن ها بهتر به حرف شما گوش می دهند.

    اگر می خواهید به بچه هایتان بگویید که چرا زود رفتن به رختخواب خوب است،هر وقت به رختخواب رفت این مسئله را برایش توضیح دهید،نه قبل از رفتن به رختخواب.بعد از اینکه او به رختخوابش رفت ،می توانید به او بگویید:”من خیلی از کارهای تو راضی هستم.تو دندان ها تو مسواک زدی.حال می تونی با خیال راحت بخوابی و برای کارهای فردا کاملا استراحت کنی.فردا روز بزرگی است.اگر شبها زود بخوابی،خستگی ات در میره و فردا کسل نیستی”وقتی بچه ها به حرف های شما گوش می دهند و با شما همکاری می کنند،بهتر می توانید بقیه ی حرف ها و نصیحت های خودتان را به آن ها بگویید.

    اما بیشتر پدر و مادرها وقتی بچه ها به حرف های آن ها گوش نمی دهند،یا وقتی کار بدی از آن ها سر زده ،سعی می کنند با آن ها حرف بزنند و آن ها را تشویق کنند تا کارهای خوب انجام دهند،اما توجه داشته باشیدا که در چنین مواقعی بچه ها بیشتر احساس بی لیاقتی و ناتوانی می کنند و طبیعی است که نخواهند با شما همکاری کنند و به حرف های شما گوش کنند.شاید استفاده از این روش برای بچه های کم سن و سال تر مفید باشد،اما در دوران بلوغ ،هر قدر بیشتر سعی کنید بچه ها را نصیحت کنید تا آن ها به حرف های شما گوش کنند،آن ها بیشتر نافرمان و تهاجمی می شوند.اما اگر می خواهید بچه ها با شما همکاری کنند،خواسته های خود را ساده و بدون دادن توضیح اضافی مطرح کنید.

    حالا مثال هایی در این مورد می آورم و می گویم به جای گفتن توضیحات اضافی ،پدر و مادرها باید به بچه هایشان چه بگویند.

     

    توضیحات اضافی بهتر است بگویید
    امروز خیلی تلویزیون تماشا کردی .حالا وقتشه که تلویزیون را خاموش کنی .دوست دارم از وقتت به نحو دیگه ای استفاده کنی. می شه لطفا تلویزیون رو خاموش کنی و بری سراغ یک کار بهتر؟
    هر وقت بخوای به مدرسه بری ،یادت می ره کفش ها تو کجا گذاشتی.ازت می خوام همیشه کفش ها تو یه جای مخصوص بذاری تا هر وقت خواستی اونا رو بپوشی ، راحت پیداشون کنی. میشه لطفا همیشه کفشاتو یه جای به خصوص بذاری ،تا هر وقت خواستی اونارو بپوشی،راحت پیداشون کنی؟

     

    کل روز دنبالت راه می رم و وسایلت رو دنبالت جمع می کنم،همین الان برو وسایلی که ریخت و پاش کردی رو جمع کن. می شه لطفا وسایلی که ریخت و پاش کردی رو جمع کنی؟
    امروز خیلی خسته ام و نمی تونم ظرف ها رو بشورم ازت می خوام تو ظرف ها رو بشوری. میشه لطفا امروز ظرف ها رو تو بشوری؟از این کارت خیلی خوشحال می شم.

     

     

    جهت تربیت بهتر فرزند خود می توانید از مطالب تربیتی سایت استفاده کنید.

    ارادتمند شما ، محمد مهدی زمان وزیری، مدرس تربیت کودک

     

     

     

  • کار آفرین پروری مادران

    دوره آموزشی کار آفرین پروری مادران

    دوره آموزشی کار آفرین پروری مادران که استاندارد آموزشی آن ( تنها دوره تربیتی به سبک ایرانی و اسلامی در کشور ) در سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور به  کد ملی 1-001-49-2320 به ثبت رسیده است شامل تمامی مواردی هست که والدین در تربیت فرزندشان به آن نیاز دارند و می خواهند فرزند خود را فردی با مشخصات ذکر شده در ادمه متن :

    1- از لحاظ شخصیتی: خلاق، مبتکر، مسئولیت پذیر، دارای اعتماد به نفس و عزت نفس، انعطاف پذیر، توانمند در مواجه با مشکلات، هدفمند و با برنامه، مودب و مهربان

    2- از لحاظ روحی و روانی : دارای سلامت روان

    3- از لحاظ عقلی: کشف تمامی استعدادها و هدایت آنها به سمت اهداف شایسته

    4- از لحاظ جسمی : توانمند و در تمامی مهارتها و حواس تقویت صورت گرفته

     تربیت نمایند.  دوره آموزشی کار آفرین پروری مادران که بیش از یک دهه پژوهش و تحقیقات و مطالعات بر روی رفتارهای مادران تهیه و تدوین شده است می‌تواند منبع مناسبی برای رجوع والدین جهت تربیت فرزندانشان باشد.

      تمایزات این دوره با سایر عناوین مشابه در کشور:

    • وجود طرح تربیتی از بدو تولد تا سن 21 سالگی
    • داشتن انسجام و پیوستگی
    • جامع و کامل بودن ( در سایر دوره های آموزشی به تمامی جنبه های تربیتی اشاره نشده است.)

    ویژگی های منحصر به فرد این دوره:

    • رابطه مدار: ریشه یابی رفتارهای فرزند از منظر ذاتی، شهودی، فطری
    • کاربردی: ارائه راهکارهای اثر بخش که توسط مادران تجربه شده و به شکل سودمندی نتیجه بخش بوده است.
    • تکنیکال: با استفاده از ضمیر ناخودآگاه و شرطی سازی تداعی عصبی می‌توان بدون کوچکترین زحمتی با کودک ارتباط برقرار کرده و او را در مسیر خواسته‌های خود هدایت کرد.

    تمامی موضوعات مربوط به تربیت کودکان در 28 کارگاه و 3180 دقیقه خلاصه شده است.

    شما می‌توانید در قسمت فروشگاه سایت در کارگاه ها شرکت نمایید و یا از کارگاه های ضبط شده استفاده کنید.

  • فرزندان می‌توانند احساسات منفی خود را به راحتی نشان دهند.

    ابراز احساسات منفی فرزندان جزئی از فرآیند رشد آن ها محسوب می شود.

    احساسات منفی چون خشم، عصبانیت، ناراحتی، ترس، غم و غصه، یاس و ناامیدی، نگرانی، حسادت و احساس نا امنی برخی از احساسات منفی فرزندان هستند که در فرآیند رشد کودکان کاملا طبیعی می باشند و جزئی از این فرآیند محسوب می شوند. فرزندان ما باید یاد بگیرند که چگونه می توانند این احساسات منفی خود را نشان دهند.

    اگر می خواهید فرزندانتان افرادی جسور و قوی باشند و استعدادهای خود را شکوفا سازند تا بتوانند با مشکلات زندگی رو به رو شده و راه حل مناسبی برای ان ها پیدا کنند، همیشه این پنج پیام مهم را به آنها انتقال دهید. این پنج رهنمود اصلی عبارتند از :

    1. کودکان با هم فرق دارند، آن ها را با هم مقایسه نکنید.
    2. اگر اشتباهی از فرزندتان سر می زند، باز هم چندان مهم نیست، او را سرزنش نکنید.
    3. فرزندان می توانند احساسات منفی خود را به راحتی نشان دهند.

    4. اشکالی ندارد که آن ها بخواهند در زندگی به چیزهای بیشتری برسند و از ما چیزی بخواهند.
    5. اگر آن ها به درخواست دیگران پاسخ منفی بدهند، اشکالی ندارد، اما باید همیشه بدانند که پدر و مادر حرف اول را می زنند.

    در این مطلب تربیتی می‌خواهم راجع به سومین پیامی که والدین به فرزندانشان انتقال می‌دهند یعنی ابراز احساسات منفی فرزندان نکاتی را مطرح نمایم.

