برچسب: تربیت فرزند

  • تکنیک های تربیت فرزند

    اگر می خواهید بچه دار شوید، بهترین کاری که در ابتدا باید انجام دهید این است که یاد بگیرید با فرزندتان چگونه رفتار کنید. اگر ندانید که چطور با بچه ها رفتار کنید، هیچوقت به نقش اصلی خود در زندگی این موجودات معصوم و شکل گیری آینده آنها پی نخواهید برد. بدون آگاهی در مورد نحوه ی تربیت فرزند خود، نه تنها آینده ی آن ها، بلکه زندگی خودتان را نیز خراب می کنید.

    تربیت و پرورش فرزندان کار سخت و در عین حال جالبی است. پدر یا مادر بودن مسئولیتی بزرگ و در عین حال کاری بسیار ارزشمند است و اجر والایی دارد. حالا اگر والدین، خوب بدانند که فرزندانشان چه انتظاری از آن ها دارند، به خوبی می توانند از پس مسئولیت های خود برآمده و به فرزندان خود کمک کنند آینده ی درخشانی داشته باشند. اگر واقعا مسئولیت های خود را به عنوان پدر و مادر بچه ها بشناسیم، به ارزش واقعی پدر بودن و مادر بودن پی می بریم و می دانیم که کار تربیت فرزند و مراقبت کردن از آن ها چقدر کار بزرگی است و از اینکه پدر و مادر آن ها هستیم به خودمان افتخار می کنیم.

    به خاطر داشته باشید که هیچ کس به اندازه ی شما نمی تواند به فرزندانتان کمک کند زیرا آنها به شما نیاز دارند، چون شما باعث به دنیا آمدن آن ها هستید.

    مشکل اینجاست که پدر و مادر آموزش کافی در زمینه ی الگوهای مناسب تربیتی نمی بینند و وقتی یکدفعه با مسئولیت مراقبت و تربیت فرزند مواجه می شوند، نمی دانند که چه کاری درست است و باید چه کاری انجام دهند. هرچند که همه ی ما خوب می دانیم که بچه ها موجودات معصومی هستند و موهبت هایی از جانب خداوند هستند اما ما باید بدانیم که آینده ی آن ها در دستان ماست. نحوه ی تربیت و مراقبت ما از کودکان در شکل گیری آینده ی آن ها بسیار موثر است. ما به عنوان والدین بچه ها دربرابر آن ها مسئولیت بسیار سنگینی داریم. فرزندان ما شایستگی این همه توجه از جانب ما را دارند.

    پدر و مادرها وقتی نمی دانند باید چطور بچه هایشان را تربیت کنند و یا وقتی فکر می کنند دخالت های آن ها باعث می شود شرایط بدتر شود، خود را کنار می کشند و می گذارند بچه ها هر کاری که دلشان خواست، انجام دهند. اما اگر تکنیک های تربیتی  و در عین حال کاربردی این سایت را خوب به خاطر داشته باشند، همیشه می دانند که بچه ها به ما بزرگتر ها احتیاج دارند. اگر شما کمی روش های تربیتی خود را اصلاح کنید، حتما می توانید پدر و مادر خوبی برای بچه هایتان باشید و به آن ها کمک کنید.

    به کارگیری تکنیک های تربیتی در تربیت فرزند

    اگر شما تکنیک های تربیتی که در کارگاه های تربیتی مطرح نمودم را در تربیت فرزند خود به خوبی درک کنید و آن ها را بکار بگیرید و سعی کنید آن را الگوی تربیتی خود قرار دهید، باز هم تربیت کردن فرزندان کار مشکلی است. شما وقتی با مفاهیم تربیت فرزند درگیر می شوید، می توانید آن ها را عملا یاد بگیرید. وقتی شما عملا درگیر مشکلات تربیتی فرزندان تان می شوید، از خودتان می پرسید:”چه کار باید بکنم”

    شاید شما اطلاعات خوبی در زمینه تربیت فرزند داشته باشید ولی دوباره با مسائل جدیدی روبرو می شوید و سرگردان می مانید که چه کار باید بکنید. بنابراین باید احتمالات مختلف را در نظر بگیرید. هر وقت با مشکل جدیدی روبرو شدید، می توانید دوباره به این سایت مراجعه کنید و از مطالب کاربردی من استفاده کنید. وقتی که شما نمی دانید باید چه کار کنید، دوباره تکنیک های تربیتی و رهنمود های ارائه شده درباره ی روش های درست تربیتی را مرور کنید؛ چندین و چند بار این کلمه را تکرار کنید تا بالاخره بفهمید اشکال کارتان کجا بوده، تا بهتر بتوانید مشکل به وجود آمده را حل کنید .

    در صورتی که شما والدین از تکنیک های تربیتی در تربیت فرزند خود استفاده کنید، می توانید با شهامت تمام به مرزهای جدیدی از موفقیت در تربیت فرزند خود برسید و قهرمانانه پا در دنیای جدید بگذارید. مهم تر از همه، این امکان را برای فرزندان خود فراهم می کنید که انسان های بزرگ و برجسته ای شوند.

    به خاطر داشته باشید بچه های شما موجوداتی فوق العاده هستند که با بکارگیری تکنیک های تربیتی می‌توانید وقت خود را صرف کشف استعدادها و افزایش توانمندی های فرزندتان کنید که به بهترین شکل ممکن به آن ها کمک کنید تا به آرزوها و خواسته های خود برسند. فکر می کنم این آرزوی هر پدر و مادری باشد که خوشبختی فرزندش را ببیند.

    امیدوارم با بکارگیری تکنیک های کاربردی که در کارگاه ها مطرح کرده ام ، از تربیت فرزند خود لذت ببرید.

    دوستدار شما محمد مهدی زمان وزیری

  • کار آفرین پروری مادران

    دوره آموزشی کار آفرین پروری مادران

    دوره آموزشی کار آفرین پروری مادران که استاندارد آموزشی آن ( تنها دوره تربیتی به سبک ایرانی و اسلامی در کشور ) در سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور به  کد ملی 1-001-49-2320 به ثبت رسیده است شامل تمامی مواردی هست که والدین در تربیت فرزندشان به آن نیاز دارند و می خواهند فرزند خود را فردی با مشخصات ذکر شده در ادمه متن :

    1- از لحاظ شخصیتی: خلاق، مبتکر، مسئولیت پذیر، دارای اعتماد به نفس و عزت نفس، انعطاف پذیر، توانمند در مواجه با مشکلات، هدفمند و با برنامه، مودب و مهربان

    2- از لحاظ روحی و روانی : دارای سلامت روان

    3- از لحاظ عقلی: کشف تمامی استعدادها و هدایت آنها به سمت اهداف شایسته

    4- از لحاظ جسمی : توانمند و در تمامی مهارتها و حواس تقویت صورت گرفته

     تربیت نمایند.  دوره آموزشی کار آفرین پروری مادران که بیش از یک دهه پژوهش و تحقیقات و مطالعات بر روی رفتارهای مادران تهیه و تدوین شده است می‌تواند منبع مناسبی برای رجوع والدین جهت تربیت فرزندانشان باشد.

      تمایزات این دوره با سایر عناوین مشابه در کشور:

    • وجود طرح تربیتی از بدو تولد تا سن 21 سالگی
    • داشتن انسجام و پیوستگی
    • جامع و کامل بودن ( در سایر دوره های آموزشی به تمامی جنبه های تربیتی اشاره نشده است.)

    ویژگی های منحصر به فرد این دوره:

    • رابطه مدار: ریشه یابی رفتارهای فرزند از منظر ذاتی، شهودی، فطری
    • کاربردی: ارائه راهکارهای اثر بخش که توسط مادران تجربه شده و به شکل سودمندی نتیجه بخش بوده است.
    • تکنیکال: با استفاده از ضمیر ناخودآگاه و شرطی سازی تداعی عصبی می‌توان بدون کوچکترین زحمتی با کودک ارتباط برقرار کرده و او را در مسیر خواسته‌های خود هدایت کرد.

    تمامی موضوعات مربوط به تربیت کودکان در 28 کارگاه و 3180 دقیقه خلاصه شده است.

    شما می‌توانید در قسمت فروشگاه سایت در کارگاه ها شرکت نمایید و یا از کارگاه های ضبط شده استفاده کنید.

  • فرزندان می‌توانند احساسات منفی خود را به راحتی نشان دهند.

    ابراز احساسات منفی فرزندان جزئی از فرآیند رشد آن ها محسوب می شود.

