کد :hme105
والدین فرهیخته با توجه به پاسخ های شما در پرسشنامه می توان گفت :” رفتار با نوجوان پسر در این سن بسیار مهم و ضروری است .تقویت عزت و اعتماد به نفس فرزندتان دارای اهمیت ویژه ای است .لازم است برنامه ریزی کردن،مدیریت زمان و سواد مالی را به فرزندتان بیاموزید همچنین مدیریت احساسات مختلف مانند استرس و اضطراب و یا خشم را با او تمرین کنید و در نهایت به یاد داشته باشید که بنیاد خانواده مهمترین نهادی است که می تواند جلوی سونامی اعتیاد به بازیهای رایانه ای را میان کودکان و نوجوانان بگیرد و از رشد نسل خشن و پرخاشگر پیشگیری کند. ”
والدین گرامی ،شما با کسب و یا افزایش اطلاعات و آگاهی لازم در حوزه های فوق می توانید به فرزندتان در جهت رشد و بالندگی و ساختن آینده ای موفق کمک شایانی کنید.من محمد مهدی زمان وزیری با افتخار در کنار شما خواهم بود تا به فرزندتان پر و بال دهید و آنگاه از پرواز او لذت ببرید.
نویسنده: admin1
-
تحلیل پرسشنامه hme105
-
تحلیل پرسشنامه hme104
کد :hme104
والدین فرهیخته با توجه به پاسخ های شما در پرسشنامه می توان گفت :” مهم ترین کار در بر طرف کردن مشکلات رفتاری کودکان، بر قرار کردن ارتباط عاطفی و موثر با کودک می باشد. لازم است در حوزه ی تربیت جنسی آموزش های لازم را به فرزندتان بدهید .تقویت خلاقیت و ابتکار کودک در این سن دارای اهمیت ویژه ای است.شما باید با لجبازی ها و پرخاشگری های فرزندتان برخورد صحیح و اصولی داشته باشید تا از تقویت شدن این رفتارها در فرزندتان جلوگیری کنید.همچنین تقویت کردن حواس پنجگانه و تمرکز و توجه کودک در این سن می تواند او را برای ورود به مدرسه در آینده ی نزدیک آماده کند. ”
والدین گرامی ،شما با کسب و یا افزایش اطلاعات و آگاهی لازم در حوزه های فوق می توانید به فرزندتان در جهت رشد و بالندگی و ساختن آینده ای موفق کمک شایانی کنید.من محمد مهدی زمان وزیری با افتخار در کنار شما خواهم بود تا به فرزندتان پر و بال دهید و آنگاه از پرواز او لذت ببرید. -
تحلیل پرسشنامه hme100
کد: hme100
والدین فرهیخته با توجه به پاسخ های شما در پرسشنامه می توان گفت :” ارتباط شما و فرزندتان نیاز به تقویت دارد و با توجه به اینکه فرزند شما هم اکنون رسما در دهه دوم زندگی به سر می برد،رابطه او با شما ممکن است به این علت که او می خواهد مستقل تر رشد کند، دچار تغییر شود بنابراین لازم است بدانید چگونه باید از این گذار آگاهانه عبور کنید و در صورت عدم اصلاح این رابطه در آینده نه چندان دور ( دوره ی نوجوانی و جوانی )با مشکلات بسیاری در ارتباط با او مواجه خواهید بود .همچنین لازم است اعتماد به نفس و عزت نفس او را تقویت کنید تا بتوانید از پرواز و اوج گرفتن فرزندتان در آینده لذت ببرید .نکته حائز اهمیت دیگر ان است که شما باید بدانید مسائل ایمنی مربوط به این سن تغییر کرده است و مهم است به او آموزش دهید خطر را بشناسد و برای محافظت ازخودش چه در دنیای مجازی و چه دنیای واقعی چه کاری انجام بدهد .با توجه به پاسخ های شما می توان گفت در حوزه ی مسئولیت پذیری فرزندتان باید اقداماتی را انجام دهید همچنین با توجه به سنش بدانید دایره اجتماعی او تغییر کرده است، به این معنا که محبوب بودن در جمع برای او اهمیت دارد و باید بداند چگونه با دیگران ارتباط برقرار کند احساسات و عواطفش را بیان کند ، با دیگران تعامل داشته باشد و مهارت دوستیابی را به شیوه ی صحیح بیاموزد.