    والدین باید به فرزندان خود این فرصت را بدهند که آن ها احساسات منفی خود را نشان دهند. اگرچه ما گفتیم که بیان کردن این گونه احساسات جزئی از فرآیند رشد محسوب می شود، اما اینکه چه وقت و چگونه آن ها باید این احساسات منفی را از خود نشان دهند، مسئله ی دیگری است. لجبازی و لجاجت نیز در فرآیند رشد کودک امری است طبیعی، اما آنها باید بدانند که لجبازی کردن کجا و چه موقع خوب است و در چه مواردی بد می باشد. شما نباید برای فرار از لجاجت های فرزندان، آن ها را لوس کنید، چرا که اگر بچه ها لوس شوند، وقتی که می خواهید مشکلات رفتاری فرزندتان را حل کنید و یا زمانی که از آن ها می خواهید تنها بمانند و به مشکلاتشان فکر کنند، دیگر نمی توانند این کارها را بکنند.

    سرکوب احساسات منفی کودکان :

    برای اینکه بچه ها به نحوه ی بیان کردن و نشان دادن احساسات منفی خود پی ببرند باید مهارت های اجتماعی را بیاموزند. در غیر اینصورت شما نمی توانید آن ها را کنترل کنید. آن ها نیز دیگر به حرف های شما گوش نخواهند داد و عواطف و احساسات آن ها سرکوب می شود. وقتی والدین احساسات خود را سرکوب می کنند، فرزندان آن ها عصبانی می شوند و عکس العمل منفی  و شدیدتری از خود نشان می دهند. با استفاده از این اصل کلی می توان فهمید که چرا وقتی کودکان در شرایط حساس و استرس زا عصبانی می شوند و والدین سعی می کنند خود را آرام نشان دهند، آن ها یکدفعه از کوره در می روند و دیگر روی رفتار خودشان کنترل ندارند. بنابراین الگوی تربیتی ای مناسب است که به خاطر نحوه ی احساسات خودمان، فرزندانمان را سرزنش نکنیم. وقتی بچه ها متوجه می شوند که ابراز احساسات منفی و نیازهای آن ها برای پدر و مادرانشان دردسر ساز می شود، سعی می کنند احساسات منفی را در خود سرکوب کنند. با این کار آن ها از خود واقعی خود، فاصله می گیرند و در زندگی شان نقش بازی می کنند.

    پدر و مادرهای روشنفکر که به اهمیت ابراز کردن احساسات منفی فرزندان خود آگاه هستند، فکر می کنند اگر به بچه هایشان یاد بدهند که همیشه احساساتشان را با دیگران در میان بگذارند، کار خوبی کرده اند.اما بهترین روش برای بیان کردن احساسات منفی فرزندان این است که به حرف ها و درد دل های آن ها گوش دهیم و سعی کنیم احساسات آن ها را درک کنیم.

    والدین برای این کار می توانند از خاطرات گذشته ی خود برای بچه ها تعریف کنند و بگویند که وقتی در زندگی شان با مشکل روبه رو می شدند، چه کار می کردند و چگونه عکس العمل نشان می دادند و چگونه احساسات منفی خود را ابراز می کردند. اما از طرف دیگر این کار یک عیب بزرگ دارد و باعث می شود که وقتی شما از احساسات منفی خود حرف می زنید، بچه ها در مقابل کارهای بدشان، خودشان را خیلی سرزنش کنند و بیش از حد معمول احساس مسئولیت کنند و کم کم از شما فاصله گرفته و دیگر با شما حرف نزنند.

    برای مثال وقتی به فرزند خود می گویید: “اگر از این درخت بالا بری می افتی” او کم کم فکر می کند که شما حس بدی نسبت به او دارید و می خواهید همیشه او را تحت کنترل خودتان دربیاورید، اما اگر به او بگویید که :”بالا رفتن از درخت کار خطرناکی است، پس فقط هر وقت من پیش تو بودم این کار را بکن” نه تنها او حرف شما را بهتر می فهمد، بلکه یاد می گیرد که براساس احساسات منفی که او یا پدرش دارد، تصمیم گیری نکند. در این صورت این بچه به حرف پدرش گوش می دهد، اما نه به این دلیل که می خواهد پدرش عصبانی نشود بلکه به این دلیل که پدرش از او خواسته تا کاری را انجام دهد.

    بنابراین والدین برای اینکه به فرزندانشان اهمیت بیان احساسات منفی را نشان دهند، بهتر است با آن ها همدردی کنند، به حرف های آن ها گوش دهند و حرف های آن ها را قبول کنند، نه اینکه فقط از خاطرات گذشته خود بگویند و احساسات خودشان را با فرزندانشان در میان بگذارند.

    گاهی اوقات اگر مستقیما از کودکشان بپرسند که چه احساسی دارند و یا چه چیزی می خواهند، آن ها نمی توانند خواسته ها و احساساتشان را بیان کنند.برای اینکه شما فرزندتان را وادار کنید از احساسات خودش حرف بزند تا شما بتوانید به خواسته های او پی ببرید، باید مهارت های خوب گوش دادن را یاد بگیرید.

    با دانستن این مهارت ها ، پدر و مادر هایی که به فرزندانشان آزادی بیش از حد می دهند، یاد می گیرند چطور می توانند تحت تاثیر احساسات بچه هایشان قرار نگیرند و کنترل آن ها از دستشان خارج نشود. از طرف دیگر والدینی که خیلی به بچه هایشان سخت می گیرند نیز می اموزند که نباید فرزندانشان را به خاطر ابراز کردن احساسات منفی و بدشان سرزنش کنند.

    اگر کودکان یاد بگیرند که چگونه می توانند احساسات منفی را در خود ابراز کنند، حس خوبی به ان ها دست می دهد و در وجود خود کم کم به ارزش خلاقیت، عشق، علاقه، شادی و اعتماد به نفس پی می برند و کم کم یاد می گیرند چگونه وقتی اشتباهی را مرتکب می شوند، از اشتباه خود درس بگیرند.

    اما همه ی مهارت های مهمی که در بالا ذکر شد، مهارت هایی که باعث می شود استعدادهای بچه های ما در این دنیا شکوفا شود و آن ها به موفقیت های بسیاری دست پیدا کنند، تنها با فهمیدن احساسات آن ها و درک کردن آن ها حاصل می شود. افراد موفق نیز در زندگی شان شکست می خورند، اما این شکست آن ها را زمین نمی زند. آن ها با مواجه شدن با شکست می دانند که چطور می توانند از شر احساسات منفی و بدشان خلاص شوند. اما بیشتر افراد معمولی وقتی در زندگی شان با شکست مواجه می شوند، یا شکه شده و نمی دانند باید چه کار کنند و یا بر اساس احساسات بدی که در آن لحظه دارند، تصمیم می گیرند و یا اینکه همیشه درگیر آن احساسات بد باقی مانده و زانوی غم بغل می کنند، در هر صورت آن ها دیگر نمی توانند جلوتر بروند و رویاهایشان را به واقعیت تبدیل کنند. 

     

    از تربیت فرزند خود لذت ببرید.

    دوستدار شما ، محمد مهدی زمان وزیری

    [aparat id=”nTs1P”]

  • 5 پیام مهم که والدین باید به فرزندانشان انتقال دهند – آموزش سواد تربیتی

    تربیت فرزند یکی از موضوعاتی است که ذهن اکثر والدین را درگیر خود کرده و امروزه والدین نمی‌توانند وقت چندان زیادی را، صرف تربیت فرزندانشان کنند. به همین دلیل آن ها باید بدانند که کدام مسائل تربیتی از بقیه مهم ترند. دانستن این مطلب باعث می شود که آن ها از وقت خود استفاده ی بیشتری کنند و همچنین آن ها با این کار تشویق می شوند که وقت بیشتری را برای فرزندانشان صرف کنند. وقتی والدین بدانند که بچه هایشان به چه چیزهایی نیاز دارند، کم کم انگیزه ی آن ها برای بودن در کنار فرزندانشان نیز زیاد تر می شود .