    احساسات منفی چون خشم، عصبانیت، ناراحتی، ترس، غم و غصه، یاس و ناامیدی، نگرانی، حسادت و احساس نا امنی برخی از احساسات منفی فرزندان هستند که در فرآیند رشد کودکان کاملا طبیعی می باشند و جزئی از این فرآیند محسوب می شوند. فرزندان ما باید یاد بگیرند که چگونه می توانند این احساسات منفی خود را نشان دهند.

    اگر می خواهید فرزندانتان افرادی جسور و قوی باشند و استعدادهای خود را شکوفا سازند تا بتوانند با مشکلات زندگی رو به رو شده و راه حل مناسبی برای ان ها پیدا کنند، همیشه این پنج پیام مهم را به آنها انتقال دهید. این پنج رهنمود اصلی عبارتند از :

    1. کودکان با هم فرق دارند، آن ها را با هم مقایسه نکنید.
    2. اگر اشتباهی از فرزندتان سر می زند، باز هم چندان مهم نیست، او را سرزنش نکنید.
    3. فرزندان می توانند احساسات منفی خود را به راحتی نشان دهند.

    4. اشکالی ندارد که آن ها بخواهند در زندگی به چیزهای بیشتری برسند و از ما چیزی بخواهند.
    5. اگر آن ها به درخواست دیگران پاسخ منفی بدهند، اشکالی ندارد، اما باید همیشه بدانند که پدر و مادر حرف اول را می زنند.

    در این مطلب تربیتی می‌خواهم راجع به سومین پیامی که والدین به فرزندانشان انتقال می‌دهند یعنی ابراز احساسات منفی فرزندان نکاتی را مطرح نمایم.

    والدین باید به فرزندان خود این فرصت را بدهند که آن ها احساسات منفی خود را نشان دهند. اگرچه ما گفتیم که بیان کردن این گونه احساسات جزئی از فرآیند رشد محسوب می شود، اما اینکه چه وقت و چگونه آن ها باید این احساسات منفی را از خود نشان دهند، مسئله ی دیگری است. لجبازی و لجاجت نیز در فرآیند رشد کودک امری است طبیعی، اما آنها باید بدانند که لجبازی کردن کجا و چه موقع خوب است و در چه مواردی بد می باشد. شما نباید برای فرار از لجاجت های فرزندان، آن ها را لوس کنید، چرا که اگر بچه ها لوس شوند، وقتی که می خواهید مشکلات رفتاری فرزندتان را حل کنید و یا زمانی که از آن ها می خواهید تنها بمانند و به مشکلاتشان فکر کنند، دیگر نمی توانند این کارها را بکنند.

    سرکوب احساسات منفی کودکان :

    برای اینکه بچه ها به نحوه ی بیان کردن و نشان دادن احساسات منفی خود پی ببرند باید مهارت های اجتماعی را بیاموزند. در غیر اینصورت شما نمی توانید آن ها را کنترل کنید. آن ها نیز دیگر به حرف های شما گوش نخواهند داد و عواطف و احساسات آن ها سرکوب می شود. وقتی والدین احساسات خود را سرکوب می کنند، فرزندان آن ها عصبانی می شوند و عکس العمل منفی  و شدیدتری از خود نشان می دهند. با استفاده از این اصل کلی می توان فهمید که چرا وقتی کودکان در شرایط حساس و استرس زا عصبانی می شوند و والدین سعی می کنند خود را آرام نشان دهند، آن ها یکدفعه از کوره در می روند و دیگر روی رفتار خودشان کنترل ندارند. بنابراین الگوی تربیتی ای مناسب است که به خاطر نحوه ی احساسات خودمان، فرزندانمان را سرزنش نکنیم. وقتی بچه ها متوجه می شوند که ابراز احساسات منفی و نیازهای آن ها برای پدر و مادرانشان دردسر ساز می شود، سعی می کنند احساسات منفی را در خود سرکوب کنند. با این کار آن ها از خود واقعی خود، فاصله می گیرند و در زندگی شان نقش بازی می کنند.

    پدر و مادرهای روشنفکر که به اهمیت ابراز کردن احساسات منفی فرزندان خود آگاه هستند، فکر می کنند اگر به بچه هایشان یاد بدهند که همیشه احساساتشان را با دیگران در میان بگذارند، کار خوبی کرده اند.اما بهترین روش برای بیان کردن احساسات منفی فرزندان این است که به حرف ها و درد دل های آن ها گوش دهیم و سعی کنیم احساسات آن ها را درک کنیم.

    والدین برای این کار می توانند از خاطرات گذشته ی خود برای بچه ها تعریف کنند و بگویند که وقتی در زندگی شان با مشکل روبه رو می شدند، چه کار می کردند و چگونه عکس العمل نشان می دادند و چگونه احساسات منفی خود را ابراز می کردند. اما از طرف دیگر این کار یک عیب بزرگ دارد و باعث می شود که وقتی شما از احساسات منفی خود حرف می زنید، بچه ها در مقابل کارهای بدشان، خودشان را خیلی سرزنش کنند و بیش از حد معمول احساس مسئولیت کنند و کم کم از شما فاصله گرفته و دیگر با شما حرف نزنند.

    برای مثال وقتی به فرزند خود می گویید: “اگر از این درخت بالا بری می افتی” او کم کم فکر می کند که شما حس بدی نسبت به او دارید و می خواهید همیشه او را تحت کنترل خودتان دربیاورید، اما اگر به او بگویید که :”بالا رفتن از درخت کار خطرناکی است، پس فقط هر وقت من پیش تو بودم این کار را بکن” نه تنها او حرف شما را بهتر می فهمد، بلکه یاد می گیرد که براساس احساسات منفی که او یا پدرش دارد، تصمیم گیری نکند. در این صورت این بچه به حرف پدرش گوش می دهد، اما نه به این دلیل که می خواهد پدرش عصبانی نشود بلکه به این دلیل که پدرش از او خواسته تا کاری را انجام دهد.

    بنابراین والدین برای اینکه به فرزندانشان اهمیت بیان احساسات منفی را نشان دهند، بهتر است با آن ها همدردی کنند، به حرف های آن ها گوش دهند و حرف های آن ها را قبول کنند، نه اینکه فقط از خاطرات گذشته خود بگویند و احساسات خودشان را با فرزندانشان در میان بگذارند.

    گاهی اوقات اگر مستقیما از کودکشان بپرسند که چه احساسی دارند و یا چه چیزی می خواهند، آن ها نمی توانند خواسته ها و احساساتشان را بیان کنند.برای اینکه شما فرزندتان را وادار کنید از احساسات خودش حرف بزند تا شما بتوانید به خواسته های او پی ببرید، باید مهارت های خوب گوش دادن را یاد بگیرید.

    با دانستن این مهارت ها ، پدر و مادر هایی که به فرزندانشان آزادی بیش از حد می دهند، یاد می گیرند چطور می توانند تحت تاثیر احساسات بچه هایشان قرار نگیرند و کنترل آن ها از دستشان خارج نشود. از طرف دیگر والدینی که خیلی به بچه هایشان سخت می گیرند نیز می اموزند که نباید فرزندانشان را به خاطر ابراز کردن احساسات منفی و بدشان سرزنش کنند.

    اگر کودکان یاد بگیرند که چگونه می توانند احساسات منفی را در خود ابراز کنند، حس خوبی به ان ها دست می دهد و در وجود خود کم کم به ارزش خلاقیت، عشق، علاقه، شادی و اعتماد به نفس پی می برند و کم کم یاد می گیرند چگونه وقتی اشتباهی را مرتکب می شوند، از اشتباه خود درس بگیرند.

    اما همه ی مهارت های مهمی که در بالا ذکر شد، مهارت هایی که باعث می شود استعدادهای بچه های ما در این دنیا شکوفا شود و آن ها به موفقیت های بسیاری دست پیدا کنند، تنها با فهمیدن احساسات آن ها و درک کردن آن ها حاصل می شود. افراد موفق نیز در زندگی شان شکست می خورند، اما این شکست آن ها را زمین نمی زند. آن ها با مواجه شدن با شکست می دانند که چطور می توانند از شر احساسات منفی و بدشان خلاص شوند. اما بیشتر افراد معمولی وقتی در زندگی شان با شکست مواجه می شوند، یا شکه شده و نمی دانند باید چه کار کنند و یا بر اساس احساسات بدی که در آن لحظه دارند، تصمیم می گیرند و یا اینکه همیشه درگیر آن احساسات بد باقی مانده و زانوی غم بغل می کنند، در هر صورت آن ها دیگر نمی توانند جلوتر بروند و رویاهایشان را به واقعیت تبدیل کنند. 

     

    از تربیت فرزند خود لذت ببرید.