والدین گرامی ،شما با کسب و یا افزایش اطلاعات و آگاهی لازم در حوزه های فوق می توانید به فرزندتان در جهت رشد و بالندگی و ساختن آینده ای موفق کمک شایانی کنید.من محمد مهدی زمان وزیری با افتخار در کنار شما خواهم بود تا به فرزندتان پر و بال دهید و آنگاه از پرواز او لذت ببرید. -
تحلیل پرسشنامه hme103
کد :hme103
والدین فرهیخته با توجه به پاسخ های شما در پرسشنامه می توان گفت :” سن هفت سالگی دوره ای است که کودک هنوز مشغول یادگیری خودتنظیمی و قوانین است و هنوز هم کودک در حال کشف محدودیت ها و هویت هاست ،برقراری ارتباط موثر با کودک در این دوره از اهمیت ویژه ای برخوردار است ،دروغ گفتن یکی از شایعترین مشکلات رفتاری کودک ۷ ساله در این سن است. بسیار مهم است که علت اصلی آن را کشف و درک کنید.با توجه به سن کودک و پاسخ های شما توصیه می کنم از شیوه های تنبیه و تشویق صحیح در امر تربیت بهره ببرید .همچنین سواد مالی را به فرزندتان بیاموزید .با توجه به روحیه ی کمالگرایی در فرزندتان و اینکه او وارد مدرسه و در واقع مرحله ی جدیدی از زندگی اش شده است و قطعا همیشه نمی تواند برنده یا نفر اول باشد ،به او روش های مواجهه با شکست را بیاموزید تا دچار سرخوردگی و نومیدی نگردد.نکته ی دیگری که توجه شما را به آن جلب می کنم این است که شما باید به فرزندتان بیاموزید که چگونه احساساتش را بیان و یا در صورت لزوم آن ها را کنترل کند تا در آینده بتواند از حداکثر ظرفیت خود در مسیر موفقیت بهره ببرد..”
والدین گرامی ،شما با کسب و یا افزایش اطلاعات و آگاهی لازم در حوزه های فوق می توانید به فرزندتان در جهت رشد و بالندگی و ساختن آینده ای موفق کمک شایانی کنید.من محمد مهدی زمان وزیری با افتخار در کنار شما خواهم بود تا به فرزندتان پر و بال دهید و آنگاه از پرواز او لذت ببرید. -
تحلیل پرسشنامه hme102
کد :hme102
والدین فرهیخته با توجه به پاسخ های شما در پرسشنامه می توان گفت :”لازم است اعتماد به نفس و عزت نفس فرزندتان را تقویت کنید، به او مهارت های برنامه ریزی کردن و سواد مالی را بیاموزید همچنین در حوزه ی دوستیابی به او آموزش های لازم را بدهید .نکته حائز اهمیت دیگر برای فرزندتان این است که به او بیاموزید چگونه احساساتش را مدیریت کند و استرس ،اضطراب و حتی خشمش را کنترل کند.به یاد داشته باشید، در راستای رشد و بالندگی فرزندتان برقراری ارتباط موثر با او از جایگاه ویژه ای برخوردار است . تعادل استقلال فرزند شما در حال تغییر است و همراه با این تغییر رابطه شما نیز دچار تحول می شود ولازم است به شیوه صحیح و اصولی با او ارتباط برقرار کنید.”
والدین گرامی ،شما با کسب و یا افزایش اطلاعات و آگاهی لازم در حوزه های فوق می توانید به فرزندتان در جهت رشد و بالندگی و ساختن آینده ای موفق کمک شایانی کنید.من محمد مهدی زمان وزیری با افتخار در کنار شما خواهم بود تا به فرزندتان پر و بال دهید و آنگاه از پرواز او لذت ببرید. -
تحلیل پرسشنامه hme101
کد:hme101
والدین فرهیخته با توجه به پاسخ های شما در پرسشنامه می توان گفت :” اکنون زمانی است که تقویت باورهای فرزندتان درباره تصویری که از خودش دارد از اهمیت ویژه ای برخوردار است لذا تقویت عزت نفس او حائز اهمیت است، باید او را با سبک زندگی سالم آشنا کنید در غیر اینصورت به دلیل هجمه ی اطلاعاتی که ممکن است از طرق مختلف با آن ها روبرو شود ممکن است سردرگم شود ،اکنون زمان مناسبی است که به فرزندتان برنامه ریزی کردن و همچنین مباحث مربوط به سوادمالی را بیاموزید و به ویژه به او کمک کنید درک کند تغییرات جسمی که با آن رو به رو می شود طبیعی است. باید تاکید کنم تقویت و تلاش کردن هر چه بیشتر جهت داشتن ارتباط موثر والدین و فرزندتان می تواند در این دوره بسیار مثمر ثمر باشد.