    اغلب والدین وقتی تحت فشار قرار می گیرند و دچار استرس می شوند، وقت خود را صرف کارهایی می کنند که نتیجه‌ی مطلوبی ندارد و یا کارهایی که فکر می کنند باید آن ها را انجام دهند. وقتی والدین نیاز های فرزندانشان را بشناسند و بدانند آن ها چه انتظاری از والدینشان دارند، دیگر فقط به این فکر نخواهند بود که با پول مشکلات خود را حل کنند بلکه سعی می کنند زمان بیشتری را در کنار خانواده صرف کنند و از این کار لذت ببرند .امروزه بزرگترین سرمایه ی والدین، وقت آن هاست .وقتی والدین بدانند که چه کاری از دست آن ها ساخته است و باید چه کاری انجام دهند، می توانند از این سرمایه ی زمانی به نحو احسن استفاده کنند و برای فرزندانشان بیشتر وقت بگذارند.

    افزایش مهارت های تربیتی در والدین

    با استفاده از رهنمودهای ارائه شده در این سایت شما می توانید مهارت های تربیتی خود را افزایش دهید.شما با مطالعه ی این مطالب و یا شرکت در کارگاه های فرزند پروری به شکل حضوری یا غیر حضوری متوجه می شوید که در چه مسائلی اشتباه می کردید و اکنون برای حل مشکلاتتان باید چه کار کنید ،شما با افزایش دانش خود در حوزه ی  سواد تربیتی و فرزندپروری و استفاده از مطالب من می اموزید که چگونه می توانید بچه هایتان را تشویق کنید تا با شما بیشتر همکاری کنند آن هم بدون ترساندن و تنبیه کردن  فرزند.

    امروز شما نمی توانید با ترساندن و تنبیه کردن بچه ها ،آن ها را به کار وادار کنید.اگر به آن ها فرصت دهید ،آن ها خودشان می فهمند که چه کاری خوب است و چه کاری بد است ،اما برای این کار به جای اینکه آن ها را از خودتان بترسانید یا تنبیه کنید ،آن ها را تشویق کنید.آن ها همیشه دوست دارند ،پدر و مادرانشان را خوشحال کنند ،از این حس آن ها استفاده کنید.

    در مجموعه آموزش های من، محمد مهدی زمان وزیری شما مهارت های مختلف تربیتی را می اموزید و با استفاده از آن مهارت ها می توانید با فرزندانتان ارتباط بهتری برقرار کنید و فرزندانتان را تشویق کنید تا استعدادهای خود را شکوفا کنند وهمچنین می آموزید که چگونه پنج پیام اصلی که فرزندانتان باید آن ها را بارها و بارها بشنوند را با آن ها در میان بگذارید.

    این پنج پیام اصلی عبارتند از:

    1. اگر تو با دیگران تفاوت داری،اصلا مهم نیست.
    2. اگر اشتباهی از تو سر بزند،اصلا برایم مهم نیست.
    3. تو می توانی احساسات منفی خود را به راحتی نشان دهی.
    4. اگر چیز بیشتری بخواهی،اشکالی ندارد،می توانی از دیگران درخواست کنی.
    5. اگر جواب منفی به درخواست دیگران بدهی اشکالی ندارد،اما باید همیشه بدانی که مامان و بابا همیشه حرف اول را می زنند.

    این پنج پیام و رهنمود اصلی به فرزندان شما اجازه می دهد که از توانایی های خدادادی خود به نحو احسن استفاده کنند .اگر شما از مهارت ها و روش های تربیتی درست استفاده کرده و به پنج رهنمود فوق توجه کنید و آن را آویزه ی گوش خود کنید،فرزندتان می تواند مهارت های لازم برای زندگی خوب و موفق را کسب کند.

    برخی از مهارت هایی که شما باید آنها را بیاموزید،عبارتند از:

    بخشیدن خودتان و دیگران ،همکاری با دیگران،قدردانی کردن از ان ها ،اعتماد به نفس داشتن،صبور بودن و پشتکار داشتن،احترام گذاشتن به خودتان و دیگران،احترام به نفس داشتن و شاد بودن.

    با استفاده از این روش ،نه تنها شما می توانید با عشق و علاقه از فرزندانتان حمایت کنید و آن ها را تربیت کنید ،بلکه فرزندانتان می توانند در تمام مراحل رشد خود ،خیلی خوب استعدادهای خود را شکوفا کنند.

    با استفاده از این سبک جدید تربیتی، اعتماد به نفس  نیز افزوده خواهد شد و می دانید که فرزندتان به خوبی تربیت خواهد شد و شب ها سر خود را آسوده روی بالش می گذارید و وقتی در تربیت فرزندتان با مشکلی مواجه می شوید،می توانید به راحتی به آموزش های من مراجعه کنید و متوجه شوید آن لحظه ی خاص فرزندتان به چه چیزی نیاز دارد و شما برای او چه کاری می توانید انجام دهید .

    پس همیشه به یاد داشته باشید مسئولیت شما به عنوان والدین آن ها این است که ان چه را که در آن ها بالفطره است،عینی کنید.با استفاده از پنج رهنمون نقل شده و به کار گرفتن مهارت های تربیتی نه تنها اعتماد به نفس شما به انجام دادن رفتار های درست در تربیت فرزندتان افزایش می یابد ،بلکه فرزندانتان نیز می توانند در آینده زندگی خوب و موفقی داشته باشند.

  • تنبیه کردن فرزند

    تا به حال این سوالات را از خود پرسیده اید؟

    آیا امروزه تنبیه کردن فرزند پاسخگوی نیاز تربیتی است؟

    والدین با تنبیه کردن فرزندشان می‌خواهند چه اتفاقی بیافتد؟

    آیا تنبیه کردن فرزند امروز کار اصولی و تکنیکال است؟

    نظر روانشناسان در خصوص تنبیه کردن فرزند چیست؟

    آیا می‌دانید که تنبیه کردن فرزند هیچ نتیجه‌ای جز گستاخی و پرخاشگری ندارد؟

    آیا بجز تنبیه کردن راه دیگری هم هست؟

    اگر تنبیه کردن مفید نیست، پس چه کاری باید انجام دهیم؟

    اینها برخی از سئوالاتی است که هنگام تنبیه کردن فرزند در ذهن والدین شکل می‌گیرد و من ( محمد مهدی زمان وزیری ) در این مطلب می‌خواهم در این خصوص مطالبی را خدمتتان ارائه دهم.

     

    استفاده از الگوهای تربیتی قدیمی که بر اساس انتقاد کردن ، سرزنش کردن ، تنبیه کردن فرزند و ترساندن آن‌هاست، باعث می شود که والدین نه تنها نتوانند بر فرزندشان کنترل و نظارت داشته باشند ، بلکه نتیجه‌ی معکوسی را نیز ببینند.

    تنبیه کردن فرزند به روش قدیمی اصلا پاسخگوی کودکان نیست و امروزه بچه های ما خیلی حساس تر از بچه های نسل قبل هستند.

    آنها نسبت به نسل قبل، توانایی های بیشتری دارند، اما نسبت به روش های تربیتی خشونت آمیز از قبیل فریاد زدن، کتک زدن، تنبیه کردن و مسخره کردن، عکس العمل شدیدتری نشان می دهند. بچه های نسل قبل به اصطلاح پوست کلفت تر بودند و این روش های تربیتی برای آنها مناسب بود، اما امروزه دیگر تنبیه کردن و سایر روش‌های غلط تربیتی منسوخ شده و کارساز نمی باشند.