    دوستدار شما ، محمد مهدی زمان وزیری

    [aparat id=”nTs1P”]

  • سرزنش نکردن فرزند بخاطر انجام اشتباهاتش – آموزش سواد تربیتی

    اگر می خواهید فرزندانتان افراد جسور و قوی ای باشند و استعدادهای خود را شکوفا سازند تا بتوانند با مشکلات زندگی رو به رو شده و راه حل مناسبی برای ان ها پیدا کنند ،همیشه این پنج پیام مهم را به آنها انتقال دهید. این پنج رهنموداصلی عبارتند از :

    1. بچه ها با هم فرق دارند،آن ها را با هم مقایسه نکنید.
    2. اگر اشتباهی از او سر می زند،باز هم چندان مهم نیست ،او را سرزنش نکنید.
    3. آن ها می توانند احساسات منفی خود را به راحتی نشان دهند.
    4. اشکالی ندارد که آن ها بخواهند در زندگی به چیزهای بیشتری برسندو از ما چیزی بخواهند.
    5. اگر آن ها به درخواست دیگران پاسخ منفی بدهند،اشکالی ندارد،اما باید همیشه بدانند که پدر و مادر حرف اول را می زنند.

    در این مطلب می خواهم در خصوص دومین پیام نکاتی را خدمتتان ارائه دهم.

    همه ی بچه ها اشتباه می کنند ،این امری است کاملا طبیعی.اگر از فرزندان شما خطایی سر می زند، تقصیر آن ها است. این مسئله ای است کاملا طبیعی مگر این که عکس العمل شما به گونه ای باشد که آن ها فکر کنند در هیچ شرایط نباید خطایی از آن ها سر بزند. والدین باید این اصل کلی را با پذیرفتن خطاها و اشتبا ه های خودشان آن هم وقتی با دیگران یا فرزندانشان معاشرت دارند،به فرزندان خود بیاموزند.

    وقتی بچه ها می بینند که والدینشان به راحتی به خاطر اشتباهات خود از دیگران معذرت خواهی می کنند ،آن ها نیز یاد می گیرند که وقتی اشتباهی از آن ها سر زد ،اشتباهشان را بپذیرند و معذرت خواهی کنند .بنابراین بچه ها از والدین خود الگو می گیرند نه اینکه فقط امر و نهی های آن ها را دنبال کنند .با این کار نه تنها بچه ها مسئولیت پذیری را یاد می گیرند ،بلکه کم کم به ارزش معذرت خواهی نیز پی می برند.

    فرزندان در عکس العمل ها و واکنش های پدر و مادرانشان این مسئله را یاد می گیرند که باید خودشان را دوست داشته باشند.وقتی پدران و مادران  نسبت به اشتباهات فرزندان عکس العمل مناسبی نشان می دهند،آن ها نیز می آموزند که باید خودشان را ببخشند.وقتی بچه ها را به خاطر کار بدشان تنبیه نکنیم و آن ها شرمنده ی ما نشوند،بیشتر به ارزش خودشان پی می برد و اشتباهاتشان را قبول می کنند.

    والدین برای یاد دادن این مهارت به فرزندانشان باید مدام به آن ها بگویند که خودشان نیز در زندگی اشتباهات زیادی مرتکب شده اند،با وجود این هنوز دیگران ان ها را دوست دارند.اگر بچه ها را مسخره کنیم ویا تنبیهشان کنیم.این کار باعث می شود که آن ها نتوانند خودشان را دوست داشته باشند و خود را به خاطر اشتباهاتی که انجام می دهند،ببخشند. با بکارگیری تکنیک های کارگاه تنبیه و تشویق در این سایت والدین یاد می گیرند که به جای تنبیه بدنی یا مسخره کردن فرزندانشلان و امر و نهی کردن به آن ها می توانند از آن ها در مورد اشتباهاتشان سؤال کنند، با آن ها حرف بزنند و از آن ها بخواهند کمی به کارهایشان فکر کنند و یا آن ها را به کارهای خوب تشویق کنند.

  • 5 پیام مهم که والدین باید به فرزندانشان انتقال دهند – آموزش سواد تربیتی

    تربیت فرزند یکی از موضوعاتی است که ذهن اکثر والدین را درگیر خود کرده و امروزه والدین نمی‌توانند وقت چندان زیادی را، صرف تربیت فرزندانشان کنند. به همین دلیل آن ها باید بدانند که کدام مسائل تربیتی از بقیه مهم ترند. دانستن این مطلب باعث می شود که آن ها از وقت خود استفاده ی بیشتری کنند و همچنین آن ها با این کار تشویق می شوند که وقت بیشتری را برای فرزندانشان صرف کنند. وقتی والدین بدانند که بچه هایشان به چه چیزهایی نیاز دارند، کم کم انگیزه ی آن ها برای بودن در کنار فرزندانشان نیز زیاد تر می شود .

    اغلب والدین وقتی تحت فشار قرار می گیرند و دچار استرس می شوند، وقت خود را صرف کارهایی می کنند که نتیجه‌ی مطلوبی ندارد و یا کارهایی که فکر می کنند باید آن ها را انجام دهند. وقتی والدین نیاز های فرزندانشان را بشناسند و بدانند آن ها چه انتظاری از والدینشان دارند، دیگر فقط به این فکر نخواهند بود که با پول مشکلات خود را حل کنند بلکه سعی می کنند زمان بیشتری را در کنار خانواده صرف کنند و از این کار لذت ببرند .امروزه بزرگترین سرمایه ی والدین، وقت آن هاست .وقتی والدین بدانند که چه کاری از دست آن ها ساخته است و باید چه کاری انجام دهند، می توانند از این سرمایه ی زمانی به نحو احسن استفاده کنند و برای فرزندانشان بیشتر وقت بگذارند.

    افزایش مهارت های تربیتی در والدین

    با استفاده از رهنمودهای ارائه شده در این سایت شما می توانید مهارت های تربیتی خود را افزایش دهید.شما با مطالعه ی این مطالب و یا شرکت در کارگاه های فرزند پروری به شکل حضوری یا غیر حضوری متوجه می شوید که در چه مسائلی اشتباه می کردید و اکنون برای حل مشکلاتتان باید چه کار کنید ،شما با افزایش دانش خود در حوزه ی  سواد تربیتی و فرزندپروری و استفاده از مطالب من می اموزید که چگونه می توانید بچه هایتان را تشویق کنید تا با شما بیشتر همکاری کنند آن هم بدون ترساندن و تنبیه کردن  فرزند.

    امروز شما نمی توانید با ترساندن و تنبیه کردن بچه ها ،آن ها را به کار وادار کنید.اگر به آن ها فرصت دهید ،آن ها خودشان می فهمند که چه کاری خوب است و چه کاری بد است ،اما برای این کار به جای اینکه آن ها را از خودتان بترسانید یا تنبیه کنید ،آن ها را تشویق کنید.آن ها همیشه دوست دارند ،پدر و مادرانشان را خوشحال کنند ،از این حس آن ها استفاده کنید.

    در مجموعه آموزش های من، محمد مهدی زمان وزیری شما مهارت های مختلف تربیتی را می اموزید و با استفاده از آن مهارت ها می توانید با فرزندانتان ارتباط بهتری برقرار کنید و فرزندانتان را تشویق کنید تا استعدادهای خود را شکوفا کنند وهمچنین می آموزید که چگونه پنج پیام اصلی که فرزندانتان باید آن ها را بارها و بارها بشنوند را با آن ها در میان بگذارید.

    این پنج پیام اصلی عبارتند از:

    1. اگر تو با دیگران تفاوت داری،اصلا مهم نیست.
    2. اگر اشتباهی از تو سر بزند،اصلا برایم مهم نیست.
    3. تو می توانی احساسات منفی خود را به راحتی نشان دهی.
    4. اگر چیز بیشتری بخواهی،اشکالی ندارد،می توانی از دیگران درخواست کنی.
    5. اگر جواب منفی به درخواست دیگران بدهی اشکالی ندارد،اما باید همیشه بدانی که مامان و بابا همیشه حرف اول را می زنند.

    این پنج پیام و رهنمود اصلی به فرزندان شما اجازه می دهد که از توانایی های خدادادی خود به نحو احسن استفاده کنند .اگر شما از مهارت ها و روش های تربیتی درست استفاده کرده و به پنج رهنمود فوق توجه کنید و آن را آویزه ی گوش خود کنید،فرزندتان می تواند مهارت های لازم برای زندگی خوب و موفق را کسب کند.

    برخی از مهارت هایی که شما باید آنها را بیاموزید،عبارتند از:

    بخشیدن خودتان و دیگران ،همکاری با دیگران،قدردانی کردن از ان ها ،اعتماد به نفس داشتن،صبور بودن و پشتکار داشتن،احترام گذاشتن به خودتان و دیگران،احترام به نفس داشتن و شاد بودن.