درک این موضوع که فرزندتان هنوز کاملا نوجوان نیست برای کودک دشوار است. حمایت و راهنمایی شما می تواند فرزندتان را از نظر احساسی، جسمی؛ اجتماعی، و تحصیلی در مسیر مناسبی قرار دهد و بهترین فرصت را برای آینده ای روشن در اختیارش بگذارد.”
والدین گرامی ،شما با کسب و یا افزایش اطلاعات و آگاهی لازم در حوزه های فوق می توانید به فرزندتان در جهت رشد و بالندگی و ساختن آینده ای موفق کمک شایانی کنید.من محمد مهدی زمان وزیری با افتخار در کنار شما خواهم بود تا به فرزندتان پر و بال دهید و آنگاه از پرواز او لذت ببرید. -
تحلیل پرسشنامه hme113
کد :hme113
والدین فرهیخته با توجه به پاسخ های شما در پرسشنامه می توان گفت :” لازم است در برقراری ارتباط موثر با فرزندتان بکوشید و ازشیوه های اصولی تنبیه و تشویق بهره ببرید .با لجبازی ها و پرخاشگری های فرزندتان به شکل صحیح برخورد کنید.توصیه می شود در حوزه ی تربیت جنسی فرزندتان اقدام کنید.مسئولیت پذیری و استقلال طلبی را در او هدایت کنید.به فرزندتان روش های مواجهه با شکست را بیاموزید ،جلب توجه مثبت را در فرزندتان نهادینه و احساسات و عواطف او را نیز هدایت کنید . سعی کنید استعداد فرزندتان را شناسایی و برای آینده او هدفگذاری کنید.”
والدین گرامی ،شما با کسب و یا افزایش اطلاعات و آگاهی لازم در حوزه های فوق می توانید به فرزندتان در جهت رشد و بالندگی و ساختن آینده ای موفق کمک شایانی کنید.من محمد مهدی زمان وزیری با افتخار در کنار شما خواهم بود تا به فرزندتان پر و بال دهید و آنگاه از پرواز او لذت ببرید. -
وقتی بچه ها نحسی می کنند
وقتی فرزندان نحسی می کنند ،حواس آن ها را پرت کنید و آن ها را به کار دیگری مشغول کنید
پدر و مادرها می توانند با پرت کردن حواس فرزندان از چیزهایی که به ان فکر می کنند، مخالفت های ان ها را کم کنند .این روش برای فرزندان ی زیر سن هشت سال مناسب است؛ برای مثال والدین می توانند برای پرت کردن حواس فرزندان یشان، برای انها داستان های تخیلی و پر زرق و برق بگویند.مهم نیست داستانی که شما برای ان ها می گویید، به شکل فعلی ان ها ربط داشته باشد یا نه ، فقط کافی است که برای آن ها قصه ای بگویید و موضوع بحث را عوض کنید .
مثلا وقتی کودک شما دوست ندارد پیراهنش را بپوشد، با او مخالفت نکنید و شروع کنید به سر هم کردن قصه ای برای او. برای مثال به او بگویید :به شاخه های سبز و زیبای اون درخت نگاه کن .یادم می یاد که یه روز، توی یک جنگل زیبا قدم می زدم که یکدفعه دیدم همه جا پوشیده از درخت های بزرگ است .آسمون آبی بود .سرم رو به طرف آسمون برگردوندم ،دیدم یه ابر پفکی بزرگ بالای سر منه .کلی راه رفته بودم و خسته شده بودم .بله خیلی راه رفته بودم،ولی حالم کاملا خوب بود و احساس خوبی داشتم.حالا بیا بلوزتو بپوشی.”
با این کار شما ابتدا رابطه ی صمیمی با کودک برقرار کرده اید و سپس می توانید از او بخواهید تا کار خاصی را انجام دهد .وقتی برای کودک قصه های زیبا و مطالب جذابی می گویید ،حواس کودک پرت می شود و با شما احساس صمیمیت می کند و به خواسته ی شما تن در می دهد.