    در گذشته تنبیه کردن فرزند توسط والدینش باعث می شد که بچه ها بترسند و بیشتر به حرف آنها گوش دهند، اما امروزه این کار، اثری کاملا معکوس دارد. اگر والدین نسبت به فرزندشان خشونت به خرج دهند، آنها نیز رفتارهای خشونت آمیز بیشتری از خودشان نشان خواهند داد. این مسئله نشان می دهد که بچه های نسل جدید حساس ترند و تنبیه کردن فرزند امروزه کاربردی ندارد. اگرچه بچه های نسل جدید باهوش تر و خلاق تر از نسل قبل هستند، اما آنها در مقایسه با نسل قبل بیشتر تحت تاثیر شرایط اجتماع قرار می‌گیرند.

    بچه های نسل جدید در مقایسه با نسل قبل، حساس ترند.

    تنبیه کردن فرزند امروزه کاربردی ندارد، اگر والدین نسبت به فرزندشان خشونت به خرج دهند، آنها نیز رفتارهای خشونت آمیز بیشتری از خودشان نشان می دهند.

    به جای تنبیه کردن فرزند ما می توانیم به بچه هایمان بیاموزیم که به دیگران احترام بگذارند، اما نه با ترساندن و تنبیه کردن فرزند، بلکه ما باید خودمان برای آنها الگوسازی کنیم. بچه ها دوست دارند از والدینشان تقلید کنند و ذهن آنها، هرچه شما میگویید و هر کاری که شما انجام می دهید را ثبت و ضبط می کند. از این رو آنها با تقلید کردن از شما همه چیز را بهتر می‌آموزند.

    وقتی والدین برای فرزندان خود الگوی مناسبی باشند، به عنوان مثال اگر خودشان به دیگران احترام بگذارند، فرزندانشان نیز یاد می گیرند که به دیگران احترام بگذارند. وقتی والدین از لجبازی ها و کج خلقی‌های فرزندانشان ناراحت می شوند، سعی کنند آرام باشند و خونسردی خود را حفظ کنند، بچه ها نیز کم کم یاد می گیرند وقتی عصبانی هستند یا چیزی آن ها را آزار می دهد، آن ها نیز آرامش خود را حفظ کنند و با خونسردی واکنش نشان دهند. وقتی والدین بیاموزند که در این لحظات با فرزندانشان چگونه برخورد کنند، می توانند در برخورد با کودکان کج خلق، خونسردی خود را حفظ کنند.

    وقتی به والدین آموزش دهیم که در این لحظات با فرزندانشان چگونه برخورد کنند، آن ها می توانند در برخورد با

     کودکان کج خلق آرامش خود را حفظ کنند.

    اما اگر شما با تنبیه کردن فرزند می خواهید او را مطیع خود کنید تا به حرف شما گوش دهد، او نیز یاد می گیرد که وقتی عصبانی می شود ، پرخاشگر شود و به دیگران حمله کند. من خودم یک بار شاهد آن بودم که مادری با تنبیه کردن فرزندش  به او می گفت: “برادر کوچکترت را کتک نزن.”

    مادر می خواست احساس خودش را به فرزندش نشان دهد، اما تنبه کردن روش مناسبی برای این کار نبود. وقتی فرزندش را تنبیه می‌کرد، او نیز بیشتر دلش می خواست برادر کوچکترش را کتک بزند و خودش را خالی کند و این یک نتیجه‌ی کاملا آشکار و واضح تنبیه کردن است.

    بعد ها نیز وقتی این پسر به خواسته های خود نمی رسد ، سعی می کند عصبانیت خود را همین گونه نشان دهد. او یا به خشونت متوسل می شود و یا به نحوی دیگر عصبانیت خود را به دیگران نشان می‌دهد. خشونت و تنبیه بدنی، روش تربیتی مناسبی برای نسل های قبل بود، اما امروزه آتش خشم کودکان را بر می انگیزد.

    تنبیه کردن فرزندان و استفاده از روش های قدیمی و ترساندن بچه ها باعث می شود که در مراحل رشد شخصیتی آنها خلل وارد شده و کار خود ما سخت تر شود و نتوانیم به خوبی فرزندانمان را تربیت کنیم.

    در گذشته معمولا اقدامات تربیتی تقدم و تأخر نداشت، فقط یک کار بود و آن تنبیه کردن فرزند. اما امروزه با توجه به رشد ضریب هوشی کودکان دیگر تنبیه کردن هیچ جایگاه و نقشی ندارد و والدینی که با تنبیه کردن می‌خواهند راه درست را به او نشان دهند سخت در اشتباه هستند، زیرا تنبیه کردن فرزند نه تنها به او در انتخاب مسیر درست کمک نمی‌کند، بلکه او را گستاخ‌تر و لجبازتر جلوه می‌دهد.

    بنابراین تنبیه کردن فرزند، اصلا کار اصولی و تکنیکال نیست و والدین به جای تنبیه کردن باید با استفاده از تکنیک های تربیتی، آنچه را که از فرزند انتظار دارند به او منتقل نمایند.

    من ( محمد مهدی زمان وزیری ) مبتکر دوره کارآفرین پروری مادران به شما یاد خواهم داد که به جای تنبیه کردن فرزند از چه روشهای مناسبی استفاده کنید تا فرزندتان دچار مشکلات بعدی نشود.

    والدین عزیز می توانید از مطالب تربیتی و همین طور کتاب های آموزشی موجود در سایت استفاده کنید.

  • افزایش ابتکار و خلاقیت در فرزندان

    خلاقیت دقیقا به چه معناست؟ افراد مبتکر و خلاق چه ویژگی‌هایی دارند؟

    برخی افراد بر این باورند که خلاقیت ویژگی‌ یا قابلیتی است که همه‌ی ما در کودکی و نوجوانی داشته‌ایم، اما به مرور زمان آن را از دست داده‌ایم. عده‌ای دیگر فکر می‌کنند خلاقیت توانایی‌ای است که افرادی نادر دارای آن هستند و دیگران هیچ‌گاه قادر به کسب آن نیستند. افرادی نیز باور دارند که همه‌ی مردم خلاقیت دارند و تنها چیزی که نیاز دارند این است که آن را رشد دهند و فرصتی برای شکوفایی‌اش پیدا کنند. اما واقعا چه چیزی افراد مبتکر و خلاق را از دیگران متمایز می‌کند؟ 

    ابتکار و خلاقیت کودکان – تربیت فرزندان مبتکر و خلاق

    محیط خانه باید به چه صورت باشد که ابتکار در آن برانگیزاننده شود؟
    چگونه فرزندان مان را مبتکر و خلاق تربیت کنیم؟
    موانع خلاقیت در خانه چه چیزهایی هستند؟
    عکس العمل والدین در برابر ابتکار و خلاقیت فرزندشان چگونه باید باشد؟

    من محمد مهدی زمان وزیری ضمن پاسخگویی به سئوالات فوق در کارگاه تقویت ابتکار و خلاقیت کودکان هشت تکنیک کاربردی و رابطه مدار را جهت شکوفایی خلاقیت و ابتکار فرزندان مطرح نمودم، امیدوارم با بکارگیری این تکنیک ها از تربیت فرزندتان لذت ببرید.

     

    دوستدار شما: محمد مهدی زمان وزیری

  • چگونه برای آینده‌ فرزندان خود برنامه ریزی کنیم؟

    هدف گذاری برای آینده فرزندان

    فرق بین افراد موفق و افرادی که شکست خوردند را می‌توان در یک کلمه خلاصه کرد: هدف. هدف خوب می‌تواند افراد را تا اوج موفقیت ببرد و بر عکس هدف بد یا بی هدفی افراد را به قهقرا می‌برد. والدینی که آینده‌ فرزندان شان برایشان مهم هست، به دنبال هدفگذاری برای آنان هستند.

    من ( محمد مهدی زمان وزیری) 8 تکنیک کاربردی در خصوص هدف گذاری را در کارگاه چگونه برای آینده فرزندان هدف گذاری کنیم را بیان نمودم، امیدوارم با استفاده از این تکنیک ها در تربیت فرزندتان، بتوانید او را فردی هدفگذار تربیت نمایید.