    با استفاده از این روش ،نه تنها شما می توانید با عشق و علاقه از فرزندانتان حمایت کنید و آن ها را تربیت کنید ،بلکه فرزندانتان می توانند در تمام مراحل رشد خود ،خیلی خوب استعدادهای خود را شکوفا کنند.

    با استفاده از این سبک جدید تربیتی، اعتماد به نفس  نیز افزوده خواهد شد و می دانید که فرزندتان به خوبی تربیت خواهد شد و شب ها سر خود را آسوده روی بالش می گذارید و وقتی در تربیت فرزندتان با مشکلی مواجه می شوید،می توانید به راحتی به آموزش های من مراجعه کنید و متوجه شوید آن لحظه ی خاص فرزندتان به چه چیزی نیاز دارد و شما برای او چه کاری می توانید انجام دهید .

    پس همیشه به یاد داشته باشید مسئولیت شما به عنوان والدین آن ها این است که ان چه را که در آن ها بالفطره است،عینی کنید.با استفاده از پنج رهنمون نقل شده و به کار گرفتن مهارت های تربیتی نه تنها اعتماد به نفس شما به انجام دادن رفتار های درست در تربیت فرزندتان افزایش می یابد ،بلکه فرزندانتان نیز می توانند در آینده زندگی خوب و موفقی داشته باشند.

  • تنبیه کردن فرزند

    تا به حال این سوالات را از خود پرسیده اید؟

    آیا امروزه تنبیه کردن فرزند پاسخگوی نیاز تربیتی است؟

    والدین با تنبیه کردن فرزندشان می‌خواهند چه اتفاقی بیافتد؟

    آیا تنبیه کردن فرزند امروز کار اصولی و تکنیکال است؟

    نظر روانشناسان در خصوص تنبیه کردن فرزند چیست؟

    آیا می‌دانید که تنبیه کردن فرزند هیچ نتیجه‌ای جز گستاخی و پرخاشگری ندارد؟

    آیا بجز تنبیه کردن راه دیگری هم هست؟

    اگر تنبیه کردن مفید نیست، پس چه کاری باید انجام دهیم؟

    اینها برخی از سئوالاتی است که هنگام تنبیه کردن فرزند در ذهن والدین شکل می‌گیرد و من ( محمد مهدی زمان وزیری ) در این مطلب می‌خواهم در این خصوص مطالبی را خدمتتان ارائه دهم.

     

    استفاده از الگوهای تربیتی قدیمی که بر اساس انتقاد کردن ، سرزنش کردن ، تنبیه کردن فرزند و ترساندن آن‌هاست، باعث می شود که والدین نه تنها نتوانند بر فرزندشان کنترل و نظارت داشته باشند ، بلکه نتیجه‌ی معکوسی را نیز ببینند.

    تنبیه کردن فرزند به روش قدیمی اصلا پاسخگوی کودکان نیست و امروزه بچه های ما خیلی حساس تر از بچه های نسل قبل هستند.

    آنها نسبت به نسل قبل، توانایی های بیشتری دارند، اما نسبت به روش های تربیتی خشونت آمیز از قبیل فریاد زدن، کتک زدن، تنبیه کردن و مسخره کردن، عکس العمل شدیدتری نشان می دهند. بچه های نسل قبل به اصطلاح پوست کلفت تر بودند و این روش های تربیتی برای آنها مناسب بود، اما امروزه دیگر تنبیه کردن و سایر روش‌های غلط تربیتی منسوخ شده و کارساز نمی باشند.

    در گذشته تنبیه کردن فرزند توسط والدینش باعث می شد که بچه ها بترسند و بیشتر به حرف آنها گوش دهند، اما امروزه این کار، اثری کاملا معکوس دارد. اگر والدین نسبت به فرزندشان خشونت به خرج دهند، آنها نیز رفتارهای خشونت آمیز بیشتری از خودشان نشان خواهند داد. این مسئله نشان می دهد که بچه های نسل جدید حساس ترند و تنبیه کردن فرزند امروزه کاربردی ندارد. اگرچه بچه های نسل جدید باهوش تر و خلاق تر از نسل قبل هستند، اما آنها در مقایسه با نسل قبل بیشتر تحت تاثیر شرایط اجتماع قرار می‌گیرند.

    بچه های نسل جدید در مقایسه با نسل قبل، حساس ترند.

    تنبیه کردن فرزند امروزه کاربردی ندارد، اگر والدین نسبت به فرزندشان خشونت به خرج دهند، آنها نیز رفتارهای خشونت آمیز بیشتری از خودشان نشان می دهند.

    به جای تنبیه کردن فرزند ما می توانیم به بچه هایمان بیاموزیم که به دیگران احترام بگذارند، اما نه با ترساندن و تنبیه کردن فرزند، بلکه ما باید خودمان برای آنها الگوسازی کنیم. بچه ها دوست دارند از والدینشان تقلید کنند و ذهن آنها، هرچه شما میگویید و هر کاری که شما انجام می دهید را ثبت و ضبط می کند. از این رو آنها با تقلید کردن از شما همه چیز را بهتر می‌آموزند.

    وقتی والدین برای فرزندان خود الگوی مناسبی باشند، به عنوان مثال اگر خودشان به دیگران احترام بگذارند، فرزندانشان نیز یاد می گیرند که به دیگران احترام بگذارند. وقتی والدین از لجبازی ها و کج خلقی‌های فرزندانشان ناراحت می شوند، سعی کنند آرام باشند و خونسردی خود را حفظ کنند، بچه ها نیز کم کم یاد می گیرند وقتی عصبانی هستند یا چیزی آن ها را آزار می دهد، آن ها نیز آرامش خود را حفظ کنند و با خونسردی واکنش نشان دهند. وقتی والدین بیاموزند که در این لحظات با فرزندانشان چگونه برخورد کنند، می توانند در برخورد با کودکان کج خلق، خونسردی خود را حفظ کنند.

    وقتی به والدین آموزش دهیم که در این لحظات با فرزندانشان چگونه برخورد کنند، آن ها می توانند در برخورد با

     کودکان کج خلق آرامش خود را حفظ کنند.

    اما اگر شما با تنبیه کردن فرزند می خواهید او را مطیع خود کنید تا به حرف شما گوش دهد، او نیز یاد می گیرد که وقتی عصبانی می شود ، پرخاشگر شود و به دیگران حمله کند. من خودم یک بار شاهد آن بودم که مادری با تنبیه کردن فرزندش  به او می گفت: “برادر کوچکترت را کتک نزن.”

    مادر می خواست احساس خودش را به فرزندش نشان دهد، اما تنبه کردن روش مناسبی برای این کار نبود. وقتی فرزندش را تنبیه می‌کرد، او نیز بیشتر دلش می خواست برادر کوچکترش را کتک بزند و خودش را خالی کند و این یک نتیجه‌ی کاملا آشکار و واضح تنبیه کردن است.

    بعد ها نیز وقتی این پسر به خواسته های خود نمی رسد ، سعی می کند عصبانیت خود را همین گونه نشان دهد. او یا به خشونت متوسل می شود و یا به نحوی دیگر عصبانیت خود را به دیگران نشان می‌دهد. خشونت و تنبیه بدنی، روش تربیتی مناسبی برای نسل های قبل بود، اما امروزه آتش خشم کودکان را بر می انگیزد.

    تنبیه کردن فرزندان و استفاده از روش های قدیمی و ترساندن بچه ها باعث می شود که در مراحل رشد شخصیتی آنها خلل وارد شده و کار خود ما سخت تر شود و نتوانیم به خوبی فرزندانمان را تربیت کنیم.

    در گذشته معمولا اقدامات تربیتی تقدم و تأخر نداشت، فقط یک کار بود و آن تنبیه کردن فرزند. اما امروزه با توجه به رشد ضریب هوشی کودکان دیگر تنبیه کردن هیچ جایگاه و نقشی ندارد و والدینی که با تنبیه کردن می‌خواهند راه درست را به او نشان دهند سخت در اشتباه هستند، زیرا تنبیه کردن فرزند نه تنها به او در انتخاب مسیر درست کمک نمی‌کند، بلکه او را گستاخ‌تر و لجبازتر جلوه می‌دهد.

    بنابراین تنبیه کردن فرزند، اصلا کار اصولی و تکنیکال نیست و والدین به جای تنبیه کردن باید با استفاده از تکنیک های تربیتی، آنچه را که از فرزند انتظار دارند به او منتقل نمایند.

    من ( محمد مهدی زمان وزیری ) مبتکر دوره کارآفرین پروری مادران به شما یاد خواهم داد که به جای تنبیه کردن فرزند از چه روشهای مناسبی استفاده کنید تا فرزندتان دچار مشکلات بعدی نشود.