اگر می خواهید مخالفت های کودکانتان را کم کنید ،سعی کنید با او صمیمی شوید،با این کار او به شما نزدیکتر می شود و. بیشتر به حرف های شما گوش می دهد.
فرزندان در هر سن و سالی که باشند، وقتی ناراحت و عصبانی هستند، با شنیدن جملاتی مثل”خوب بیاین فلان کار رو بکنیم و یا الان بهتر بریم سراغ ….”حالشان خیلی بهتر می شود و مشکلشان را برای مدتی هم شده فراموش می کنند. در این گونه مواقع پدر و مادرها نباید از فرزندان در مورد خواسته ها و علت عصبانیت و لجاجتشان سوال کنند. این کار فایده ای ندارد و پدر و مادرها باید در این شرایط سعی کنند به گونه ای فرزندان را به انجام کار دیگری مشغول کنند. فرزندان اگر به سن و سالی رسیده اند که بتوانند خواسته ها و ارزوهای خودشان را مطرح کنند و می توانند بگویند که دوست دارند چه کار کنند ،والدین آن ها در پاسخ به فرزندان باید بگویند:”خوب فکر خوبی داری .می تونی کاری رو که دوست داری ، انجام بدی.”به جای اینکه به فرزندان مستقیما بگویید چه کاری بکنند و چه کاری نکنند ،به ان ها انجام چند کار را پیشنهاد کنید و ببینید از کدام یک بیشتر خوششان میآید.آن ها یا به طور مستقیم یا غیر مستقیم ایده های خودشان را مطرح می کنند .آن ها یا غیر مستقیم از طریق مخالفت هایشان این مسئله را بیان می کنند و یا اینکه مستقیما به شما می گویند از انجام چه کاری بیشتر لذت می برند .اکنون برای روشن تر شدن مطلب برای شما مثالی می اوریم :
مادری به پسرش می گوید:”علی،بیا بریم پارک تا بازی کنی .”
پسربچه ی هشت ساله در پاسخ به مادرش می گوید:”مامان دوست ندارم پارک برم.”
مادر می گوید :”آخه چرا پسرم؟”
علی می گوید :”دوست دارم تو اتاق خودم بازی کنم.”
مادرش می گوید :”باشه،اگه می خوای خونه بمونی و بازی کنی ،مشکلی نیست؛ مدادرنگی هاتو بردار و یه نقاشی بکش.”
علی در پاسخ می گوید:”نه مامان اصلا دوست ندارم نقاشی بکشم.من می خوام با هواپیمام بازی کنم.”
مادر او می گوید:”فکر خوبیه پسرم .با هواپیمات بازی کن؛من چند دقیقه دیگه دوباره می یام پیشت.”
همانطور که در مثال گفته شده دیدید، مادر پسربچه به طور غیر مستقیم ایده های خودش را مطرح میکند و در آخر کار پسر بچه خودش تصمیم می گیرد که چه کاری انجام دهد؛ بنابراین یک قانون کلی این است که از فرزندان نپرسیم چه چیزی دوست دارند و یا می خواهند چه کاری انجام دهند و یا اینکه چه احساسی دارند.به جای اینکه انجام کاری را به انها اجبار کنید سعی کنید این کار را به انها پیشنهاد کنید که در این صورت ،یا آن ها پیشنهاد شما را قبول می کنند و یا آن را رد می کنند .وقتی فرزندان پیشنهاد شما را رد می کنند،آن ها کم کم متوجه می شوند که از چه چیزهایی خوششان میاید و چطور فکر می کنند و چه احساسی دارند.
فرزندان مسئولیت پذیر و تاثیرپذیر بسیار شاد و مشتاق هستند. انها به شدت تحت تاثیر اتفاقات و رویدادهای زندگی قرار می گیرند .زندگی برای ان ها یک ماجراجویی بزرگ است.ان ها خیلی حرف می زنند و روابط اجتماعی خوبی نیز با دیگران دارند .خیلی زو.د با همه دوست می شوند و همه را دوست دارند.آن ها فرزندان یی دوست داشتنی و تاثیرپذیر هستند و به راحتی تحت تاثیر چیزهای مختلف قرار می گیرند.آن ها افرادی کینه ای نیستند و به راحتی همه چیز را فراموش می کنند.