  • چگونه کجنکاوی کودکان را هدایت کنیم؟

    کنجکاوی کودک باعث رشد عقلانی و شناخت او از دنیای اطرافش می شود.

    برای این‌که عقلانیت و منطق در کودک شکل بگیرد لازم است سوال بپرسد و سئوال تبدیل به کنجکاوی کودک شود. عدم کنجکاوی کودک باعث می شود که سوال نپرسد در نتیجه دنیای پیرامونش را هم نمی‌تواند خوب بشناسد؛ منطق و عقلانیتش هم درست شکل نمی‌گیرد و فکرش، خلاق و نقاد نمی‌شود.

    از طریق کنجکاوی کودک ، دو تفکر در کودک ، فعال و تقویت می‌شود. یکی، تفکر خلاق است ؛ یعنی این‌که فرد بتواند از امکانات موجود ، تحلیل و نتیجه‌ی درستی ارایه بدهد؛ دیگری، تفکر نقاد است . در واقع کنجکاوی کودک نباید این حس را در او به وجود آورد که سوال کردن ، نشانه ضعف است.

    پرورش این دو نوع تفکر در کودکان، موجب می‌شود که در آینده، وقتی آن‌ها در موقعیت‌های نامناسب، مثل پیشنهادهای ناسالم، قرار بگیرند؛ بلافاصله، کنجکاوی کودک باعث ایجاد سوال در ذهنشان شود و جنبه‌های مختلف آن پیشنهاد را بررسی و تحلیل کنند؛ سپس تصمیم درست را بگیرند. هم‌چنین، کنجکاوی کودک و تقویت تفکر خلاق و نقاد ، موجب رشد مسئولیت‌پذیری رفتاری در کودک می‌شود و می‌تواند از آسیب‌های اجتماعی آینده، پیش‌گیری کند.

    کنجکاوی کودک - محمد مهدی زمان وزیری
    کنجکاوی کودکان – محمد مهدی زمان وزیری

    وقتی پاسخ ما به کنجکاوی کودک و سوال او ، جامع و مانع نباشد؛ منجر به سوالات مکرر و مشابه کودک می‌شود.

    برای مثال، اگر در جواب این کنجکاوی کودک که می پرسد «گربه» چه شکلی است؟ بگوییم «یک حیوان پشمالوی چهار دست و پا»، کودک، هر حیوان چهار دست و پای پشمالو را «گربه» تصور می‌کند و می‌پرسد: این گربه است؟ اما اگر تعریف‌مان جامع و مانع باشد؛ یعنی ویژگی‌های گربه را شامل شود و مانع از تداخل با موارد مشابه باشد؛ از سوالات تکراری و اضافه‌ی کودک، جلوگیری می‌شود. علاوه بر این، اگر برای کنجکاوی کودک و پاسخ سوالات انتزاعی و ، مثل «خدا کیست؟» پاسخ درستی ندهیم؛ یا پاسخ ما، متناسب با سن کودک نباشد؛ بر اثر پاسخ ناقص ما، درک مسئله برای او مشکل می‌شود.

    هرگاه مفهوم و موضوعی در ذهن کودک کنجکاو ، ناقص باشد و کنجکاوی کودک را برطرف نکند منجر به سوالات مکرر او می‌شود. گاهی هم پیش می‌آید که ما پاسخ مناسب و جامع و مانع به کودک داده‌ایم؛ اما باز هم کنجکاوی کودک ادامه ادارد و به طور مکرر، سوال می‌کند؛ این رفتار کودک، نشان‌دهنده‌ی توجه‌طلبی اوست که آن هم، راه حل خودش را دارد. ما باید در مواقع لازم، توجه مناسب و کافی به کودک داشته باشیم. پاسخ، باید صحیح و متناسب با سن کودک باشد؛ مطلب را به طور عینی و با کمک تصویر، به او نشان دهیم و در آخر، از خود او بخواهیم که هرچه متوجه شده است را توضیح دهد؛ خیلی وقت‌ها اگر خود کودک، مطلب را توضیح دهد؛ سوالاتش کم یا قطع می‌شود.

    پاسخ ما و جملاتی که هنگام کنجکاوی کودک در مورد موضوعات مختلف استفاده می‌کنیم؛ باید متناسب با رشد شناختی کودک باشد تا کمک کننده باشد.

    دادن توضیح اضافی و حاشیه‌پردازی هنگام کنجکاوی کودک در موضوعات ختلف ، کمکی در فهم مطلب، به کودک نمی‌کند؛ بنابراین ما باید ابتدا، سطح رشد شناختی کودک‌مان را بدانیم؛ سپس می‌توانیم سوال را به خودش برگردانیم و بپرسیم؛ تو چگونه فکر می‌کنی؟ به این دلیل که کودک کنجکاو ، حتما در ذهنش، راجع به موضوع مورد سوال، پیش زمینه و ذهنیتی دارد؛ اگر هیچ تفکری در مورد آن موضوع، نداشته باشد؛ اصلا سوال برایش پیش نمی‌آید و کنجکاوی کودک بی معنی میشود.

    مشارکت دادن کودک در یافتن سوالاتش موجب پرورش خلاقبت و تفکر نقاد وی می شود.

    وقتی پاسخ سوالی را هنگام کنجکاوی کودک نمی‌دانیم؛ باید بگوییم؛ فعلا جواب را نمی‌دانم ولی به دنبال یافتن پاسخش می‌روم. می‌توانیم با مشارکت کودک، به دنبال پاسخ سوالی که سبب کنجکاوی کودک شده است در کتاب، مجله یا اینترنت بگردیم؛ یا کتاب، بروشور و منبع و متن مورد نظر را به کودک کنجکاو  بدهیم و از او بخواهیم آن را مطالعه کند و بعد با هم راجع به آن صحبت کنیم. این راه، نحوه‌ی پاسخ‌یابی و تحقیق برای یافتن پاسخ سوال‌ها را به کودک یاد می‌دهد. علاوه بر این، موجب پرورش خلاقیت و تفکر نقاد کودک و بالا رفتن مهارت و دانش وی می‌شود؛ ضمن این‌که کودک با روند پیدایش سوال، تحقیق، تحلیل و ارزیابی کردن پاسخ‌های موجود برای سوال مورد نظرش، آَشنا می‌شود.

     

    چگونه می‌توانیم کنجکاوی کودکان را پرورش دهیم و در مسیر درست، هدایت کنیم؟

    برای تقویت کنجکاوی کودک و هدایت صحیح آن ، چند کار باید انجام دهیم :

    • ابتدا باید به کودک برای برقراری درست ارتباط، آموزش دهیم. به او بفهمانیم که پاسخ به سوالات در برخی شرایط، امکان‌پذیر نیست؛ تا اگر در شرایطی قادر به پاسخ‌گویی به سوالاتش و رفع حس کنجکاوی کودک نبودیم؛ مطلب را درک کرده و بپذیرد؛ نه این‌که موجب سرخوردگی و گوشه‌گیری او بشود.

     

    • در پاسخ به برخی سوالات ، لازم است؛ قوانین مربوط به آن را به کودک آموزش دهیم. قوانین باید به صورت جزیی به کودک آموزش داده شوند؛ از کلی‌گویی بپرهیزیم؛ برای مثال در مسئله کنجکاوی کودک در مورد کبریت، نباید به طور کلی، بگوییم، تو نباید به کبریت دست بزنی بلکه باید موارد استفاده از آن و چگونگی استفاده را برای کودک توضیح دهیم؛ سپس بگوییم که از یک سن خاص، می‌تواند به کبریت دست بزند و در حال حاضر، فقط می‌تواند با حضور بزرگ‌ترها و برای موارد خاصی، از کبریت استفاده کند و شرایط انجام این کار را هم برای او فراهم کنیم.