    والدین عزیز می توانید از مطالب تربیتی و همین طور کتاب های آموزشی موجود در سایت استفاده کنید.

  • بد تربیتی ، مشکل جامعه‌ی امروزی

    آیا افرادی که دچار بد تربیتی شدند، هم اکنون فرزندان خود را خوب تربیت می‌کنند؟

    آیا دستگاهی یا ارگانی یا نهادی به آنها در خصوص خوب تربیت کردن فرزندشان آموزش داده است؟

    اکثر روانشناسان بر این باورند که ریشه‌ی مشکلات افراد در دوران کودکی آن‌ها خلاصه می‌شود و معمولا این مشکلات ناشی از بد تربیتی می‌باشد. حال اگر افرادی به دلیل بد تربیتی دچار مشکل یا اختلالی شده باشند و این موضوع درمان نشده باشد و حالا آنان با آن اختلال یا مشکل صاحب فرزند شده باشند، چه اتفاقی برای تربیت نسل بعد خواهد افتاد؟

    لطفا به آمارهای زیر دقت نمایید :
    – وزیر سابق بهداشت دکتر هاشمی: میزان شیوع افسردگی در ایران طی 26 سال گذشته 2 برابر شده است.
    – از نظر بار بیماری ها، افسردگی رتبه ی چهارم را دارد.
    – آمار طلاق: آمار طلاق در ایران بی سابقه شده، از هر سه ازدواج یک طلاق به ثبت رسیده، یک دهه هست که ازدواج سیر نزولی و طلاق سیر صعودی دارد.
    – رتبه بندی ایران بر حسب شادمانی: در سال 1396 در میان 150 کشور، ایران رتبه 108 دارد که سه پله نسبت به سال گذشته افت داشته است.
    – شاخص رفاه در سال 2016 ایران از میان 149 کشور رتبه 118 را دارد.
    – پرونده های قضایی در ایران 2 برابر استاندارد جهانی است. در مقایسه با 28 کشور اروپایی ایران رتبه 5 را در خصوص مراجعه مردم به محاکم قضایی اختصاص داده است.

    علت اصلی این سیر نزولی در جامعه چیست؟
    چرا سردی عاطفه و روابط بین همسران در حال گسترده تر شدن است؟
    چرا متأهل های ما مجرند و مجردهای ما متأهل؟
    چرا اینقدر دروغ و ریا در جامعه به راحتی رواج پیدا کرده است؟
    چرا کمتر کسی از وضعیتی که در آن قرار دارد راضی است؟
    چرا همه انگشت اشاره را به سمت یکدیگر نشانه رفته اند و هیچکس به فکر اصلاح خودش نیست؟
    چرا ناامیدی بین نوجوانان و جوانان در کشور ما در حال گسترش یافتن است؟

    بنظر من ریشه‌ی آمار طلاق، بزهکاری، عدم شادکامی، نا امیدی که روز به روز در جامعه در حال افزایش یافتن است، همان بد تربیتی است

    و تا زمانی که بد تربیتی از بین نرود، ما همچنان در جامعه باید با مشکلات فراوان دسته و پنجه نرم کنیم و آثار آن را بپذیریم. اگر نقدی به تربیت گذشته داشته باشیم، ایراد اساسی یا بیشترین ایرادی که می‌توان به آن گرفت، تنبیه بدنی بود که بچه های دهه‌ی 60 دیروز یعنی والدین امروز درگیر آن بودند.
    اما ایرادات اساسی که امروزه به تربیت والدین وارد است علاوه بر تنبیه بدنی ، تنبیه عاطفی و تبیه روانی و ذهنی نیز اضافه شده است که آثار آن به مراتب بدتر از تنبیه بدنی می‌باشد.
    والدین امروزه فرزندانشان را در گوشه‌ی رینگ شرم و خجالت قرار می‌دهند و آنان را دچار عذاب وجدان می‌نمایند. بچه‌های دهه شصت دیروز، فرزدانشان را در اتاق تنهایی به دلیل اینکه کار بدی انجام داده به مدت کوتاه زندانی می نمایند و…

    به عقیده ی من بچه های دهه 80 و 90 قربانیان بد تربیتی هستند و باید برای از بین بردن بد تربیتی فکری جدی و اساسی نمود.

    من ( محمد مهدی زمان وزیری ) اخیرا در صفحه اینستاگرام خود موضوعی را مطرح نمودم تحت عنوان: « اگر تربیت شدن شما توسط پدر و مادرتان ، یک فیلم بود، اسمش را چه چیزی می گذاشتید؟» و خواستم که مخاطبین مشارکت داشته باشند.
    حدود 80 نفر اسم فیلم تربیتی خود را انتخاب نمودند که نتیجه‌ی آن را می توان به دو بخش تقسیم نمود.
    1- خوب تربیتی
    2- بد تربیتی
    پای چارت جواب مخاطبین به این موضوع به قرار زیر است:

    Doc1

    مصادیق خوب تربیتی که مخاطبین مطرح نمودند عبارتند از:

    1- دوست داشتن بی قید و شرط
    2- انتقال حس خوب
    3- تکیه بر ویژگی های شخصیتی
    4- ارزش گذاری
    5- اثر بخشی
    6- اعتماد داشتن

    مصادیق بد تربیتی که مخاطبین مطرح نمودند عبارتند از:

    1- خشونت
    2- زور و اجبار
    3- ناامیدی
    4- تربیت یک جانبه
    5- القا ناتوانی
    6- توقعات غیر منطقی
    7- بی حرمتی
    8- مقایسه کردن
    9- بی توجهی

    قالب شرکت کنندگان دهه‌ شصتی هستند و معمولا افراد این دهه صاحب فرزند نیز هستند.

    احساساتی که در نتیجه‌ی بد تربیتی و تنبیه و خشونت در افراد به وجود می‌آید و آثار آن تا بزرگسالی همراه افراد هست عبارتند از:

    1) نفرت
    2) حس انتقام جویی
    3) نافرمانی
    4) احساس گناه
    5) بی ارزش بودن
    6) احساس ترحم و دلسوزی

    حتما شما در جامعه شاهد مسائل و مشکلات فراوان هستید و از آن رنج می‌برید، هر مشکل یا مسئله‌ای ریشه‌ای دارد و جامعه زمانی اصلاح می‌شود که مشکلات آن به صورت ریشه‌ای حل شود.

    من در فایل صوتی تنبیه و تشویق تکنیک های زیادی برای شما مطرح کردم که با رفتارهای نادرست و غلط فرزندتان، بدون اینکه به روح و روان او آسیبی برسد، چگونه برخورد کنید.
    همچنین در همان فایل صوتی تکنیک هایی را مطرح نمودم که اگر شما به آن‌ها عمل نمایید دیگر نیازی به تنبیه فرزندتان و اعمال روش هایی که منجر به بد تربیتی میشود ندارید.

    شما میتوانید از دیگر مطالب تربیتی و کارگاه های آموزشی ما جهت تربیت هر چه بهتر فرزندانتان استفاده کنید

    از تربیت فرزندتان لذت ببرید.
    دوستدار شما: محمد مهدی زمان وزیری

     

     

  • پرسشگری کودکان

    والدین برای پرسشگری کودک باید برنامه داشته باشند.

    یکی از مهارت‌ های اساسی در پروسه توانمند سازی کودکان ، مهارت حل مساله است و بی تردید طرح پرسش‌ های مناسب، شاه کلید حل مسائل است. لذا بهترین راه حل یک مساله این است که اول به سوالات بهتری برسیم. همچنین سوالات قسمت حیاتی ارتباطات هستند، ولی نقش آنها در تفکر همیشه آشکار نیست. این جاست که مهارت‌ های تفکر پرسشی می‌تواند گرانبها باشد و والدین برای پرسشگری کودک باید برنامه داشته باشند. سوالات قسمت حیاتی ارتباطات هستند و اگر روحیه پرسشگری کودک را در فرزندان مان تقویت نماییم، طبیعتا می توانیم کمک شایانی در رشد و شکوفایی ذهن او داشته باشیم.

    نتایج عالی از سوالات عالی آغاز می‌شود. جوزف ادواردز

     

    از جمله فوایدی که می‌توان برای تقویت پرسشگری و به طور خاص پرسشگری کودک برشمرد این موارد هستند:

    درگیری فکر و ذهن، فهم ضعف‌ ها، جمع بندی فکر، تشخیص راه درست، روشن شدن ذهن، ارتباط بهتر با دیگران، کسب تجربه، یادگیری، زندگی بهتر، یافتن راهکارهای جدید، حل مشکل، منطقی شدن، تمرین استدلال، کاهش اشتباهات، به تصمیمات قاطع دست یافتن، افزایش دانش و آگاهی، مقایسه بین روش‌ها و راهکارها.

