نویسنده: admin1

  • استفاده به جا و صحیح از کلمات

    به جای اینکه بگویید :”می تونید”بگویید:”میشه”

    وقتی می خواهید از فرزندتان چیزی را درخواست کنید،به جای اینکه به ان ها بگویید :”می تونید این کار رو کنید،بگویید،میشه این کار رو بکنید.”اگر به بچه ها بگویید:”می تونید این کار رو بکنید”آن ها در مقابل درخواست شما مقاومت می کنند.اما اگر به ان ها بگویید :”میشه این کار را بکنید”.مثلا به ان ها بگویید:”میشه این میز رو تمیز کنی؟” شما از انها می خواهید کاری را انجام دهند.اما وقتی به ان ها می گویید:”چه افتضاحی راه انداختی ،می تونی اینجا رو تمیز کنی ؟”شما توانایی های او را زیر سوال می برید. با این سؤال در واقع از انها می پرسید:”آیا تو می توانی این کار را بکنی؟””آیا این کار از عهده ی تو بر می آید؟”اگر می خواهید فرزندانتان به حرف شما گوش کنند،باید خواسته های خود را خیلی رک  و مستقیم با ان ها در میان بگذارید و دو پهلو با ان ها حرف نزنید .شما باید درخواست خودتان را به گونه ای بیان کنید که ان ها تشویق شوند با شما همکاری کنند.پس بهتر است به بچه ها بگویید :”میشه این ریخت و پاش ها را مرتب کنی ؟”با این سوال شما در واقع خواسته ی خود را مستقیما بیان کرده اید،اما در بسیاری از مواقع والدین با کفتن عبارت”می تونی”در واقع به بچه ها یشان دستور می دهند و شایستگی های آن ها را زیر سؤال می برند.چون ان ها از والدینشان یاد گرفته اند که با بچه ها یشان این طوری حرف بزنند و اتوماتیک وار این کار را نیز می کنند.شاید این مسئله از نظر شما خیلی کم اهمیت به نظر برسد ،اما نحوه ی درخواست شما از بچه ها ،تاثیر بسیار زیادی در میزان همکاری آن ها با شما دارد.

    وقتی به بچه ها می گویید:”می تونی این جا رو تمیز کنی؟”از آن ها نمی خواهید کاری برای شما انجام دهند،بلکه به ان ها دستور می دهید و غیر مستقیم توانایی های آن ها را زیر سؤال می برید.

    وقتی پدر و مادر ها با بچه هایشان این گونه حرف می زنند وبا نا امیدی و یأس به بچه ها دستور می دهند و به بچه ها می گویند:”می تونی این کار رو انجام بدی یا نه؟”بچه ها از این جمله ی شما مفاهیم دیگری را به طور غیر مستقیم دریافت می کنند و فکر می کنند که شما به توانایی های ان ها ایمان ندارید.آن ها ضمن شنیدن این جمله از شما ،این پیام ها را دریافت می کنند:

    • “توباید اینجا رو تمیز کنی”
    • “تو باید قبلا این کار رو می کردی”
    • “اصلا نباید به تو بگویم که اینجا رو تمیز کنی،خودتن باید این کار رو بکنی”
    • “قبل ازاینکه این ریخت و پاش ها را مرتب کنی ،بهت گفته بودم این کار رو باید بکنی.”
    • “تو کارهایی که من بهت می گم رو اصلا انجام نمی دی”
    • “کارهایی که انجام می دی،به سن و سالت نمیاد”
    • “واقعا برای من دردسرسازی”
    • “همیشه یه خطایی از تو سر می زنه”
    • “من خیلی عجله دارم و نمی تونم همه ی کارها رو خودم انجام بدم”

    این ها  جملات دستوری شما هستند.این جملات منفی باعث می شوند که شما به اهداف تربیتی خود نرسید.بعد از آموختن مهارت های تربیتی لازم،شما می فهمید که چگونه باید رک و رو راست درخواست های خود را مطرح کنید و بچه ها را از خودتان نترسانید.

    برای روشن تر کردن مطلب برای شما مثالی می آورم.تصور کنید که شما می توانید فعالیت های مغزی فرزندانتان را کنترل کنید.وقتی به ان ها دستور می دهید و می گویید”می تونی این کار رو انجام بدی ؟”نیم کره ی چپ آن ها را فعال می کنید و ان ها منظور شما را نمی فهمند.اما اگر به ان ها بگویید:”میشه این کارو انجام بدی؟”نیم کره ی راست آن ها و مرکز انگیزشی درونی آن ها فعال می شود و آن ها با شما همکاری می کنند.

    اگر به بچه هایتان بگویید:”میشه این کار رو انجام بدی ؟”آن ها خودشان را در تصمیم گیری ما سهیم می دانند و تا حد زیادی دیگر در مقابل خواسته های شما مقاومت نمی کنند.

    برای یک لحظه هم که شده ،خودتان را جای فرزندتان قرار دهید و تصور کنید که کسی به شما دستور می دهد و می گوید:”می تونی ساکت بشی و به رختخواب بری؟” و یا همان فرد به شما می گوید:”میشه ساکت باشی و به رختخواب بری؟”شاید فکر کنید که عبارت”می تونی ساکت بشی …”مؤدبانه تر است و عبارت “میشه ساکت باشی …”کمی دستوری و مستقیم است.پس شما به خوبی به تفاوت این دو نوع درخواست پی می برید.اگر چه عبارت “می تونی …” مؤدبانه تر و بهتر به نظر می رسد،اما معنی ضمنی آن این است  که شما به طرف مقابلتان دستور می دهید.شما به طور ضمنی به طرف مقابل می گویید:”من خیلی به شما دستور می دهم که این کار رو انجام بدین ،بهتر است این کار رو بکنید وگرنه …”اما وقتی که به طرف مقابل می گویید:”می شه ،این کار رو انجام بدی”از او کمک می خواهید و او آزاد است می تواند با خواسته ی شما مخالفت کند،مطمئناَ  وقتی از فرزندتان چیزی می خواهید ،منظورتان همین است.اما وقتی به او دستور می دهید ،دستورات شما باعث می شود که او از پذیرفتن حرف های شما طفره رود.