     

    • هیچ‌گاه نباید کودک را از سوال پرسیدن، منع کنیم. وظیفه‌ی والدین، این است که سوالات کودک‌شان را تبدیل به کنکجاوی نمایند، مگر در مواردی که بدانند دلیل‌ سوال پرسیدن کودک، چیز دیگری، مثل جلب توجه است. این مشکل را هم باید از راه‌های خاص خودش، برطرف کنند. هم‌چنین برای رشد کنجکاوی کودک ، باید به کودک یاد دهیم که خودش هم در یافتن پاسخ سوال‌هایش، مشارکت داشته باشد.

     

    • راه بعدی برای رشد کنجکاوی کودک و هدایت درست آن، این است که وقتی پاسخ سوالی را به کودک گفتیم؛ بعد از گذشت مدتی، درباره‌ی آن دوباره با کودک صحبت کنیم؛ در واقع، پی‌گیری کنیم که آیا مطلب، در ذهنش باقی مانده است و در صورت لازم، دوباره آن‌را تکرار کنیم. گاهی ممکن است کودک، منظور ما را درست درک نکرده باشد؛ با این بررسی مجدد، ما متوجه اشکال و اشتباه پیش آمده می‌شویم و آن‌را تصحیح می‌کنیم تا کودک، مطلبی را به اشتباه یاد نگیرد.

     

    والدین باید آمادگی و حوصله‌ی کنجکاوی کودکان و سوالات بی‌شمار آن ها را داشته باشند.

    اگر والدین حوصله‌ی پاسخ دادن به سوالات کودک‌شان را نداشته باشند و پاسخ مناسب را به او ندهند؛ بخش زیادی از کنجکاوی کودک و در نتیجه، خلاقیت کودک را متوقف می‌کنند. کودک هم چون به پرسش‌گری و یافتن پاسخ برای سوالاتش و رفع ننیاز دارد؛ برای یافتن پاسخ سوالاتش به دنبال منابع دیگری مثل گروه هم‌سالان خود، می‌رود. گروه هم‌سالان هم معمولا پاسخ صحیح و مناسبی به کنجکاوی کودک نمی‌دهند و این مسئله می‌تواند آسیب‌ جدی به کودکان بزند. بنابراین باید والدین، خودشان این وظیفه را به درستی انجام دهند.

     

    من ( محمد مهدی زمان وزیری) تکنیک های کاربردی را در خصوص کنجکاوی کودکان و مسائل آن در کارگاه تکنیک‌های تقویت کنجکاوی در کودکان مطرح نمودم که می توانید آن را تهیه نموده و از آن استفاده نمایید.

    از تربیت فرزند خود لذت ببرید.

    دوستدار شما : محمد مهدی زمان وزیری

  • بد تربیتی ، مشکل جامعه‌ی امروزی

    آیا افرادی که دچار بد تربیتی شدند، هم اکنون فرزندان خود را خوب تربیت می‌کنند؟

    آیا دستگاهی یا ارگانی یا نهادی به آنها در خصوص خوب تربیت کردن فرزندشان آموزش داده است؟

    اکثر روانشناسان بر این باورند که ریشه‌ی مشکلات افراد در دوران کودکی آن‌ها خلاصه می‌شود و معمولا این مشکلات ناشی از بد تربیتی می‌باشد. حال اگر افرادی به دلیل بد تربیتی دچار مشکل یا اختلالی شده باشند و این موضوع درمان نشده باشد و حالا آنان با آن اختلال یا مشکل صاحب فرزند شده باشند، چه اتفاقی برای تربیت نسل بعد خواهد افتاد؟

    لطفا به آمارهای زیر دقت نمایید :
    – وزیر سابق بهداشت دکتر هاشمی: میزان شیوع افسردگی در ایران طی 26 سال گذشته 2 برابر شده است.
    – از نظر بار بیماری ها، افسردگی رتبه ی چهارم را دارد.
    – آمار طلاق: آمار طلاق در ایران بی سابقه شده، از هر سه ازدواج یک طلاق به ثبت رسیده، یک دهه هست که ازدواج سیر نزولی و طلاق سیر صعودی دارد.
    – رتبه بندی ایران بر حسب شادمانی: در سال 1396 در میان 150 کشور، ایران رتبه 108 دارد که سه پله نسبت به سال گذشته افت داشته است.
    – شاخص رفاه در سال 2016 ایران از میان 149 کشور رتبه 118 را دارد.
    – پرونده های قضایی در ایران 2 برابر استاندارد جهانی است. در مقایسه با 28 کشور اروپایی ایران رتبه 5 را در خصوص مراجعه مردم به محاکم قضایی اختصاص داده است.

    علت اصلی این سیر نزولی در جامعه چیست؟
    چرا سردی عاطفه و روابط بین همسران در حال گسترده تر شدن است؟
    چرا متأهل های ما مجرند و مجردهای ما متأهل؟
    چرا اینقدر دروغ و ریا در جامعه به راحتی رواج پیدا کرده است؟
    چرا کمتر کسی از وضعیتی که در آن قرار دارد راضی است؟
    چرا همه انگشت اشاره را به سمت یکدیگر نشانه رفته اند و هیچکس به فکر اصلاح خودش نیست؟
    چرا ناامیدی بین نوجوانان و جوانان در کشور ما در حال گسترش یافتن است؟

    بنظر من ریشه‌ی آمار طلاق، بزهکاری، عدم شادکامی، نا امیدی که روز به روز در جامعه در حال افزایش یافتن است، همان بد تربیتی است

    و تا زمانی که بد تربیتی از بین نرود، ما همچنان در جامعه باید با مشکلات فراوان دسته و پنجه نرم کنیم و آثار آن را بپذیریم. اگر نقدی به تربیت گذشته داشته باشیم، ایراد اساسی یا بیشترین ایرادی که می‌توان به آن گرفت، تنبیه بدنی بود که بچه های دهه‌ی 60 دیروز یعنی والدین امروز درگیر آن بودند.
    اما ایرادات اساسی که امروزه به تربیت والدین وارد است علاوه بر تنبیه بدنی ، تنبیه عاطفی و تبیه روانی و ذهنی نیز اضافه شده است که آثار آن به مراتب بدتر از تنبیه بدنی می‌باشد.
    والدین امروزه فرزندانشان را در گوشه‌ی رینگ شرم و خجالت قرار می‌دهند و آنان را دچار عذاب وجدان می‌نمایند. بچه‌های دهه شصت دیروز، فرزدانشان را در اتاق تنهایی به دلیل اینکه کار بدی انجام داده به مدت کوتاه زندانی می نمایند و…

    به عقیده ی من بچه های دهه 80 و 90 قربانیان بد تربیتی هستند و باید برای از بین بردن بد تربیتی فکری جدی و اساسی نمود.

    من ( محمد مهدی زمان وزیری ) اخیرا در صفحه اینستاگرام خود موضوعی را مطرح نمودم تحت عنوان: « اگر تربیت شدن شما توسط پدر و مادرتان ، یک فیلم بود، اسمش را چه چیزی می گذاشتید؟» و خواستم که مخاطبین مشارکت داشته باشند.
    حدود 80 نفر اسم فیلم تربیتی خود را انتخاب نمودند که نتیجه‌ی آن را می توان به دو بخش تقسیم نمود.
    1- خوب تربیتی
    2- بد تربیتی
    پای چارت جواب مخاطبین به این موضوع به قرار زیر است:

    Doc1

    مصادیق خوب تربیتی که مخاطبین مطرح نمودند عبارتند از:

    1- دوست داشتن بی قید و شرط
    2- انتقال حس خوب
    3- تکیه بر ویژگی های شخصیتی
    4- ارزش گذاری
    5- اثر بخشی
    6- اعتماد داشتن

    مصادیق بد تربیتی که مخاطبین مطرح نمودند عبارتند از:

    1- خشونت
    2- زور و اجبار
    3- ناامیدی
    4- تربیت یک جانبه
    5- القا ناتوانی
    6- توقعات غیر منطقی
    7- بی حرمتی
    8- مقایسه کردن
    9- بی توجهی

    قالب شرکت کنندگان دهه‌ شصتی هستند و معمولا افراد این دهه صاحب فرزند نیز هستند.