    اما در مقابل فواید پرسشگری ، آسیب های عدم پرسشگری کودک مطرح هست که عبارتند از:

    پرسشگر نبودن کودک درگیری ذهنی بیشتری برای او ایجاد می‌کند، سوالات ذهنی باقی می‌ماند، طرح نکردن پرسش، فشار و استرس زیادی به کودک وارد می‌کند و همینطور دست نیافتن به راه حل‌های بهتر از آسیب های عدم پرسشگری کودک می باشد.

     

    در ادامه مطلب اشتباهات مادران در خصوص پرسشگری فرزندان شان را ارائه می‌دهم، جالب است بدانید اینها کارهای روزمره‌ی والدین هستند ولی بعد از آموزش تقویت روحیه پرسشگری در کودکان شان ، متوجه می‌شوند که ر فتارهای اشتباهی با فرزندان خود داشته‌اند.

    1. به سوالات پسرم اهمیت ندادم و خوب گوش نکردم حتی به وجود و حضور پسرم توجهی نکردم. ( المیرامیرغفاری )
    2. برای فرزندانم وقت نمی گذارم و زمان کمی را برای بازی کردن با صرف می کنم.( المیرا میرغفاری )
    3. گاهی اوقات از پرسیدن سوال تکراری فرزندم تا حدودی عصبانی می شدم ولی هم اکنون که جواب یکی ازسوالاتش را که واقعا نمی دانم می خواهم لطفا راهنمایی کنید چگونه به او پاسخ دهم. مثلا وقتی داستان برایش تعریف می کنم می گویم یکی بود یکی نبود میگه چرا یکی نبود؟ سوالاتش را با سوال جواب دادم و نظر خود او را هم پرسیدم خود او هم نمی دانست. به نظر شما چه جوابی بدهم بهتر است؟ اینکه کودک باید بداند که چه موقع کجا و چه طور چه سوالی را از چه کسی بپرسد را در قالب یک مثال لطفا توضیح بیشتر بدهید. ( زینب مثنوی خوان )
    4. نسبت به سوالات کودکم بی توجه بودم.( لیداقلی زاده )
    5. به سوالات فرزندم جواب های بی معنی می دادم. ( لیداقلی زاده )
    6. به سوالاتش می خندیدم و در جمع مطرح می کردم. ( لیداقلی زاده )
    7. در قبال سوالی که بزرگتر از سنش بود عصبانی می شدم چون می ترسیدم. ( لیداقلی زاده )
    8. اگر فرزندم سوالاتی درمورد بدنش می پرسید و کنجکاوی می کرد او را دعوا و تهدید می کردم مثلا می گفتم صبح از خواب بلند میشی می بینی نیست. ( لیداقلی زاده )

    9. پرسشگری فرزندم را تقویت نمی کردم اصلا نمی دانستم که باید تقویت شود. ( لیداقلی زاده )

    10. . هنگام پرسش های زیاذ فرزندم عصبانی می شدم. ( معصومه مهرانی ) .
    11. .توجه نکردن به پرسش های فرزندم (معصومه مهرانی)
    12. در بعضی مواقع جوابی برای پرسشهای فرزندم ندارم. ( معصومه مهرانی )
    13. گاهی بعد از چند سوال و  جواب دادن فرزندم کم می آورم و با لحن تند میگویم کافیه. اصلا من دیگه نمی تونم جوابت رو بدم .( مریم علیزاده )
    14. گاهی جریان زیاد سوال پرسیدن فرزندم را در حضور خودش برای مادرم تعریف می کنم که متوجه میشم حساس و ناراحت شده است. (مریم علیزاده )
    15. پسرم خیلی کنجکاو است و خیلی سوال می پرسد. من سعی می کنم تا جایی که می توانم جواب سوالاتش را بدهم ولی وقتی از پدرش سوال می پرسد ایشان استقبال نمی کنند و مشکل بزرگی که وجود دارد پدرش اصلا با پسرم جور نیست به همین دلیل پسرم بیشتر سوالاتش را با من مطرح می کند و همیشه می گوید بابا به حرف های من گوش نمی دهد. ( زمانیان )
    16. گاهی به او بی اعتنایی می کردم و این موضوع باعث ناراحتی او هم میشد. (زینب احسانی)
    17. از پرسیدن سوالات زیاد فرزندم عصبانی می شدم و بعضی وقتها برای اینکه او را اذیت نکنم با عصبانیتم از کنارش می رفتم .( زینب احسانی )
    18. شاید اشتباه دیگرم این بود که راجع به بعضی چیزها بارها برایش توضیح می دادم. ( زینب احسانی )
    19. سریع پاسخ دادن به سوالات فرزندم ( زهرا کریمی شیرودی )
    20. عصبانی شدن و داد زدن هنگام پرسیدن سوال فرزندم ( زهرا کریمی شیرودی )
    21. بعضی وقتها به سوالات پسرم اهمیت نمی دادم. ( زهرا کریمی شیرودی )
    22. شاید در اختیار قرار دادن وسایلی که از آنها سوال می پرسید ( زهرا کریمی شیرودی )

    23. خندیدن به بعضی سوالات بزرگتر از سن فرزندم. ( زهرا کریمی شیرودی )

    24. توضیح کامل دادن در جواب سوالات فرزندم. ( زهرا کریمی شیرودی )
    25. دقیقا مطمئن نیستم که روش خودم اشتباه بوده، چون وقتی مستقیم از فرزندم می خواهم که سوال نکند، می پذیرد و دیگر سوال نمی کند ولی هنوز نمی دانم جواب کامل و درست دادن در این سن هنگام پرسشگری کودک کار درستی است یا فقط وقت الکی صرف کرده ام؟ (فرنوش حسینی)
    26. با توجه به آموزش ها فکر می کنم باید فرزندم را مجبور به فکر کردن می کردم و از او می خواستم نظر خودش را بدهد و یا بگوید او چه فکر می کند؟ ( فرنوش حسینی )
    27. چون مشغول کارهای خانه هستم هنگامی که سوال می پرسید یا جوابش را نمی دادم یا سریعا جوابش را می دادم و حواسش را از موضوع پرت می کردم که به کارهایم برسم. ( مونا تهرانی )
    28. هنگام بازی کردن وقتی در حال کشف کاری بود یا سوالی برایش پیش می آمد من اجازه کشف و تجربه را نمی دادم و می گفتم نه این جوری درست نیست باید این جوری باشه. ( مونا تهرانی )
    29. چون در مقابل بعضی از پرسش های کودکم اطلاعات کافی نداشتم جواب بعضی از آنها را نمی دادم. ( مونا تهرانی )
    30. توجه کمی به پرسش های کودکم می کردم .(نرگس کار دان)
    31. رو در رو به فرزندم نگاه نمی کردم .(نرگس کاردان)
    32. به کودک چطور و کجا و چه موقع و چه نوع سوال پرسیدن را آموزش ندادم. ( نرگس کاردان )

    33. به پرسشگری کودک برای تبدیل آن به کنجکاوی توجه نداشته ام. ( نرگس کاردان )

    34. از اینکه او همیشه سوالاتش را از من می پرسد عصبانی می شدم و می گفتم که از پدرش نیز بخواهد که به سوالاتش جواب دهد. ( فاطمه دلیر )
    35. صبر وحوصله نداشتم که به سوالات پی در پی فرزندم جواب دهم. ( فاطمه دلیر )
    36. عصبانیت موقع سوال کردن، تکرار جمله من نمی دانم، هدایت به سمت کسی دیگر برای گرفتن جواب سوالش و دعوت دخترم به سکوت کردن موقع خواندن داستان تا در ادامه مطلب به جواب سوالاتش برسد. ( خدیجه احمدی )
    37. فرزندم از همه سوال می کند. ( خدیجه جمشیدی )
    38. از سوالات فرزندم تعجب کردم و پاسخ دادم ولی مسخره نکردم. ( خدیجه جمشیدی )
    39. به پرسش های فرزندم گوش می دادم ولی رو در رو به او نگاه نمی کردم و جواب می دادم. ( خدیجه جمشیدی )

    40. تهدید و توهین و بی اعتنایی و دادن القاب منفی به کودکم را هنگام سوال پرسیدنش انجام دادم . ( خدیجه جمشیدی )

    41. با بازی اش گوش می کردم و فقط می گفتم که کجاش اشتباه است این کار را نکن. ( خدیجه جمشیدی )
    42. اشتباهی که تا حالا انجام دادم جواب ندادن سوال فرزندم به خاطر صحبت کردن با دیگران و موکول کردن آن به وقت دیگر که باعث فراموش شدن سوال فرزندم شده است. (سعیده یزدی)
    43. من نباید در مقابل سوال نابجای فرزندم عصبانی می شدم و باید خونسرد می بودم و باید سعی می کردم با توجه به فهم و شعور و سن کودکم پاسخی مناسب پیدا می کردم و به او می دادم نه اینکه عصبانی بشوم و فرزندم را به خاطر سوال نابجای خود تنبیه می کردم حتی اگر چندین بار سوالات خود را تکرار می کرد. ( فرزانه فرزین )