    ببینید که این دو کلمه چقدر منظور شما را عوض می کند.استفاده از عبارت “میشه”به خصوص در مورد پسربچه ها ،خیلی موثرتر است و مردها نیز از این روش درخواست کردن بیشتر خوششان می آید،اما بیشتر خانم ها ترجیح می دهند ،مستقیما چیزی را از کسی نخواهند و اغلب به طور غیر مستقیم خواسته های خود را مطرح می کنند؛بنابراین این روش در مورد مرد ها و بچه ها خیلی موثر است.

    اگر همیشه از واژه ی “می تونی” برای بیان درخواست هایمان از بچه ها استفاده کنیم ،بچه ها دیگر به حرف های ما گوش نمی دهند.شما به عنوان پدر و مادر بچه ها نمی توانید از بچه هایتان بخواهید کاری را انجام دهند که خودتان باور دارید ان ها از انجام دادن ان ناتوان هستند.همگی خوب می دانید که وقتی به بچه ی خود می گویید”می تونی تلویزیون را خاموش کنی ؟”منظورتان این نیست که بچه ی شما نمی تواند این کار را انجام دهد،بلکه شما با کفتن این جمله از او می خواهید تلویزیون را خاموش کند.ولی خودتان نمی دانید که با گفتن این جمله چه مفاهیمی را به فرزند خود انتقال می دهید.قبلا در مورد مفاهیم منتقل شده از این نوع دستورات صحبت کردیم،پس دیگر جای بحثی نمی ماند که چرا بچه های شما به حرف شما گوش نمی دهند.

    شاید عبارت “می تونی”مؤدبانه تر به نظر برسد،اما در عمل استفاده از این عبارت چندان مؤثر واقع نمی شود.اگر مدام به بچه ها بگویید:”می تونی این کار رو انجام بدی؟نمی تونی این کار رو انجام بدی؟”بچه ها منظور شما را خوب نمی فهمند و دیگر به حرف های شما گوش نمی دهند.

    یکی از مهم ترین مهارت هایی که زن ها باید آن را یاد بگیرند این است که چطور از همسران خود کمک بخواهند آن هم به گونه ای که آن ها به انجام این کار تشویق شوند نه اینکه دست از حمایت و کمک کردن به همسران خود بردارند.

    بهترین روش روش برای یاد دادن چیزی به بچه ها این است که خودم برای ان ها الگو باشم.من به جای اینکه به پسرم محمدرضا بگویم:”می تونی این کار رو انجام دهی؟”به او می گفتم:”می شه این کار رو بکنی؟” و وقتی می بینم که چقدر سریع با من همکاری می کند ،خیلی خوشحال می شوم.وقتی محمدرضا به به دیگران می گوید:”میشه لطفا به من کمک کنید ؟میشه لطفا این داستان رو برای من بخونید؟”همه از نحوه ی حرف زدن او تعجب می کنند.

    اگرچه تلاش من در این بود که به او یاد بدهم چگونه خواسته های خود را مطرح کند و او هم این مهم را یاد گرفته،ولی با گذشت زمان دیدم که در نحوه ی درخواست های او تغییر زیادی دیده شد و او خیلی محترمانه از دیگران می خواهد کاری را برایش انجام دهند.

    بنابراین وقتی پدر و مادرها به جای گفتن:”می تونی این کار رو انجام بدی؟”به بچه ها بگویند :”میشه این کار رو بکنی؟”در واقع به آن ها یاد می دهند که چطور خواسته های خود را مطرح کنند.

     

    جهت تربیت بهتر فرزند خود می توانید از مطالب تربیتی سایت استفاده کنید.

    ارادتمند شما ، محمد مهدی زمان وزیری، مدرس تربیت کودک

  • استفاده از نظر فرزندان

    همیشه به فرزندانتان توضیح ندهید ، بلکه از نظر خود آن ها نیز استفاده کنید.

    اگر می خواهید بچه ها باشما همکاری کنند ،باید به گونه ای آن ها را تشویق کنید به حرف های شما گوش دهند و خواسته های شما را براورده کنند.اولین قدم در این راه این است که یاد بگیرید چگونه می توانید بچه ها را در این مسیر هدایت کنید تا از شما حرف شنوی داشته باشند.توجه کنید که دستور دادن به بچه ها اصلا کارساز نیست.اگر کمی در مورد کار خودتان فکر کنید،به راحتی متوجه می شوید که اصلا دوست ندارید همیشه یک نفر به شما دستور بدهد و بگوید شما چطور باید کار کنید ؛ بچه ها نیز همین طور هستند.ما هر روز به بچه هایمان صدها بار دستور می دهیم که فلان کار را بکنند و فلان کار را نکنند.طبیعی است که بچه های ما نیز همیشه به دستورهای ما گوش نمی دهند و نافرمانی می کنند.خودتان را جای ان ها بگذارید،اگر یک نفر همیشه به شما غر می زد که فلان کار را بکن و بهمان کار را نکن چه حالی پیدا می کردید؟آیا شما عصبانی نمی شدید؟

    ما پدر و ماردها خیلی به بچه ها دستور می دهیم ،برای مثال همیشه به ان ها می گوییم:”این رو اینجوری نکن،اون را اونجا نذار ،اینطوری با برادرت حرف نزن،بند کفشاتنو ببند،خواهرت را نزن،دکمه ی لباستو ببند،دندانهایت را مسواک کن،تلویزیون رو خاموش کن،بیا ناهار بخور، پیراهنت را بکن توی شلوارت،ندو،اتاقتو تمیز کن،هیس،ساکت باش،برو بخواب وهزاران دستور و فرمان دیگر.”

    وقتی بچه ها از غرغرهای پدر و مادر هایشان خسته می شوند،دیگر به حرف های ان ها گوش نمی دهند.وقتی مرتب به بچه ها دستور بدهیم ،آن ها دیگر به حرف های ما گوش نمی دهند.

