در این مقاله میخوانید

MOHAMMAD MEHDI
zaman vaziri
دلایل بدرفتاری کودکان

بدرفتاری کودکان؛ علت‌ها، نشانه‌ها و بهترین روش برخورد با کودک

نکته استراتژیک: وقتی یک رفتار نامناسب بارها از کودک تکرار می‌شود، فقط روی خود رفتار تمرکز نکنید. سؤال مهم‌تر این است: کودک با انجام این رفتار به دنبال چه نتیجه‌ای است؟ در بسیاری از موارد، شناخت هدفی که پشت رفتار قرار دارد، کلید انتخاب واکنش درست است. جلب توجه، قدرت‌نمایی، انتقام‌جویی و نشان دادن ناتوانی، چهار هدف مهمی هستند که می‌توانند پشت بدرفتاری کودکان قرار داشته باشند.

والدین معمولاً زمانی به دنبال راه‌حل می‌گردند که یک رفتار بارها تکرار شده است؛ کودک حرف گوش نمی‌دهد، کاری را که بارها درباره آن صحبت شده دوباره انجام می‌دهد، برای انجام کارهای ساده مقاومت می‌کند یا رفتارش به شکلی است که والد احساس می‌کند دیگر نمی‌داند باید چگونه با او برخورد کند.

در چنین شرایطی، اولین واکنش ممکن است سخت‌گیری بیشتر، تذکر مداوم یا تنبیه باشد. اما اگر دلیل رفتار را نشناسیم، ممکن است واکنش ما نه‌تنها مشکل را حل نکند، بلکه ناخواسته باعث ادامه آن شود.

برای برخورد صحیح با بدرفتاری کودکان باید از ظاهر رفتار عبور کنیم و ببینیم پشت آن چه هدف یا احساسی وجود دارد.

بدرفتاری کودکان چیست؟

هر رفتار ناخوشایندی که از کودک می‌بینیم الزاماً بدرفتاری نیست. بخشی از رفتارهای کودکان به سن، میزان رشد، توانایی کنترل هیجان و شرایطی که در آن قرار گرفته‌اند مربوط می‌شود.

اما وقتی یک رفتار نامناسب به شکل مکرر اتفاق می‌افتد و به الگویی برای ارتباط کودک با والدین تبدیل می‌شود، لازم است دقیق‌تر بررسی شود.

برای مثال، کودکی که یک بار فراموش کرده وسیله‌اش را جمع کند با کودکی که تقریباً هر روز کاری انجام می‌دهد تا والد مجبور شود چندین مرتبه به او تذکر دهد، در یک موقعیت قرار ندارند.

نکته مهم این است که فقط نپرسیم:

کودکم چه کار اشتباهی انجام داده است؟

بلکه بپرسیم:

بعد از انجام این کار چه اتفاقی برای او می‌افتد؟

آیا توجه بیشتری دریافت می‌کند؟

آیا والد وارد بحث و درگیری با او می‌شود؟

آیا در نهایت از انجام مسئولیتش خلاص می‌شود؟

آیا می‌تواند والدین را ناراحت کند؟

پاسخ این سؤال‌ها می‌تواند سرنخ مهمی برای شناخت علت بدرفتاری کودک باشد.

علت اصلی بدرفتاری کودکان چیست؟

نقش پدر و مادر در بدرفتاری کودکان

علت بدرفتاری کودکان چیست؟

یکی از مهم‌ترین نکات برای شناخت بدرفتاری کودکان این است که رفتار نامناسب معمولاً بدون هدف و نتیجه نیست.

گاهی کودک خودش هم آگاهانه نمی‌داند چرا رفتاری را تکرار می‌کند، اما تجربه به او آموخته است که این رفتار نتیجه‌ای برایش دارد.

در بررسی رفتار کودک می‌توان چهار هدف اصلی را در نظر گرفت:

جلب توجه، قدرت‌نمایی، انتقام‌جویی و عاجز جلوه دادن خود.

شناخت تفاوت این چهار مورد بسیار مهم است، زیرا برخوردی که برای یک کودک جلب‌توجه‌کننده مناسب است ممکن است برای کودکی که درگیر کشمکش قدرت است نتیجه مطلوبی نداشته باشد.