یک قانون کلی این است که از بچه ها نپرسیم چه چیزی دوست دارند و یا می خواهند چه کاری انجام دهند و یا اینکه چه احساسی دارند
آن ها وابستگی شدیدی نسبت به چیزی ندارند و خیلی زود رنج نیز نیستند.ان ها زمانی کج خلقی و نحسی می کنند که مجبور به انجام کاری باشند که از ان لذت نمی برند که این کج خلقی ها و پستی و بلندی های عاطفی نیز جزئی از زندگی آن ها می باشد.
گاهی اوقات انها شلخته و فراموشکار هستند و به راحتی ریخت و پاش های خودشان را جمع و جور نمی کنند و پدر و مادر ها باید بارها و بارها به ان ها بگویند تا آن ها این کار را انجام دهند.اگر والدین این مسئله را بدانند ،خیالشان راحت تر می شود.آن ها نباید انتظار داشته باشند که این دسته از فرزندان خیلی مرتب و منظم باشند؛ تا زمانی که به این دسته از فرزندان کمک نکنید کارهای شخصی شان را انجام دهند و اتاقشان را نظافت کنند، ان ها خودشان دست به این کارها نمی زنند.به جای اینکه مقابل آن ها بایستند سعی کنید کنار آنها باشید و به انها کمک کنید.
این گروه از فرزندان کم کم و به مرور زمان و از طریق انجام کارهای جالب و کاووش کردن در مسائل مختلف یاد می گیرند که بر روی چیزهای اطراف خود تمرکز کنند و کارهایشان را نیمه تمام نگذارند .بعد از سن هفت سالگی والدین ان ها ،باید آن ها را تشویق کنند تا کارهایشان را به درستی انجام دهند.اگر والدین برای ان ها وقت بگذارند و به ان ها کمک کنند،این مشکل آن ها حل می شود.اما اگر پدر و مادرهای این قبیل فرزندان از آن ها حمایت نکنند و به فکرشان نباشند ،فرزندان یشان افرادی شلخته و بی مسئولیت بار می آیند .این گونه افراد اغلب از زیر بار مسئولیت های زندگی شانه خالی می کنند،اما اگر والدین به آن ها کمک کنند، آن ها افرادی محکم و استوار ،مسئولیت پذیر و موفق می شوند و اعتماد به نفس بالایی نیز خواهند داشت.
اگر به دنبال مشاور کودک در یزد و یا مشاور کودک در تهران هستید با ما تماس بگیرید.
-
اهمیت خواندن کتاب های داستان برای بچه ها
اهمیت خواندن کتاب های داستان برای فرزندان
وقتی فرزندان بی قراری می کنند و آرامش ندارند و نمی خواهند به رختخوابشان بروند ،علاوه بر خواندن آواز برایشان می توانید کتاب داستانی بردارید و داستانی بخوانید.خواندن کتاب داستان برای فرزندان باعث می شود که ان ها به آرامش برسند و به راحتی بخوابند. این روش برای همه ی فرزندان خوب است اما فرزندان گروه سوم ،یعنی ان دسته که خیلی تاثیرپذیر و مسئولیت پذیر هستند، از کتاب خواندن والدینشان لذت می برند .آن ها عاشق شنیدن کتاب های داستان ،موسیقی و افسانه های قدیمی هستند و با شنیدن این مطالب به هیجان می آیند.
فرزندان تا قبل از سن نه سالگی در دنیای خیالی و رویایی خودشان زندگی می کنند تا اینکه کم کم مجبور می شوند با آهنگ جامعه حرکت کنند و وارد دنیای واقعی بزرگترها شوند.اما والدین نباید نگران این مسئله باشند.آن ها باید به کودکان خود اجازه دهند روند رشد طبیعی خودشان را داشته باشند،تا هر زمان امادگی لازم را پیدا کردند ،وارد دنیای بزرگترها شوند.فرزندان تا قبل از سن هفت سالگی درک منطقی از چیزهای مختلف ندارند و تا سن سیزده سالگی نمی توانند چیزهای انتزاعی و غیر ملموس را درک کنند .
به کودکان خود اجازه دهید روند رشد طبیعی خودشان را داشته باشند،تا هر زمان آمادگی لازم را پیدا کردند، وارد دنیای بزرگترها شوند.