    در روش های درست تربیتی به جای غر زدن و دستور دادن به بچه ها ،بهتر است از انها در مورد نظر خودشان سوال کنیم و ببینیم خودشان چه می گویند.خود شما دوست ندارید که همسر یا رئیستان به جای غر زدن به شما از شما نظرتان را بپرسد؟بلکه نه تنها شما نیز در این گونه مواقع عکس العمل بهتری خواهید داشت ،بلکه بچه هایتان نیز همین گونه خواهند بود.کار خیلی ساده ای به نظر می رسد،اما این روش تاثیر بسیار شگفتی خواهد داشت.برای مثال به جای اینکه به فرزند خودتان بگویید:”برو دندانهایت را مسواک کن.”به او بگویید:”دوست داری دندان هایت را مسواک کنی؟”به جای اینکه به او بگویید:”برادرت را نزن”بگویید:”لطفا میشه با برادرت مهربان باشی ؟”با این سؤال ها ،نظر ان ها را پرسیده اید و آن ها در تصمیم گیری ما شریک شده اند.

    جهت تربیت بهتر فرزند خود می توانید از مطالب تربیتی سایت استفاده کنید.

    ارادتمند شما ، محمد مهدی زمان وزیری، مدرس تربیت کودک

  • مهارت های جدید تربیتی

    مهارت های جدید تربیتی کودکان

    هرقدر زودتر با مهارتهای جدید تربیتی آشنا شوید ، زودتر می توانید از شر روش های تربیتی غلط قدیمی خلاص شوید.فقط کافی است مطالب این سایت را گوش دهید یا بخوانید و سه هفته ان ها را در تربیت فرزندانتان به کارگیرید،مطمئن باشید که دیگر از این روش ها دست بر نخواهید داشت.اما همیشه به یاد داشته باشید که در این روش ، دیگر نباید متوسل به تهدید و تنبیه کردن شوید.از این روش های جدید استفاده کنید و ببینید فرزندانتان چقدر عوض می شوند.این روش ها برای همه ی بچه ها ،در تمامی سنین مناسب می باشد،حتی این روش ها مکناسب نوجوانان شما نیز است.

    هرقدر بچه های شما کوچکتر باشند ،نسبت به روش های ارائه شده سریع تر واکنش نشان می دهند.هنگامی که نوجوانان شما با این روش ها رو به رو می شوند ،مدتی طول می کشد تا به ان ها عادت کنند،اما مطمئن باشید که این الگوهای ارائه شده در مورد ان ها نیز مؤثر خواهد بود.

    هیچوقت برای استفاده از الگوهای تربیتی درست دیر نشده است.در بسیاری از موارد این روش ها در بهبود رابطه ی همسران با یکدیگر نیز مؤثر واقع خواهد شد.اکنون این مهارتها و روش ها را یکی یکی برای شما بیان می کنیم.

    در مقالات بعدی به طور کامل به توضیح تک تک مهارتهای جدید تربیتی خواهم پرداخت.

    جهت تربیت بهتر فرزند خود می توانید از مطالب تربیتی سایت استفاده کنید.

    ارادتمند شما ، محمد مهدی زمان وزیری، مدرس تربیت کودک

  • فرزندان هوشیار تربیت کنیم

    در سالهای قدیم توجه به احساسات و تمایلات درونی افراد چندان مهم نبود.در آن روزگاران مردم بیشتر به فکر حفظ حیات و زنده ماندن وامنیت بودند تا به فکر احساسات و عواطف درونی خود ،بیشتر افراد به احساسات خودشان اصلا توجهی نداشتند، آن ها به نیازهای روحی و روانی خود نیز خیلی توجه نداشتند.

    کم کم دنیا عوض شد ،بچه های ما نیز عوض شدند.شاید امروزه بچه های ما خیلی بیشتر از ما به احساسات و عواطف خود آگاهای دارند .امروزه مفاهیمی چون عشق،همکاری و بخشش دیگر خیلی انتزاعی و دور از تصور نیستند که فقط عده ی خاصی از افراد مثل رهبران معنوی و فلسفه دانان آن ها را درک کنند و عامه ی مردم چیزی از ان ها نفهمند، بلکه این مفاهیم برای همه ی ما آشنا هستند و امروزه مردم دیگر رفتار و اعمال افراد زورگو و قدرتمند را قبول نمی کنند.

    امروزه مفاهیمی چون عشق،همکاری و بخشش دیگر خیلی انتزاعی و دور از تصور نیستند که فقط عده ی خاصی از افراد مثل رهبران معنوی و فلسفه دانان آن ها را درک کنند و عامه ی مردم چیزی از ان ها نفهمند،بلکه امروزه همه این گونه مفاهیم را به خوبی درک می کنند.

    امروزه وجدان انسان ها و جوامع بیدار شده است و انسان ها نسبت به نسل قبل از خود باهوش تر شده اند.اما اگر انسان ها آن قدر باهوش و با وجدان نباشند که حق را از باطل تشخیص دهند ،باید قوانین سخت گیرانه ای برای این کار وضع شود و مجازات های سنگینی نیز برای قانون شکنان در نظر گرفته شود .اما اگر مردم به درستی می توانند حق را از باطل و درست را از نادرست تشخیص دهند،دیگر جایی برای تنبیه و مجازات باقی نمی ماند.روش های تربیتی جدید نیز بر اساس همین اصل می باشند؛به جای اینکه مدام به بچه ها بگوییم چه کاری خوب است و چه کاری بد است،بهتر است وجدان آن ها را بیدار کنیم تا خودشان به خوب و بدهای زندگی پی ببرند.

    به جای اینکه مدام به بچه ها بگوییم چه کاری خوب است و چه کاری بد است،بهتر است وجدان آن ها را بیدار کنیم تا خودشان به خوب و بدهای زندگی پی ببرند.