۱. جلب توجه؛ یکی از مهم‌ترین دلایل بدرفتاری کودکان

بعضی کودکان زمانی احساس تعلق و اهمیت می‌کنند که توجه دیگران را به خود جلب کنند.

این توجه الزاماً نباید مثبت باشد.

برای کودک ممکن است حتی تذکر مداوم، دعوا، اعتراض یا عصبانیت والد نیز بهتر از نادیده گرفته شدن باشد.

اینجاست که چرخه‌ای شکل می‌گیرد:

کودک رفتار نامناسبی انجام می‌دهد، والد واکنش نشان می‌دهد، کودک توجه دریافت می‌کند و پس از مدتی دوباره همان رفتار یا رفتاری مشابه را تکرار می‌کند.

والد تصور می‌کند:

«چرا با اینکه صد بار به او گفته‌ام، باز هم این کار را انجام می‌دهد؟»

اما شاید بخشی از پاسخ دقیقاً در همین «صد بار گفتن» باشد.

کودک ممکن است آموخته باشد که این رفتار، راه مطمئنی برای درگیر کردن والد با خودش است.

جلب توجه کودکان همیشه واضح نیست

رفتار جلب توجه لزوماً به شکل جیغ زدن یا شیطنت شدید ظاهر نمی‌شود.

گاهی کودک کاری را که می‌تواند خودش انجام دهد، انجام نمی‌دهد تا والد وارد عمل شود.

گاهی مرتب سؤال‌هایی می‌پرسد که جوابشان را می‌داند.

گاهی یک رفتار آزاردهنده کوچک را بارها تکرار می‌کند.

حتی فراموش کردن مداوم یک کار یا مسئولیت نیز در بعضی موقعیت‌ها می‌تواند باعث شود والد مرتب به کودک یادآوری کند و از این طریق توجه زیادی به او بدهد.

بنابراین باید الگوی رفتار را بررسی کرد، نه فقط یک اتفاق را.

چگونه بفهمیم هدف کودک جلب توجه است؟

یکی از راه‌های جالبی که برای تشخیص هدف رفتار مطرح می‌شود، بررسی احساس خود والد است.

وقتی رفتار کودک باعث می‌شود دائماً احساس کنید مزاحم کارتان شده، باید مرتب به او تذکر بدهید یا احساس کلافگی می‌کنید، می‌توانید احتمال جلب توجه را بررسی کنید.

این به معنای آن نیست که هر بار از رفتار فرزندتان کلافه شدید، حتماً هدف او جلب توجه است.

اما احساس شما یک سرنخ است.

حالا واکنش کودک را نیز بررسی کنید.

اگر به او تذکر می‌دهید و رفتار برای مدت کوتاهی متوقف می‌شود اما کمی بعد دوباره شروع می‌شود، احتمال جلب توجه بیشتر می‌شود.

زیرا کودک چیزی را که می‌خواسته دریافت کرده است: توجه شما.

🎯 فرزند شما واقعاً اعتماد‌به‌نفس پایینی دارد یا فقط از اشتباه کردن می‌ترسد؟

از کجا بفهمیم کودک برای جلب توجه بدرفتاری می‌کند؟

مقابله با بدرفتاری کودکان

با کودکی که برای جلب توجه بدرفتاری می‌کند چگونه برخورد کنیم؟

اشتباه بزرگ این است که نتیجه بگیریم:

«پس باید به بچه توجه نکنیم.»

مسئله کم کردن توجه به کودک نیست؛ مسئله این است که توجه در چه زمانی و برای چه رفتاری داده می‌شود.

کودک باید زمانی که رفتار مناسبی دارد نیز دیده شود.

اگر کودک ده دقیقه آرام بازی می‌کند و کسی متوجه او نیست اما به محض ایجاد سروصدا همه نگاه‌ها به سمت او می‌رود، ممکن است به مرور یاد بگیرد برای دیده شدن چه کاری مؤثرتر است.