    احساساتی که در نتیجه‌ی بد تربیتی و تنبیه و خشونت در افراد به وجود می‌آید و آثار آن تا بزرگسالی همراه افراد هست عبارتند از:

    1) نفرت
    2) حس انتقام جویی
    3) نافرمانی
    4) احساس گناه
    5) بی ارزش بودن
    6) احساس ترحم و دلسوزی

    حتما شما در جامعه شاهد مسائل و مشکلات فراوان هستید و از آن رنج می‌برید، هر مشکل یا مسئله‌ای ریشه‌ای دارد و جامعه زمانی اصلاح می‌شود که مشکلات آن به صورت ریشه‌ای حل شود.

    من در فایل صوتی تنبیه و تشویق تکنیک های زیادی برای شما مطرح کردم که با رفتارهای نادرست و غلط فرزندتان، بدون اینکه به روح و روان او آسیبی برسد، چگونه برخورد کنید.
    همچنین در همان فایل صوتی تکنیک هایی را مطرح نمودم که اگر شما به آن‌ها عمل نمایید دیگر نیازی به تنبیه فرزندتان و اعمال روش هایی که منجر به بد تربیتی میشود ندارید.

    شما میتوانید از دیگر مطالب تربیتی و کارگاه های آموزشی ما جهت تربیت هر چه بهتر فرزندانتان استفاده کنید

    از تربیت فرزندتان لذت ببرید.
    دوستدار شما: محمد مهدی زمان وزیری

     

     

  • پرسشگری کودکان

    والدین برای پرسشگری کودک باید برنامه داشته باشند.

    یکی از مهارت‌ های اساسی در پروسه توانمند سازی کودکان ، مهارت حل مساله است و بی تردید طرح پرسش‌ های مناسب، شاه کلید حل مسائل است. لذا بهترین راه حل یک مساله این است که اول به سوالات بهتری برسیم. همچنین سوالات قسمت حیاتی ارتباطات هستند، ولی نقش آنها در تفکر همیشه آشکار نیست. این جاست که مهارت‌ های تفکر پرسشی می‌تواند گرانبها باشد و والدین برای پرسشگری کودک باید برنامه داشته باشند. سوالات قسمت حیاتی ارتباطات هستند و اگر روحیه پرسشگری کودک را در فرزندان مان تقویت نماییم، طبیعتا می توانیم کمک شایانی در رشد و شکوفایی ذهن او داشته باشیم.

    نتایج عالی از سوالات عالی آغاز می‌شود. جوزف ادواردز

     

    از جمله فوایدی که می‌توان برای تقویت پرسشگری و به طور خاص پرسشگری کودک برشمرد این موارد هستند:

    درگیری فکر و ذهن، فهم ضعف‌ ها، جمع بندی فکر، تشخیص راه درست، روشن شدن ذهن، ارتباط بهتر با دیگران، کسب تجربه، یادگیری، زندگی بهتر، یافتن راهکارهای جدید، حل مشکل، منطقی شدن، تمرین استدلال، کاهش اشتباهات، به تصمیمات قاطع دست یافتن، افزایش دانش و آگاهی، مقایسه بین روش‌ها و راهکارها.

    اما در مقابل فواید پرسشگری ، آسیب های عدم پرسشگری کودک مطرح هست که عبارتند از:

    پرسشگر نبودن کودک درگیری ذهنی بیشتری برای او ایجاد می‌کند، سوالات ذهنی باقی می‌ماند، طرح نکردن پرسش، فشار و استرس زیادی به کودک وارد می‌کند و همینطور دست نیافتن به راه حل‌های بهتر از آسیب های عدم پرسشگری کودک می باشد.

     

    در ادامه مطلب اشتباهات مادران در خصوص پرسشگری فرزندان شان را ارائه می‌دهم، جالب است بدانید اینها کارهای روزمره‌ی والدین هستند ولی بعد از آموزش تقویت روحیه پرسشگری در کودکان شان ، متوجه می‌شوند که ر فتارهای اشتباهی با فرزندان خود داشته‌اند.

    1. به سوالات پسرم اهمیت ندادم و خوب گوش نکردم حتی به وجود و حضور پسرم توجهی نکردم. ( المیرامیرغفاری )
    2. برای فرزندانم وقت نمی گذارم و زمان کمی را برای بازی کردن با صرف می کنم.( المیرا میرغفاری )
    3. گاهی اوقات از پرسیدن سوال تکراری فرزندم تا حدودی عصبانی می شدم ولی هم اکنون که جواب یکی ازسوالاتش را که واقعا نمی دانم می خواهم لطفا راهنمایی کنید چگونه به او پاسخ دهم. مثلا وقتی داستان برایش تعریف می کنم می گویم یکی بود یکی نبود میگه چرا یکی نبود؟ سوالاتش را با سوال جواب دادم و نظر خود او را هم پرسیدم خود او هم نمی دانست. به نظر شما چه جوابی بدهم بهتر است؟ اینکه کودک باید بداند که چه موقع کجا و چه طور چه سوالی را از چه کسی بپرسد را در قالب یک مثال لطفا توضیح بیشتر بدهید. ( زینب مثنوی خوان )
    4. نسبت به سوالات کودکم بی توجه بودم.( لیداقلی زاده )
    5. به سوالات فرزندم جواب های بی معنی می دادم. ( لیداقلی زاده )
    6. به سوالاتش می خندیدم و در جمع مطرح می کردم. ( لیداقلی زاده )
    7. در قبال سوالی که بزرگتر از سنش بود عصبانی می شدم چون می ترسیدم. ( لیداقلی زاده )
    8. اگر فرزندم سوالاتی درمورد بدنش می پرسید و کنجکاوی می کرد او را دعوا و تهدید می کردم مثلا می گفتم صبح از خواب بلند میشی می بینی نیست. ( لیداقلی زاده )

    9. پرسشگری فرزندم را تقویت نمی کردم اصلا نمی دانستم که باید تقویت شود. ( لیداقلی زاده )

    10. . هنگام پرسش های زیاذ فرزندم عصبانی می شدم. ( معصومه مهرانی ) .
    11. .توجه نکردن به پرسش های فرزندم (معصومه مهرانی)
    12. در بعضی مواقع جوابی برای پرسشهای فرزندم ندارم. ( معصومه مهرانی )
    13. گاهی بعد از چند سوال و  جواب دادن فرزندم کم می آورم و با لحن تند میگویم کافیه. اصلا من دیگه نمی تونم جوابت رو بدم .( مریم علیزاده )
    14. گاهی جریان زیاد سوال پرسیدن فرزندم را در حضور خودش برای مادرم تعریف می کنم که متوجه میشم حساس و ناراحت شده است. (مریم علیزاده )
    15. پسرم خیلی کنجکاو است و خیلی سوال می پرسد. من سعی می کنم تا جایی که می توانم جواب سوالاتش را بدهم ولی وقتی از پدرش سوال می پرسد ایشان استقبال نمی کنند و مشکل بزرگی که وجود دارد پدرش اصلا با پسرم جور نیست به همین دلیل پسرم بیشتر سوالاتش را با من مطرح می کند و همیشه می گوید بابا به حرف های من گوش نمی دهد. ( زمانیان )
    16. گاهی به او بی اعتنایی می کردم و این موضوع باعث ناراحتی او هم میشد. (زینب احسانی)
    17. از پرسیدن سوالات زیاد فرزندم عصبانی می شدم و بعضی وقتها برای اینکه او را اذیت نکنم با عصبانیتم از کنارش می رفتم .( زینب احسانی )
    18. شاید اشتباه دیگرم این بود که راجع به بعضی چیزها بارها برایش توضیح می دادم. ( زینب احسانی )
    19. سریع پاسخ دادن به سوالات فرزندم ( زهرا کریمی شیرودی )
    20. عصبانی شدن و داد زدن هنگام پرسیدن سوال فرزندم ( زهرا کریمی شیرودی )
    21. بعضی وقتها به سوالات پسرم اهمیت نمی دادم. ( زهرا کریمی شیرودی )
    22. شاید در اختیار قرار دادن وسایلی که از آنها سوال می پرسید ( زهرا کریمی شیرودی )