    اگر وجدان ما بیدار باشد ،به راحتی می توانیم به خیر و شر زندگی مان پی ببریم.وجدان انسان ها درست مثل یک قطب نما عمل می کند و همیشه عقربه ی آن به سمت کارهای خوب هدایت می شود ما خودمان همیشه نمی توانیم در مورد کارهای خوب و بد به تنهایی قضاوت کنیم و وجدان ما در این شرایط به فریادمان می رسد و راه درست را به ما نشان می دهد .در گذشته مردم از وجدان به عنوان ندای درونی یاد می کردند و با این کار سعی می کردند تجربه ی خود در لحظات حساس تصمیم گیری بین راه درست و راه غلط را نشالن دهند.امروزه وقتی سخن از وجدان به میان می آید،ما می گوییم :”یک حس درونی به من می گوید،این کار را انجام دهم.”

    احساسات و عواطف ما دروازه ای است که روح ما از طریق آن با ما در ارتباط است.ما بین احساسات و عواطفمان ،از درون خود با خبر می شویم ،اما اگر مدام براساس عقل و منطق رفتار کنیم،فقط باید از قوانین و مقررات پیروی کنیم و افرادی را که از قوانین سرپیچی می کنند، مجازات کنیم.اما اگر به وجدان و درون خودمان توجه داشته باشیم، می توانیم درست را از غلط  تشخیص دهیم.

    همگی به خوبی میدانیم که پرورش جسم و هوش بچه ها امر بسییار مهمی است اما بیدار کردن وجدان درونی آن ها از همه چیز مهم تر است.

    همه ی پدر و مادرها دوست دارند که بچه هایشان بد و خوب را از هم تشخیص دهند و بر اساس این عاقلانه تصمیم گیری کنند . تا ضمیر ناخودآگاه و وجدان بچه ها بیدار نشوند،آن ها قادر به انجام این کار نخواهند بود.

    در گذشته پدر و مادرها از تنبیه و تهدید استفاده می کردند تا بچه هایشان کارهای بد انجام ندهند و تشویق شوند که کارهای خوب بکنند.اما امروزه میدانیم که بچه ها استعدادها ی نهفته ی خاصی دارند و ما باید وجدان آن ها را بیدار کنیم .اگر به آن ها توجه کنیم ،آن ها به این توانایی خود پی می برند، اما اگر همچنان از روش های تهدید آمیز قدیمی استفاده کنیم، آن ها را از این موهبت الهی محروم ساخته ایم.هرطور که با بچه ها رفتار کنیم،آن ها نیز همان گونه نسبت به رفتارهای ما واکنش نشان میدهند.

    امروزه اگر از روش های تهدیدآمیز قدیمی استفاده کنیم،بچه ها را از موهبت وجدان آگاه و بیدار محروم کرده ایم و آینده ی فرزندانمان خراب می شود.

    همه ی بچه ها توانایی ذاتی تشخیص خوب از بد را دارند.آن ها ذاتا این استعداد را در خود نهفته دارند.اما اگر می خواهیم این استعداد در ان ها شکوفا شود ،باید آن را به خوبی پرورش دهیم.

    اگر از روش های تربیتی درست استفاده کنیم، می توانیم وجدان بچه ها را بیدارکنیم.وقتی سعی کنیم وجدان بچه ها را بیدار کنیم ،بچه ها سعی می کنند کارهای خوب بکنند،اما این کارهای ان ها تقلیدی کورکورانه نیست.آن ها به دیگران احترام می گذارند ،اما نه فقط به این دلیل که از ان ها می ترسند.ان ها با وجدان بیدار خود می توانند ،به خوبی با والدین خود همکاری کنند و حرف ان ها را گوش دهند.آن ها نه تنها می توانند به طور مستقل فکر کنند و تصمیم بگیرند،بلکه در مقابل ایده های والدین خود نیز واکنش نشان دهند و در تصمیم گیری ها دخالت کنند.

    این گونه بچه ها خلاق، دوست داشتنی، صبور هستند و اعتماد به نفس بالایی هم دارند.با یادگرفتن مهارت های جدید تربیتی ،نه تنها این کار برای والدین آسان تر می شود،بلکه خود بچه ها نیز از فایده های روش های جدید می برند.مطمئن هستیم که هیچ چیز برای پدر و مادرها با ارزش تر این نیست که ببینند بچه هایشان به آرزوهایشان رسیده اند و احساس خوبی به خودشان دارند و در زندگی شان سعادتمند و خوشبخت شده اند.

  • روش های تربیتی جدید

    امروزه وظیفه ی ما والدین این است که روش های جدیدی برای تربیت فرزندانمان ابداع کنیم .به جای اینکه به فرزندان خود مسئولیت های مختلفی واگذار کنیم تا آن ها را انسان های مسئولیت پذیری به بار بیاوریم،اکنون وظیفه ی ما این است که استعدادهای نهفته ان ها را به مرحله ی ظهور برسانیم تا آن ها شکوفا شوند.همه ی بچه ها می توانند انسان های بزرگی شوند.وظیفه ی ما والدین این است که زمینه و محیط مناسبی برای آن ها ایجاد کنیم تا استعدادهای ان ها شکوفا شود.

    روش های قدیمی تربیتی که در گذشته کارآمد بودند،امروزه اصلا مفید نیستند،چون بچه های امروز با نسل قبل کاملا متفاوت هستند.امروزه آن ها بهتر از نسل نسل قبل احساسات خود را درک می کنند و در مورد خودشان آگاهی بیشتری دارند.وقتی آن ها بیشتر خودشان را می شناسند توقعات و نیازهای آن ها تغییر می کند.هر نسلی سعی می کند که مشکلاتی را که مسل قبل تجربه می کرد برای خودش حل کند و دیگر آن مشکلات را نداشته باشد.اما برای برداشتن این گام بزرگ سختی های بسیاری پیش روی ماست.برای موفقیت در هر کاری ما باید قادر باشیم تغییراتی در روش های کاریمان ایجاد کنیم.همانطور که می دانید ،نیاز های فرزندان ما با نیاز های بچه های نسل های قبل کاملا متفاوت است .والدین امروزه شاهئ تغییر و تحولاتی در روش های تربیتی هستند که از دو هزار سال پیش تا به حال ادامه دارد ؛ این تغییرات در نقش تربیتی والدین است.امروزه دیگر تهدید و تنبیه کردن روش مناسبی برای تربیتی بچه ها نمی باشد،بلکه والدین باید بر اساس عشق و محبت به تربیت کردن بچه ها بپردازند.