    44. اشتباهاتی که در این کارگاه به آن پی بردم این بود که نباید زود به سوالات فرزندم پاسخ دهم و با حوصله به سوالاتش با توجه به سنش پاسخ دهم. ( فرزانه فرزین )

    45. هنگام پاسخگویی به پرسشها و سوالات فرزندم با توجه به مشغله فراوان و امور خارج و داخل منزل، قبلا پاسخ کاملی ارائه نمی شد ولی با راهنمایی های جنابعالی فرصت سوال و پرسشگری به فرزندم می دهم و تا حد امکان پاسخگوی او هستم. ( فزرانه انجیله )
    46. وقتی فرزندم سوالی دارد اگر بیکار باشم جواب می دهم ولی اگر وقت نداشته باشم و یا با دیگران در حال صحبت باشم، داد زده و می گویم صحبت ما که تمام شد شما سوال کن و وقتی عصبانی می شود تسلیم شده و اول به صحبت و سوال او توجه می کنیم. در بعضی مواقع سوال او را در جمع مطرح کرده و می خندیدیم که چگونه این سوال به ذهن او رسیده است. ( اعظم همرنگ )
    47. به دلیل اینکه فکر می کردم پسرم خودش باید پرسش کردن را آغاز کند کار خاصی انجام نمی دادم و حتی قادر به پر کردن این بخش نبودم. ( شادی هورا )
    48. قبل از آموزش فرصت زیادی به فرزندم برای پرسشگری نمی دادم و با سوال او سریع پاسخش را می دادم. به سوال او خوب گوش می کردم ولی اگر نگاهش هم نمی کردم برایم مهم نبود. ( فاطمه مرتضوی )

    49. هنگام پرسشگری کودک سوالاتی را که به نظرم بی مزه بود را اهمیت نمی دادم . ( منیژه سادات مشعشعی )

    50. .وقتی بی حوصله بودم به سوالات فرزندم جواب نمی دادم و سکوت می کردم . ( منیژه سادات مشعشعی )
    51. .سکوت در برابر پرسشگری کودک و سوالات فرزندم و پرت کردن حواسش به جای اینکه به فکر بیندازشم و حس کنجکاوی را در او تقویت کنم. ( نفیسه چراغعلی )
    52. از کلمه نمی دونم استفاده می کردم که باعث عصبانی شدن دخترم میشد . هنوز نتوانستم یادش بدم که کجا و چطور چه سوالی را از چه کسی بپرسد. باید با بیان داستانها و در قالب بازی موقعیت های سوال پرسیدن را به کودک آموزش داد. ( نفیسه چراغعلی )
    53. از سوالات و حرکاتی که پشت سر هم و پی در پی انجام می داد و می پرسید کلافه و عصبی می شدم .  اهدافم را نمی دانستم و تلاش کافی نداشتم. ( فهیمه قربانی )

    من در کارگاه تکنیک‌های برخورد با پرسشگری کودک تکنیک هایی کاربردی را ارائه داده ام تا شما با استفاده از آن بتوانید پرسشگری را در فرزند خودتان تقویت نمایید.

     

    از تربیت فرزند خود لذت ببرید.
    دوستدار شما: محمد مهدی زمان وزیری

  • هر کودک مشکلات رفتاری خاص خود را دارد.

    مشکلات رفتاری فرزندان - محمد مهدی زمان وزیری

    مشکلات فرزندان با هم متفاوت است و خاص خودشان است.

    کودکان وقتی به این دنیا می آیند، فطرتا پاک و معصوم هستند، اما با چالش هایی در زندگی مواجه می شوند و در عین حال مشکلات فرزندان با هم متفاوت است. ما به عنوان والدین باید به آنان کمک کنیم تا از پس این مشکلات و ناهنجاری های رفتاری برآیند و آن ها را حل کنند.

    خود من ( محمد مهدی زمان وزیری) سه برادر دارم. علی رغم اینکه همه‌ی ما در یک خانواده بزرگ شدیم و پدر و مادرمان یکی بودند، ولی اکنون انسان های کاملا متفاوتی هستیم و اصلا شباهتی به هم نداریم.

    ما به عنوان والدین ، فقط می توانیم به فرزندانمان کمک کنیم تا استعداد هایشان را شکوفا سازند، اما نمی‌توانیم در مشکلات رفتاری کودکان و شخصیتی آن ها تغییری ایجاد کنیم، بنابراین با این دیدگاه به جای اینکه سعی کنیم آن ها را تغییر و یا مشکلات فرزندان خود را حل کنیم، باید سعی کنیم کمتر نگران باشیم. اگر به فرزندان خود اعتماد داشته باشیم، می توانیم هم به خودمان و هم به آن ها بیشتر کمک کنیم.

    با این کارها می توانیم به فرزندانمان اجازه دهیم، خود واقعی شان باشند و بتوانند در مقابل چالش های زندگی عکس العمل های مناسبی از خودشان نشان دهند. اگر والدین به فرزندانشان اعتماد کنند و خونسرد باشند، فرزندانشان نیز بیشتر به خودشان تا والدینشان و جهان خارج اعتماد می کنند.

    سرنوشت فرزندان ما از قبل رقم خورده است. اگر والدین نسبت به فرزندانشان چنین دیدگاهی داشته باشند، دیگر همیشه نگران آنها نیستند و خود را به خاطر تک تک مشکلات فرزندان خود مسئول نمی‌دانند. اگر به جای اینکه بپذیریم که بچه‌ی ما نیز مثل همه‌ی بچه های دیگر مشکلات و چالش هایی دارند، مدام به فکر این باشیم که چه کاری برای مشکلات فرزندان از دستمان برمی آید و اینکه خود او باید چه کار کند فقط وقت و انرژی خود را به هدر می دهیم. وظیفه‌ی ما به عنوان والدین آنها فقط این است که به فرزندمان اجازه دهیم با مشکلاتشان کنار بیایند.

    کودکان موجودات منحصر به فردی هستند و استعدادها و مشکلات رفتاری کودکان نیز با یکدیگر کاملا متفاوت است و ما نمی توانیم ذات آن ها را عوض کنیم. تنها کاری که از دست ما بر می آید این است که زمینه را برای رشد و شکوفایی آن ها آماده کنیم. 

    هر وقت به این فکر می کنیم که از فرزندمان کار ناشایستی سر زده است باید به خاطر آوریم که فرزندان ما از بهشت آمده اند. آن ها موجودات معصومی هستند. ما باید آن ها را همین طور که هستند قبول کنیم. آن ها سرنوشت و چالش های مخصوص به خودشان را دارند. آن ها از یک سو به ما نیاز دارند و از سوی دیگر باید به دنبال سرنوشت خودشان باشند. موانع و مشکلات پیش روی فرزندان برای شکوفا شدن و رشد کردن آن ها ضروری هستند. مشکلاتی که کودکان در زندگی با آن مواجه می شوند باعث می شود آن ها بتوانند از حمایت والدین خودشان برخوردار شده، به آن ها تکیه کنند و به رشد شخصیتی خود برسند.

    بچه ها از یک سو به کمک ما نیاز دارند و از سوی دیگر باید مستقل بوده و به دنبال سرنوشت خود بروند.

    باید این مسئله را قبول کنیم که همه ی بچه ها در دوران رشد خود با مشکلات و چالش های متفاوتی روبرو می شوند، آنها با پذیرش محدودیت هایی که از جانب والدنیشان اعمال می شود می توانند در زندگی شان موفق شوند.

    اگر هیچ گاه برای رسیدن به خواسته های خود، جلوی حرف زور نایستند، پس چگونه می توان انتظار داشت آن ها بتوانند مستقلا راه خود را پیدا کنند و به تنهایی تصمیم بگیرند. بنابراین می توان گفت که چالش ها و مشکلات زندگی نه تنها اجتناب ناپذیرند و ما گریزی از آن ها نداریم، بلکه جزء ضروریات زندگی ما نیز می باشند.

    وظیفه ی ما به عنوان والدین این نیست که از آن ها در مقابل مشکلات و چالش های زندگی محافظت کنیم، بلکه برعکس باید بگذاریم آن ها خودشان با مشکلات مواجه شوند و ما در این مسیر به آن ها کمک کنیم.