    23. خندیدن به بعضی سوالات بزرگتر از سن فرزندم. ( زهرا کریمی شیرودی )

    24. توضیح کامل دادن در جواب سوالات فرزندم. ( زهرا کریمی شیرودی )
    25. دقیقا مطمئن نیستم که روش خودم اشتباه بوده، چون وقتی مستقیم از فرزندم می خواهم که سوال نکند، می پذیرد و دیگر سوال نمی کند ولی هنوز نمی دانم جواب کامل و درست دادن در این سن هنگام پرسشگری کودک کار درستی است یا فقط وقت الکی صرف کرده ام؟ (فرنوش حسینی)
    26. با توجه به آموزش ها فکر می کنم باید فرزندم را مجبور به فکر کردن می کردم و از او می خواستم نظر خودش را بدهد و یا بگوید او چه فکر می کند؟ ( فرنوش حسینی )
    27. چون مشغول کارهای خانه هستم هنگامی که سوال می پرسید یا جوابش را نمی دادم یا سریعا جوابش را می دادم و حواسش را از موضوع پرت می کردم که به کارهایم برسم. ( مونا تهرانی )
    28. هنگام بازی کردن وقتی در حال کشف کاری بود یا سوالی برایش پیش می آمد من اجازه کشف و تجربه را نمی دادم و می گفتم نه این جوری درست نیست باید این جوری باشه. ( مونا تهرانی )
    29. چون در مقابل بعضی از پرسش های کودکم اطلاعات کافی نداشتم جواب بعضی از آنها را نمی دادم. ( مونا تهرانی )
    30. توجه کمی به پرسش های کودکم می کردم .(نرگس کار دان)
    31. رو در رو به فرزندم نگاه نمی کردم .(نرگس کاردان)
    32. به کودک چطور و کجا و چه موقع و چه نوع سوال پرسیدن را آموزش ندادم. ( نرگس کاردان )

    33. به پرسشگری کودک برای تبدیل آن به کنجکاوی توجه نداشته ام. ( نرگس کاردان )

    34. از اینکه او همیشه سوالاتش را از من می پرسد عصبانی می شدم و می گفتم که از پدرش نیز بخواهد که به سوالاتش جواب دهد. ( فاطمه دلیر )
    35. صبر وحوصله نداشتم که به سوالات پی در پی فرزندم جواب دهم. ( فاطمه دلیر )
    36. عصبانیت موقع سوال کردن، تکرار جمله من نمی دانم، هدایت به سمت کسی دیگر برای گرفتن جواب سوالش و دعوت دخترم به سکوت کردن موقع خواندن داستان تا در ادامه مطلب به جواب سوالاتش برسد. ( خدیجه احمدی )
    37. فرزندم از همه سوال می کند. ( خدیجه جمشیدی )
    38. از سوالات فرزندم تعجب کردم و پاسخ دادم ولی مسخره نکردم. ( خدیجه جمشیدی )
    39. به پرسش های فرزندم گوش می دادم ولی رو در رو به او نگاه نمی کردم و جواب می دادم. ( خدیجه جمشیدی )

    40. تهدید و توهین و بی اعتنایی و دادن القاب منفی به کودکم را هنگام سوال پرسیدنش انجام دادم . ( خدیجه جمشیدی )

    41. با بازی اش گوش می کردم و فقط می گفتم که کجاش اشتباه است این کار را نکن. ( خدیجه جمشیدی )
    42. اشتباهی که تا حالا انجام دادم جواب ندادن سوال فرزندم به خاطر صحبت کردن با دیگران و موکول کردن آن به وقت دیگر که باعث فراموش شدن سوال فرزندم شده است. (سعیده یزدی)
    43. من نباید در مقابل سوال نابجای فرزندم عصبانی می شدم و باید خونسرد می بودم و باید سعی می کردم با توجه به فهم و شعور و سن کودکم پاسخی مناسب پیدا می کردم و به او می دادم نه اینکه عصبانی بشوم و فرزندم را به خاطر سوال نابجای خود تنبیه می کردم حتی اگر چندین بار سوالات خود را تکرار می کرد. ( فرزانه فرزین )

    44. اشتباهاتی که در این کارگاه به آن پی بردم این بود که نباید زود به سوالات فرزندم پاسخ دهم و با حوصله به سوالاتش با توجه به سنش پاسخ دهم. ( فرزانه فرزین )

    45. هنگام پاسخگویی به پرسشها و سوالات فرزندم با توجه به مشغله فراوان و امور خارج و داخل منزل، قبلا پاسخ کاملی ارائه نمی شد ولی با راهنمایی های جنابعالی فرصت سوال و پرسشگری به فرزندم می دهم و تا حد امکان پاسخگوی او هستم. ( فزرانه انجیله )
    46. وقتی فرزندم سوالی دارد اگر بیکار باشم جواب می دهم ولی اگر وقت نداشته باشم و یا با دیگران در حال صحبت باشم، داد زده و می گویم صحبت ما که تمام شد شما سوال کن و وقتی عصبانی می شود تسلیم شده و اول به صحبت و سوال او توجه می کنیم. در بعضی مواقع سوال او را در جمع مطرح کرده و می خندیدیم که چگونه این سوال به ذهن او رسیده است. ( اعظم همرنگ )
    47. به دلیل اینکه فکر می کردم پسرم خودش باید پرسش کردن را آغاز کند کار خاصی انجام نمی دادم و حتی قادر به پر کردن این بخش نبودم. ( شادی هورا )
    48. قبل از آموزش فرصت زیادی به فرزندم برای پرسشگری نمی دادم و با سوال او سریع پاسخش را می دادم. به سوال او خوب گوش می کردم ولی اگر نگاهش هم نمی کردم برایم مهم نبود. ( فاطمه مرتضوی )

    49. هنگام پرسشگری کودک سوالاتی را که به نظرم بی مزه بود را اهمیت نمی دادم . ( منیژه سادات مشعشعی )

    50. .وقتی بی حوصله بودم به سوالات فرزندم جواب نمی دادم و سکوت می کردم . ( منیژه سادات مشعشعی )
    51. .سکوت در برابر پرسشگری کودک و سوالات فرزندم و پرت کردن حواسش به جای اینکه به فکر بیندازشم و حس کنجکاوی را در او تقویت کنم. ( نفیسه چراغعلی )
    52. از کلمه نمی دونم استفاده می کردم که باعث عصبانی شدن دخترم میشد . هنوز نتوانستم یادش بدم که کجا و چطور چه سوالی را از چه کسی بپرسد. باید با بیان داستانها و در قالب بازی موقعیت های سوال پرسیدن را به کودک آموزش داد. ( نفیسه چراغعلی )
    53. از سوالات و حرکاتی که پشت سر هم و پی در پی انجام می داد و می پرسید کلافه و عصبی می شدم .  اهدافم را نمی دانستم و تلاش کافی نداشتم. ( فهیمه قربانی )

    من در کارگاه تکنیک‌های برخورد با پرسشگری کودک تکنیک هایی کاربردی را ارائه داده ام تا شما با استفاده از آن بتوانید پرسشگری را در فرزند خودتان تقویت نمایید.

     

    از تربیت فرزند خود لذت ببرید.
    دوستدار شما: محمد مهدی زمان وزیری