    امروزه دیگر تهدید و تنبیه کردن روش مناسبی برای تربیتی بچه ها نمی باشد، بلکه والدین باید بر اساس عشق و محبت به تربیت کردن بچه ها بپردازند.

    روش های تربیتی نوین،سعی دارند با استفاده از استراتژی های مناسب،بچه ها با عشق و علاقه تشویق به انجام کاری شوند نه اینکه به خاطر ترس از تنبیه و تهدید والدین مجبور شوند کاری را انجام دهند.اگر چه این روش در ابتدا و در مقایسه با روش های قدیمی خیلی خوب به نظر می رسد ،اما این روش تا حد زیادی نیز افراطی است .همان طور که می دانیم این روش بر اساس ابراز عشق و علاقه به فرزندان می باشد و در تضاد با نقش نظارتی و کنترلی والدین است و والدین می ترسند که مبادا این کار ،یعنی با نشان دادن عشق و علاقه ی شدید به فرزندانشان دیگر نتوانند آن ها را کنترل کنند.

    باید بگوییم که بر اساس این روش ،ما سعی داریم بچه ها را تشویق کنم که با ما همکاری کنند.همهی والدین خوب می دانند که اگر بچه ها را تهدید کنند و به ان ها بگویند:”اگه این کارو انجام بدی،اونوقت…،چه عواقبی در انتظار ان هاست”ویا اگر به بچه هایشان بگویند که :”اگه به حرف من گوش ندی ،وقتی بابات اومد بهش می گم”همانطور که مبینیم تهدید کردن بچه ها برای انجام کاری ،امری است که برای والدین کاملا طبیعی می باشد.در بسیار از مدرسه ها ،معلم ها نیز از همین روش برای تحریک کردن بچه استفاده می کنند تا ان ها مثلا برای کنکور بیشتر درس بخوانند .اما ما با این کارمان بیشتر بچه ها را افسرده و نگران می کنیم.شاید بدون استفاده از این تهدیدها ،بسیاری از بچه ها بهتر درس بخوانند.

    کنار گذاشتن تهدید و تنبیه بدنی چیز خوبی است و هیچ کس شکی به آن ندارد،اما وقتی بچه ی شما نحسی و بد اخلاقی می کند ،چه کار دیگری از دستتان ساخته است؟ در این مواقع تهدید و تنبیه کردن از نظر شما بهترین راه حل است .وقتی کودک شما هنگام رفتن به مدرسه دوست ندارد لباس هایش را بپوشد و با شما لجبازی می کند و یا وقتی که شب ها دندان هایش را مسواک نمی زند ،شما ناخودآگاه سراغ تنبیه و تهدید کردن می روید،شاید دلتان نخواهد این کار را انجام دهید،اما وقتی که دیگر چاره ای ندارید ،مجبور می شوید که فرزند دلبندتان را تهدید یا تنبیه کنید.این واکنش شما در شرایطی دردسرساز است و شما نمی دانید باید چه کار کنید چون شما هنوز مهارت های تربیتی مناسب را یاد نگرفته اید .

    وقتی بچه ی شما نحسی و بد اخلاقی می کند ، چه کار دیگری از دستتان ساخته است؟ در این مواقع تهدید و تنبیه کردن از نظر شما بهترین راه حل است .

    اما اگر روش جدید و مناسب تری برای حل اینگونه مشکلاتمان پیدا کنیم،دیگر این کارها را نمی کنیم و مثل پدر و مادرهای خودمان با فرزندانمان رفتار نمی کنیم .وقتی شما مهارت های لازم تربیتی را یاد بگیرید،بهتر می توانید روش های قدیمی قبلی را کنار بگذارید.با استفاده از این روش ها شما می توانید فرزندتان را به همکاری با خود دعوت کنید و ان ها را تشویق کنید که مطابق میل شما رفتار کنند.

    جهت تربیت بهتر فرزند خود می توانید از مطالب تربیتی سایت استفاده کنید.

    ارادتمند شما ، محمد مهدی زمان وزیری، مدرس تربیت کودک

  • روش تربیتی قدیم

    هزاران سال قبل پدر و ماردان با بچه های خودشان حتی بدتر ازحیوانات رفتار میکردند.اگر بچه ها به حرف والدینشان گوش نمی دادند، آن ها را آنقدر می زدند که گاهی تا سرحد مرگ نیز پیش می رفتند.سال ها طول کشید تا پدر و مادرها این گونه مجازات های خشونت بار و سنگین را در حق فرزندانشان کنار بگذارند.

    امروزه وقتی والدین ناچار می شوند ،بچه ها را کتک می زنند و تنبیه می کنند؛آن هم زمانی که یا کنترل خودشان را از دست می دهند و یا هیچ روش دیگری موثر واقع نمی شود.اما هنوز میراث نسل های گذشته در برخی خانواده ها به جا مانده است ،حتی در خانواده هایی که اهل جنگ و دعوا نیستند،برخی از والدین،بچه ها را تهدید می کنند و به آن ها میگویند:”اگه این کار رو بکنی،می‌کشمت”،”اونها به خاطر این کار تو رو می کشند.”هرچند که اگر از خود بچه ها  بپرسیم ،آن ها خوب می دانند که منظور پدر و مادران این نیست که آن ها می خواهند بچه هایشان را بکشند و این تهدیدات فقط برای این است که آن ها هنوز بچه هایشان را از تنبیه شدن می ترسانند.