همانطور که گفتیم فرزندان توانایی درک چیزهای غیر ملموس و انتزاعی را ندارند ،مثلا وقتی ان ها از اخبار بشنوند که یک قاتل فرار کرده و در شهر آزاد است ،آن ها فکر می کنند که هر لحظه در خطرند و ممکن است ان فرد به ان ها آسیبی برساند .اگر به ان ها بگویید که ، ما امنیت کافی داریم و جای نگرانی نیست،آنها منظور حرف های شما را نمی فهمند و باز می ترسند .این ها برای فرزندان مسائلی ملموس و قابل درک نیستند؛ بنابراین اگر می خواهید ان ها منظور شما را بفهمند، باید سعی کنید به گونه ای دیگر این مشکل را حل کنید، مثلا شما می توانید به ان ها بگویید :”دعا کن که ان قاتل فراری به ما صدمه ای نزند”و یا می توانید همراه او دعا و یا آیه ای از قرآن قرار دهید که او احساس امنیت کند .اما بهتر از همه این است که نگذاریم فرزندان ی زیر سن هفت سال چنین خبرهایی را بشنوند.
برای اینکه فرزندان حواسشان از این گونه مسائل پرت شود و دیگر به ان ها فکر نکنند ،بهتر است برای ان ها داستان بگویید.وقتی فرزندان داستانی را می شنوند، قوه ی تخیل و خلاقیت ان ها رشد میکند و خودشان را هم بهتر می شناسند و در اینده افراد موفق تری می شوند.افراد موفق فکر میکنند که زندگی و سرنوشتشان را خودشان رقم می زنند در حالی که افرادی که در زندگی شان چندان موفق نیستند، فکر می کنند که ان ها در این دنیا قربانیانی هستند که از یک سو به سوی دیگر کشیده می شوند .اگر خلاقیت و قوه ی تخیل فرزندان خوب رشد کند،آ ن ها بهتر می توانند مسائل و مشکلات پیش رو را حل کنند.
فرزندان تاثیرپذیر و مسئولیت پذیر از این نظر از فرزندان ی دیگر بهتر هستند که با گوش دادن به داستانهای مختلف و افزایش قوه ی تخیل و خلاقیتشان ،تصویر بهتری از خودشان دریافت می کنند و به توانایی های خودشان ایمان می آورند و کم کم احساس می کنند که زندگی شان در دست های خودشان است .اما تماشای زیادی تلویزیون و فیلم ،قوه ی تخیل و خلاقیتشان را تخریب می کند و به عبارت بهتر جلوی رشد آن ها را می گیرد.
-
سعی کنید انجام دادن کارها برای بچه ها جالب و خوشایند باشد
سعی کنید انجام دادن کارها برای فرزندان جالب و خوشایند باشد
وقتی من برای فرزندم داستان تعریف می کنم، او حواسش از کار کسل کنندهی شستن ظرفها پرت میشد و با علاقه ی بیشتری به کارش ادامه می داد.وقتی می گفتم شما باید کارت را ظرف پنج دقیقه تمام کنید، او اصلا احساس خستگی نمی کرد و وقتی به او می گفتم که نوبت من است که کار کنم و من از شما انتظار ندارم بیش از حد کار کنید، خیالش راحت می شد. اما اکنون که کمی بزرگ شده است ، دیگر تقریبا از کار سخت هراسی ندارند و خوب می دانند که چطور می توانند از کارش لذت ببرد.
هنوز خوب بچگی خودم را به خاطر دارم؛ آن روزها من در یک خانواده ی شش نفری زندگی میکردم و هفته ای دو بار مجبور بودم، ظرفها را بشویم. درست است که من فقط هفته ای دو بار این کار را انجام می دادم ،اما همان دو بار هم برایم خیلی آزار دهنده بود و فکر می کردم همیشه من ظرف ها را می شویم.من هیچ وقت از انجام دادن این کار لذت نمی بردم.فکر می کردم همه از انجام دادن این کار لذت می بردند و این کار فقط برای من سخت است.
فرزندان فکر می کنند، وقتی مشغول انجام کاری هستند، شاخ غول را شکسته اند و پیش خودشان میگویند: “وای،همیشه من دارم کار می کنم.” اما اگر به ان ها کمک کنید، آن ها یاد می گیرند چطور از انجام دادن کاری لذت ببرند و بعدها وقتی بزرگتر شدند و به مدرسه رفتند، انجام کارهای مدرسه نیز برایشان لذت بخش می شود.