    اگر شما همیشه مسئولیت مشکلات فرزندان را به دوش بکشید و مشکلات آن ها را برایشان حل کنید، آن ها هیچ به توانایی ها و استعدادهای ذاتی خود پی نمی برند. 

    مشکلات و موانعی که فرزندان ما، در زندگی شان تجربه می کنند آن ها را قوی و استوار می سازند و باعث رشد و شکوفایی آنان می شوند.

    فرزندان ما شبیه پروانه هستند، آن ها برای خارج شدن از پیله شان، باید خیلی تلاش کنند، اما اگر شما به آن ها کمک کنید و پیله شان را پاره کنید تا زودتر از پیله خارج شوند، آن ها می میرند.

    پروانه ها با تلاشی که برای پاره کردن پیله شان می کنند، درواقع بال های خود را قوی می کنند و اگر در خارج شدن از پیله تلاش نکنند، هیچ وقت نمی توانند پرواز کنند و می میرند. فرزندان ما نیز همین طور هستند، اگر می خواهیم آن ها بال هایشان را باز کنند و در این دنیا پرواز کنند، باید خودشان تلاش کنند و ما از آن ها حمایت کنیم.

    فرزندان ما برای این که بتوانند مشکلات زندگی شان را حل کنند باید از پشتوانه‌ی حمایت و عشق و عاطفه ی ما برخوردار باشند. اما اگر ما این علاقه و حمایت را از آنان دریغ کنیم، مشکلات فرزندان ما بیشتر می شود و حتی ممکن است آن ها را تا مرز جنون و هنجارهای اخلاقی بکشانند. بنابراین وظیفه ی والدین این است که از فرزندان به نحوی حمایت کنند که آنها از لحاظ روحی و روانی افرادی سالم و قوی بار بیایند. اگر در کار آن ها مداخله کنیم و همه چیز برایشان به آسانی حل شود و آن ها با مشکلی مواجه نشوند، در واقع فرزندان مان را افرادی ضعیف بار می آوریم.

    از طرف دیگر اگر به فرزندمان خیلی سخت بگیریم و به مشکلات فرزندان خود بی توجه باشیم و اصلا به آن ها کمک نکنیم، آن ها را از محبت و حمایت خود محروم می سازیم. بچه های ما نمی توانند همه ی کارهای خود را به تنهایی و بدون کمک ما انجام دهند و نمی توانند بدون کمک ما مهارتهای لازم برای یک زندگی موفق را بیاموزند.

    از تربیت فرزند خود لذت ببرید.

    دوستدار شما، محمد مهدی زمان وزیری

  • بچه‌های امروز با گذشته فرق دارند

     

    بچه های امروز با نسل قبل فرق دارند، درست مثل دنیای ما که با دنیای نسل قبل فرق دارد. دیگر بچه‌ها از والدینشان ترس و واهمه‌ای ندارند و روش های خشونت آمیز قدیمی در تربیت بچه‌ها فقط از قدرت و جایگاه والدین کم می‌کند. امروزه تهدید و تنبیه فقط باعث می‌شود که بچه‌ها نسبت به والدینشان جبهه گیری کنند و رفتارهای خشونت آمیزی از خودشان نشان دهند. اگر در تربیت فرزندتان از تنبیه بدنی استفاده کنید و سر آن‌ها فریاد بکشید و آن‌ها را تهدید کنید، نه تنها نمی‌توانید آن‌ها را کنترل کنید، بلکه آن‌ها دیگر به حرف های شما گوش نمی دهند و با شما همکاری نمی‌کنند.

    اکنون والدین سعی می‌کنند با فرزندانشان ارتباط خوبی داشته باشند، تا آن‌ها برای تحمل فشار بار مشکلات جامعه‌ی امروزه آماده‌تر شوند، اما متأسفانه آن‌ها هنوز برای رسیدن به این هدف مهم از روشهای منسوخ و کهنه تربیتی استفاده می‌کنند. 

    جوانی به من مراجعه کرده بود و داستان تربیت اشتباه پدرش را اینطور برایم تعریف کرد: « ما دو برادر و یک خواهر بودیم. پدرمان همیشه سعی می کرد با تهدید و ترس از تنبیه شدن، حرف هایش را به کرسی بنشاند. هر وقت به حرفش گوش نمی دادیم و سرپیچی می کردیم، دوباره ما را تهدید می کرد تا بالاخره از او اطاعت کنیم.

    آن زمان وقتی تهدیدهای پدرم موثر واقع نمی‌شد، بیشتر تهدید می کرد و می گفت: اگر بازهم با من اینجوری حرف بزنی، یک هفته زندانیت می کنم. وقتی من مقاومت می کردم و به حرف هایش گوش نمی دادم، او می گفت : اگه دست از این کارت برنداری یک هفته، میشه دو هفته. وقتی باز هم به حرف او گوش نمی دادم، پدرم می گفت : خوب حالا که دیگه اصلا نمی خوای به حرفم گوش بدی، یک ماه به کارت کاری ندارم، برو تو اتاقت.»

    همانطور که دیدید، این پدر هر بار، شدت تنبیه هایش را بیشتر می‌کرد، اما این کار اثری در فرزندش نداشت و باعث میشد او لجوج تر شود و بیشتر مقاومت کند. این جوان به من گفت:« آن زمان یک ماه تمام با خودم فکر می کردم که پدرم چقدر درحقم بی انصافی کرده، او به جای اینکه کاری کند که من به سویش جذب شوم و با او همکاری کنم، بیشتر مرا از خودش دور می کرد.»

    آن کودک الان برای خود جوانی شده است ولی نحوه ی تربیت کردن والدینش باعث شده او در این سن از لحاظ روحی و روانی آسیب ببیند و دچار مشکل شود؟ آیا غیر از این است که ما فرزندانمان را برای موفقیت در آینده تربیت می کنیم ولی با این شیوه تقریبا آینده و موفقیت او را دچار مسئله می کنیم.

    در گذشته برای رام کردن بچه های جسور از تنبیه و تهدید استفاده می کردند و امروزه شاهد آثار مخرب این روش که ظاهرا موثر بوده است، هستیم. اما اکنون دیگر در بچه ها اثری ندارد. بچه های امروز عاقل تر و پیچیده تر از بچه های نسل قبل هستند. ان ها معنی بی عدالتی و خشونت را خوب می دانند و نمی توانند آن را تحمل کنند و با مواجه شدن با رفتارهای خشونت آمیز، از خودشان واکنش نشان می دهند.

    مهم تر از همه این است که تهدید و تنبیه باعث می شود که پل ارتباطی میان فرزندان و والدین از بین برود و با این کار به جای اینکه مشکلات به وجود آمده را حل کنید، خودتان جزئی از آن مشکل خواهید شد. 

    تنبیه کردن فرزندانتان باعث می شود آن ها دیگر شما را دوست خود ندانند و شما دشمن آن ها شوید. تنبیه کردن بچه ها باعث می شود، آن ها احساسات خود را از شما مخفی نگه دارند و شما دیگر نتوانید از آن ها حمایت کنید.

    وقتی والدین سر فرزندانشان داد و فریاد می زنند، آن ها نسبت به حرفهای والدین خود بی تفاوت می شوند و گوش شنوا نخواهند داشت. اگر می خواهید فرزندانتان در آینده افراد موفق باشند و بتوانند روابط خوبی با دیگران برقرار کنند و در بازار تجارت نیز به رقابت با دیگران بپردازند، باید مهارت روابط اجتماعی امروز را یاد بگیرند. این مهارت ها به خصوص زمانی که والدین به حرف های فرزندانشان گوش می دهند و یا بالعکس زمانی که فرزندان به حرفهای والدین خود گوش می دهند، شکل می گیرد.

    این نکته را باید بدانید که اگر می خواهید فرزندانتان به حرفهای شما گوش دهند، ابتدا خودتان باید به حرف های آن ها خوب گوش دهند، ابتدا خودتان باید به حرف های آن ها خوب گوش دهید تا آن ها این مهارت را از شما بیاموزند.

    به عنوان مثال، وقتی شما به یک موسیقی که صدای آن بسیار بلند است گوش می دهید، چه اتفاقی می افتد؟ آیا می توانید دیگر صداهای اطراف خود را بشنوید؟ مسلما نه. وقتی سر فرزندانتان داد و فریاد می کنید، نیز همین اتفاق می افتد. آن ها صدای شما را نمی شنوند. وقتی والدین امروزی برای برقراری ارتباط با فرزندانشان درست همان کاری را می کنند که والدین آن ها انجام می دادند، نتیجه همان می شود که می بینید.

    بچه ها ساکت می مانند و حرفی نمی زنند و والدین کنترل خود را از دست می دهند و عصبانی میشوند.

    دوستدار شما: محمد مهدی زمان وزیری