    برخی از والدین هنوز هم فکر می کنند که باید بچه هایشان را تنبیه کنند.من خودم  نمونه های زیادی  از این گونه پدر و مادرها را دیده ام. چند سال قبل وقتی سوار تاکسی بودم با یک راننده تاکسی مشغول بحث شدم.او گفت که مشکل خانواده های امروزی این است که خیلی به بچه هایشان آسان می گیرند و بچه هایشان را کتک نمی زنند .من از او پرسیدم که آیا او در بچگی کتک می خورده؟او با افتخار تمام گفت:”بله،به همین خاطر است که هم خودم انسان خوبی بار آمدم و هم بچه هایم خیلی خوب هستند.”او گفت نه او و نه برادران حتی یک شب هم رنگ زندان را ندیده اند.به قول خودش حتی یک روز در زندگی اش را به شب نرسانده مگر اینکه ان روز کتک خورده باشد.او از این که در دوران کودکی کتک می خورده،خیلی راضی بود.او گفت که کتک زدن در کشورش کاملا مرسوم است و امری عادی است و باعث می شود که افراد از جرم و جنایت دوری کنند.

    این مسئله از لحاظ روانشناسی خیلی عجیب است ،چون بیشتر بچه هایی که کتک می خورند یا با آن ها بدرفتاری می شود ،دیگر به کتک خوردن عادت می کنند و فکر می کنند که حق ان ها بوده که این گونه با ان ها رفتار شود و به جای این که قبول کنند والدینشان با آن ها رفتار خوبی نداشته،از آن ها دفاع نیز می کنند.

    یکی از دلایلی که برخی از والدین هنوز هم نمی توانند روش های غلط تربیتی خود را کنار بگذارند،این است که این گونه پدر و مادرها خودشان در دوران کودکی تنبیه و تهدید می شدند و اکنون نیز فکر می کنند که بچه هایشان نیز باید تنبیه شوند.آن ها فکر می کنند که روش تربیتی والدین آن ها کاملا درست بوده و ان ها بچه های صالحی شده اند و از این رو در تربیت کردن بچه هایشان نیز به همان روش های قدیمی متوسل می شوند.اغلب از بچه های چنین خانواده هایی می شنویم که می گویند :”حتما کار بدی کرده ام،پس حقم است که کتک بخورم.”

    بچه هایی که والدینشان آن ها را کتک می زنند و با آن ها بدرفتاری می کنند،کم کم فکر می کنند که این گونه رفتار نادرست والدینشان به حق بوده و حتی از والدین خود دفاع هم می کنند.

    امیدوارم با استفاده از تکنیک های کاربردی در تربیت فرزندتان، بتوانید از تربیت او لذت ببرید.

    جهت تربیت بهتر فرزند خود می توانید از مطالب تربیتی سایت استفاده کنید.

    ارادتمند شما ، محمد مهدی زمان وزیری، مدرس تربیت کودک

     

  • تاثیر تنبیه و خشونت کودکان

    اگر شما نسبت به فرزندتان خشونت به خرج دهید،او نیز رفتارهای خشونت آمیز نشان می دهد.

    امروزه بچه ها خیلی حساس و زودرنج هستند و وقتی شما نسبت به آن ها بدرفتاری می کنید ،آن ها نیز در مقابل رفتار بد شما عکس العمل نشان می دهند و با شما بدرفتاری می کنند.مطمئن باشید که وقتی فرزندانتان را تنبیه کنید و یا آن ها را خجالت زده ی خود کنید،آن ها نیز وقتی کمی آزادی ببینند،سعی می کنند با شما همانطور خشن و گستاخانه رفتار کنند.در جامعه ی امروز ما همه ی خشونت های اجتماعی و ناهنجاری های رفتاری به خاطر این است که ما هنوز نمی دانیم که باید چگونه با دیگران رفتار کنیم و چطور احساسات آن ها را درک کنیم و عکس العمل نشان دهیم.

    وقتی به احساسات دیگران بی توجهی کنیم، آن ها رفتار خشونت آمیز و بد از خود نشان می دهند.با وجود این، امروزه والدین نسبت به فرزندانشان خیلی حساس هستند و بچه ها نیز این مسئله را به خوبی می فهمند و نسبت به والدین خود همین گونه عکس العمل نشان می دهند .اما اگر پدر و مادرها نسبت به فرزندان خود بی تفاوت باشند آن ها نیز بدرفتاری کرده و با والدین خود همکاری نمی کنند .در این شرایط یا آن ها علنا رفتارهای خشونت آمیز از خود نشان می دهند و یا اینکه در درون خود احساس بدی دارند و از لحاظ شخصیتی و اعتماد به نفس دچار مشکل می شوند،این بچه ها یا از خودشان متنفرند و یا از دیگران ،گاهی هم از خودشان متنفرند و هم از دیگران.

    امیدوارم با استفاده از تکنیک های تربیتی که در کارگاه ها مطرح نمودم، از تربیت فرزندتان لذت ببرید.

    جهت تربیت بهتر فرزند خود می توانید از مطالب تربیتی سایت استفاده کنید.

    ارادتمند شما ، محمد مهدی زمان وزیری، مدرس تربیت کودک.

     

  • مسئولیت والدین

    [aparat id=”HCnft”]

    براساس الگوهای روانشناسی جدید،همگی ما براهمیت دوران بچگی در رشد شخصیتی افراد به خوبی آگاهی داریم.موفقیت های آینده زندگی ما و اینکه بتوانیم زندگی شاد و سعادتمندی داشته باشیم ،تا حد زیادی به دوران بچگی ما  و نقش والدین در تربیت فرزندان بستگی دارد و اینکه چگونه آن دوران را پشت سر گذاشته ایم .امروزه ما همه به درستی این مسئله ایمان داریم ،اما والدیم ما در پنجاه سال پیش این مطلب را نمی دانستند.