تا قبل از سن هفت سالگی ، باید خیلی مراقب فرزندان باشیم. باید سعی کنیم فرزندان بین سن هفت تا چهارده سالگی با انجام فعالیت های مختلفی مثل بازی کردن، آواز خواندن، کاردستی درست کردن، نقاشی کردن و نواختن موسیقی، ورزش کردن و انجام کارهای مدرسه، لذت ببرند و ان ها را مجبور به انجام کارهایی که علاقه ندارند نکنیم .اما توجه داشته باشید که کارهای کوچکی مثل تمیز کردن خانه و انجام کارهای عمومی خانه آنقدر شاق و طاقت فرسا نیستند که فرزندان از عهده ی آن ها بر نیایند. اگر می خواهید بدانید که انجام دادن چه کارهایی از توان فرزندان بر می آید، بهتر است به مخالفت های ان ها توجه کنید و ببینید از انجام دادن چه کارهایی خیلی بدشان می آید. شاید پدر و مادرها باید یاد بگیرند که چطور قدم به قدم پیش بروند.
با این کار فرزندان شاد و پرانرژی می شوند و وقتی بزرگتر شدند، آماده اند تا بدون خستگی مسئولیت های بزرگتر را بپذیرند. اما اگر در بچگی آنها را مجبور کنید کار کنند در حالیکه آن ها از انجام دادن آن کار لذت نبرند، هرگز یاد نمی گیرند که از کارشان لذت ببرند و وقتی به سن نوجوانی رسیدند مرتب از زیر کار فرار می کنند و اگر هم به زور کاری انجام دهند، از انجام دادن آن لذت نمی برند.
چندین قرن پیش، فرزندان مجبور بودند در کارخانه ها کار کنند، اما به تدریج مردم فهمیدند که نباید از فرزندان بیگاری بکشند؛ ما نیز باید بدانیم که نباید در خانه از فرزندانمان زیاد کار بکشیم. این وظیفه ی والدین است که وسیله ی رفاه فرزندانشان را فراهم کنند و فرزندان در این مورد مسئولیتی ندارند. در حدود سن هفت سالگی فرزندان کم کم به چیزهای دیگری نیاز پیدا می کنند ؛ آن ها نیاز دارند در کنار خانواده و دوستانشان باشند، با ان ها بازی کنند و از زندگی شان لذت ببرند.در این سن است که فرزندان یکی از مهمترین مهارت های زندگی، مهارت شاد بودن و شاد زندگی کردن را یاد می گیرند.
باید توجه داشته باشید که این وظیفه ی والدین است که وسیله ی رفاه فرزندانشان را فراهم کنند و بچه ها در این مورد مسئولیتی ندارند.
بیشتر انسانها نمی دانند که چطور باید شاد باشند و زندگی شادی داشته باشند و این بدان دلیل است که ان ها در دوران کودکی خودشان یاد نگرفته اند که انسان های شادی باشند و از زندگی شان لذت ببرند. شادی مهارتی است که باید آن را بیاموزیم . کودکان در سن هفت تا چهارده سالگی این مهارت را می آموزند .اگر قبل از سنین نوجوانی به فرزندان مسئولیت و کار زیادی بدهیم، آن ها یاد نمی گیرند که در زندگی شان شاد باشند و بعدها نیز انسان های شادی نمی شوند. این گونه افراد در آینده یا از کار دل زده می شوند و یا زمانی که باید مسئولیت پذیر باشند و به دنبال کار بروند، مشغول تفریح و خوش گذرانی می شوند.گروهی نیز کار می کنند اما آنقدر در کارشان جدی هستند که اصلا از ان لذت نمیبرند .
بسیاری از والدین فکر می کنند که باید به فرزندانشان یاد بدهند سخت کوش باشند و حسابی کار کنند اما این کار ان ها اشتباه است. فرزندان این کار را از طریق مشاهده ی رفتار و کردار والدین خودشان یاد می گیرند .فرزندان همه چیز را از راه تقلید کردن، بهتر یاد می گیرند. با دیدن کارهای پدر و مادرشان، آن ها کم کم کارهای والدینشان را تقلید می کنند. اگر پدر و مادرها این مطلب را بدانند میتوانند با خیال راحت به کار خودشان مشغول باشند و محیط را به گونه ای فراهم کنند که فرزندان در نهایت آرامش و شادی به سر ببرند و کودکی خود را پشت سر بگذارند ،پس تا قبل از سن نوجوانی نباید کودکان را به انجام کارهای سخت مجبور کرد.