    در گذشته والدین ما به نقش اساسی که آن ها در زندگی ما داشتند ،واقف نبودند و موفقیت ما در زندگی به عواملی چون شانس،نوع شخصیت ما،اعتقادات مذهبی و وضعیت اقتصادی خانواده بستگی داشت.همه ی ما خوب می دانیم که پدر و ماردان همیشه فرزندانشان را دوست دارند؛ فرقی نمی کند ،پدر و مادرهای نسل های پیش نیز همین گونه بودند،اما نحوه ی ابراز این عشق و علاقه حین تربیت کردن بچه ها ،آن زمان ها چندان برای ان ها مهم نبود.

    اکنون روان شناسان به عشق و علاقه والدین بر فرزندان پی برده اند.با این اطلاعاتی که ما از اهمیت دوران کودکی افراد داریم،متوجه می شویم که تربیت کردن بچه ها مسئولیت بسیار بزرگی برای والدین می باشد.اما گاهی اوقات والدین در تلاش برای بهتر تربیت کردن بچه ها به بیراهه می روند.

    والدین اغلب از روی اشتباه سعی می کنند،همیشه همه چیز را برای فرزندان خود محیا کنند.آن ها سعی می کنند برای فرزندان خود ،پول و امکانات رفاهی بیشتر ،اسباب بازی های بیشتر،تفریح بیشتر ،آموزشی بهتر و آزادی بیشتر فراهم کنند.آن ها همچنین سعی می کنند که بچه هایشان،منظم تر،فعال تر ،با ادب تر بوده و روابط اجتماعی بهتری با دیگران داشته باشند.اما همان طور که می دانیم بسیاری از بچه ها علاقه ای به چیزهایی که گفتیم ،ندارند و آن ها ضرورتا جزء نیازهای فرزندان ما نیستند ؛بنابراین همیشه داشتن همه چیز خوب نیست.بچه ها دوست دارند والدین آن ها متفاوت باشند.اما چگونه؟ وظیفه ی ما والدین این نیست که همه چیز برای فرزندان خود آماده کنیم،بلکه وظیفه ی ما این است که از روش تربیتی متفاوت از روش های تربیتی والدینمان  در گذشته استفاده کنیم.

    امیدوارم با استفاده از تکنیک های کاربردی که در کارگاه ها مطرح نمودم، از تربیت فرزند خود لذت ببرید.

    جهت تربیت بهتر فرزند خود می توانید از مطالب تربیتی سایت استفاده کنید.

    ارادتمند شما ، محمد مهدی زمان وزیری، مدرس تربیت کودک.

  • تکنیک های تربیت فرزند

    اگر می خواهید بچه دار شوید، بهترین کاری که در ابتدا باید انجام دهید این است که یاد بگیرید با فرزندتان چگونه رفتار کنید. اگر ندانید که چطور با بچه ها رفتار کنید، هیچوقت به نقش اصلی خود در زندگی این موجودات معصوم و شکل گیری آینده آنها پی نخواهید برد. بدون آگاهی در مورد نحوه ی تربیت فرزند خود، نه تنها آینده ی آن ها، بلکه زندگی خودتان را نیز خراب می کنید.

    تربیت و پرورش فرزندان کار سخت و در عین حال جالبی است. پدر یا مادر بودن مسئولیتی بزرگ و در عین حال کاری بسیار ارزشمند است و اجر والایی دارد. حالا اگر والدین، خوب بدانند که فرزندانشان چه انتظاری از آن ها دارند، به خوبی می توانند از پس مسئولیت های خود برآمده و به فرزندان خود کمک کنند آینده ی درخشانی داشته باشند. اگر واقعا مسئولیت های خود را به عنوان پدر و مادر بچه ها بشناسیم، به ارزش واقعی پدر بودن و مادر بودن پی می بریم و می دانیم که کار تربیت فرزند و مراقبت کردن از آن ها چقدر کار بزرگی است و از اینکه پدر و مادر آن ها هستیم به خودمان افتخار می کنیم.

    به خاطر داشته باشید که هیچ کس به اندازه ی شما نمی تواند به فرزندانتان کمک کند زیرا آنها به شما نیاز دارند، چون شما باعث به دنیا آمدن آن ها هستید.

    مشکل اینجاست که پدر و مادر آموزش کافی در زمینه ی الگوهای مناسب تربیتی نمی بینند و وقتی یکدفعه با مسئولیت مراقبت و تربیت فرزند مواجه می شوند، نمی دانند که چه کاری درست است و باید چه کاری انجام دهند. هرچند که همه ی ما خوب می دانیم که بچه ها موجودات معصومی هستند و موهبت هایی از جانب خداوند هستند اما ما باید بدانیم که آینده ی آن ها در دستان ماست. نحوه ی تربیت و مراقبت ما از کودکان در شکل گیری آینده ی آن ها بسیار موثر است. ما به عنوان والدین بچه ها دربرابر آن ها مسئولیت بسیار سنگینی داریم. فرزندان ما شایستگی این همه توجه از جانب ما را دارند.

    پدر و مادرها وقتی نمی دانند باید چطور بچه هایشان را تربیت کنند و یا وقتی فکر می کنند دخالت های آن ها باعث می شود شرایط بدتر شود، خود را کنار می کشند و می گذارند بچه ها هر کاری که دلشان خواست، انجام دهند. اما اگر تکنیک های تربیتی  و در عین حال کاربردی این سایت را خوب به خاطر داشته باشند، همیشه می دانند که بچه ها به ما بزرگتر ها احتیاج دارند. اگر شما کمی روش های تربیتی خود را اصلاح کنید، حتما می توانید پدر و مادر خوبی برای بچه هایتان باشید و به آن ها کمک کنید.

    به کارگیری تکنیک های تربیتی در تربیت فرزند

    اگر شما تکنیک های تربیتی که در کارگاه های تربیتی مطرح نمودم را در تربیت فرزند خود به خوبی درک کنید و آن ها را بکار بگیرید و سعی کنید آن را الگوی تربیتی خود قرار دهید، باز هم تربیت کردن فرزندان کار مشکلی است. شما وقتی با مفاهیم تربیت فرزند درگیر می شوید، می توانید آن ها را عملا یاد بگیرید. وقتی شما عملا درگیر مشکلات تربیتی فرزندان تان می شوید، از خودتان می پرسید:”چه کار باید بکنم”

    شاید شما اطلاعات خوبی در زمینه تربیت فرزند داشته باشید ولی دوباره با مسائل جدیدی روبرو می شوید و سرگردان می مانید که چه کار باید بکنید. بنابراین باید احتمالات مختلف را در نظر بگیرید. هر وقت با مشکل جدیدی روبرو شدید، می توانید دوباره به این سایت مراجعه کنید و از مطالب کاربردی من استفاده کنید. وقتی که شما نمی دانید باید چه کار کنید، دوباره تکنیک های تربیتی و رهنمود های ارائه شده درباره ی روش های درست تربیتی را مرور کنید؛ چندین و چند بار این کلمه را تکرار کنید تا بالاخره بفهمید اشکال کارتان کجا بوده، تا بهتر بتوانید مشکل به وجود آمده را حل کنید .

    در صورتی که شما والدین از تکنیک های تربیتی در تربیت فرزند خود استفاده کنید، می توانید با شهامت تمام به مرزهای جدیدی از موفقیت در تربیت فرزند خود برسید و قهرمانانه پا در دنیای جدید بگذارید. مهم تر از همه، این امکان را برای فرزندان خود فراهم می کنید که انسان های بزرگ و برجسته ای شوند.

    به خاطر داشته باشید بچه های شما موجوداتی فوق العاده هستند که با بکارگیری تکنیک های تربیتی می‌توانید وقت خود را صرف کشف استعدادها و افزایش توانمندی های فرزندتان کنید که به بهترین شکل ممکن به آن ها کمک کنید تا به آرزوها و خواسته های خود برسند. فکر می کنم این آرزوی هر پدر و مادری باشد که خوشبختی فرزندش را ببیند.

    امیدوارم با بکارگیری تکنیک های کاربردی که در کارگاه ها مطرح کرده ام ، از تربیت فرزند خود لذت ببرید.

    دوستدار شما محمد مهدی زمان وزیری

  • رئیس خانه چه کسی است؟

    [aparat id=”K8nk1″]

    بین افکار ،خواسته ها و تطابق آن ها با آن چه شما می خواهید تفاوت بسیاری وجود دارد.وقتی فرزندان شما سعی می کنند به دنبال آنچه شما از آن ها می خواهید باشند،آن ها خواسته های خود را با خواسته های شما تطبیق می دهند .اما وقتی آن ها خواسته های خود را مطرح نمی کنند و آن ها را انکار می کنند،آن ها در واقع نیازهای درونی و احساسات خود را سرکوب می کنند و فقط دنباله رو حرف ها و خواسته های شما می شوند،این نوع تسلیم شدن باعث می شود ،اراده و غرور بچه ها شکسته شود.وقتی شما یک اسب سرکش را رام می کنید ،او مطیع و فرمانبر شما می شود .اما دیگر آن روحیه ی آزادی را که قبلا داشت ،ندارد. بچه ها نیز همین گونه هستند.

    تطبیق دادن و هماهنگ کردن خواسته ها و آمال و آرزوهایمان و پذیرش راهنمایی های دیگران ؛یعنی همکاری کردن با آن ها در تصمیم گیری هایمان .اما دست برداشتن از خواسته هایمان و پذیرش رای و نظر طرف مقابل ؛یعنی تسلیم شدن در برابر او.

     روش تربیتی ای مناسب است که طبق ان فرزندان ما سعی کنند نیازهای خود را با خواسته های والدینشان تطبیق دهند و هماهنگ کنند نه اینکه آن ها را بچه هایی مطیع و رام بار بیاورد.ما اصلا دوست نداریم که فرزندانمان با چشمانی بسته ،دنباله رو والدین خود باشند.اگر به آن ها اجازه دهیم که مخالفت های خود را به ما ابراز کنند و احساسات خو را بیان کنند ، نه تنها آن ها به ارزش واقعی خود پی می برند ، بلکه با این کار ان ها بیشتر به سوی ما جلب می شوند و با ما همکاری می کنند .بچه های رام و مطیع فقط به امر و نهی والدینشان گوش می دهند،خودشان فکر نمی کنند و تصمیم نمی گیرند و یا در تصمیم گیری هایشان نقشی ندارند،اما بچه هایی که در تصمیم گیری های خود با والدینشان مشارکت می کنند،نه تنها به ارزش واقعی خود پی می برند ،بلکه مصمم تر بوده و تلاش بیشتری می کنند.

    در الگوها و روش های تربیتی ،تلاش می شود که فرزندان ما با ما بیشتر همکاری کنند نه اینکه آن ها فقط رام و مطیع ما باشند.

    [aparat id=”7Cx5c”]

    بچه هایی که در تصمیم گیری هایشان با والدین مشارکت خوبی دارند ،اگر چه دوست دارند به خواسته های خود برسند،اما بیشتر از ان سعی دارند والدینشان از آن ها راضی باشند.اگر به فرزندان خود اجازه دهیم به درخواست های ما نه بگویند ،در واقع خود ان ها را مسئول اعمال خودشان کرده ایم و با این کار ،والدین نقش نظارتی خود را خیلی بهتر ایفا می کنند،هر وقت که فرزندان ما در مقابل ما مقاومت کنند و با نقش نظارتی والدین مواجه شوند،بهتر می فهمند که رئیس خانه چه کسی است و تصمیم گیری نهایی با والدین است.

    امیدوارم با استفاده از این مطلب تربیتی و بکارگیری تکنیک های کاربردی مطرح شده در کارگاه ها، بتوانید از تربیت فرزندتان لذت ببرید.

    جهت تربیت بهتر فرزند خود می توانید از مطالب تربیتی سایت استفاده کنید.

    ارادتمند شما ، محمد مهدی زمان وزیری، مدرس تربیت کودک.