پس توجه مثبت را فقط برای زمانی که مشکلی ایجاد شده ذخیره نکنید.

وقتی کودک همکاری می‌کند، مسئولیتش را انجام می‌دهد، با خواهر یا برادرش رفتار مناسبی دارد یا بدون تذکر کاری را انجام می‌دهد، همان زمان این رفتار را ببینید.

هدف این است که کودک به این نتیجه برسد:

برای دیده شدن لازم نیست بدرفتاری کنم.

۲. قدرت‌نمایی؛ وقتی بدرفتاری به جنگ قدرت تبدیل می‌شود

دومین هدفی که می‌تواند پشت بدرفتاری کودکان قرار داشته باشد، اعمال قدرت و قدرت‌نمایی است.

در این حالت، موضوع فقط انجام دادن یا ندادن یک کار نیست.

کودک ممکن است بخواهد نشان دهد:

«نمی‌توانید مرا مجبور کنید.»

برای مثال از کودک می‌خواهید اتاقش را مرتب کند.

می‌گوید:

«نمی‌کنم.»

شما دوباره دستور می‌دهید.

او مقاومت بیشتری می‌کند.

لحن شما جدی‌تر می‌شود.

کودک نیز سرسخت‌تر می‌شود.

چند دقیقه بعد دیگر موضوع اصلی مرتب کردن اتاق نیست. مسئله تبدیل شده به این سؤال:

«حرف چه کسی باید به کرسی بنشیند؟»

اینجاست که والد و کودک وارد جنگ قدرت می‌شوند.

نشانه‌های قدرت‌نمایی در کودک

یکی از نشانه‌های مهم، احساسی است که در والد ایجاد می‌شود.

ممکن است احساس کنید اقتدارتان زیر سؤال رفته است.

در ذهنتان می‌گویید:

«باید بفهمد حرف آخر را چه کسی می‌زند.»

یا:

«نمی‌گذارم این بچه برای من تعیین تکلیف کند.»

اگر چنین احساسی ایجاد شده است، قبل از ادامه بحث بررسی کنید که آیا مسئله از یک قانون ساده به رقابت قدرت تبدیل نشده است.

کودکی که هدفش قدرت‌نمایی است، ممکن است حتی بعد از برخورد والد نیز رفتار را ادامه دهد یا شکل دیگری از مقاومت را انتخاب کند.

در چنین موقعیتی، بیشتر کردن فشار همیشه نتیجه بهتری ندارد.

با قدرت‌نمایی کودک چه کنیم؟

اولین کار این است که از وارد شدن به مسابقه «چه کسی قوی‌تر است» خودداری کنیم.

این به معنای کنار گذاشتن قوانین نیست.

والد همچنان باید مرز داشته باشد؛ اما بین قاطعیت و درگیری قدرت تفاوت وجود دارد.

مثلاً اگر قرار است کودک کاری را انجام دهد، به جای چندین دقیقه بحث و تهدید، انتظار را واضح و کوتاه بیان کنید.

در مواردی که امکان انتخاب وجود دارد نیز می‌توانید به کودک حق انتخاب محدود بدهید.

مثلاً:

«اول وسایلت رو جمع می‌کنی یا اول لباس‌هات رو؟»

در هر دو حالت مسئولیت انجام می‌شود، اما کودک احساس می‌کند در نحوه انجام آن سهمی دارد.

۳. انتقام‌جویی؛ وقتی پشت رفتار کودک رنجش وجود دارد

نوع دیگری از بدرفتاری کودکان زمانی دیده می‌شود که کودک احساس آسیب، بی‌عدالتی یا رنجش دارد.

در این حالت ممکن است هدف رفتار، ناراحت کردن دیگران باشد.

کودک شاید نتواند به‌درستی بگوید:

«از تو ناراحتم.»

«احساس کردم من را دوست نداری.»

«فکر کردم حق من را نادیده گرفتی.»

بنابراین ممکن است احساس خود را با رفتار نشان دهد.

در این وضعیت، والد نیز معمولاً فقط عصبانی نمی‌شود؛ بلکه ممکن است احساس رنجش و دلخوری کند.

مثلاً با خودش بگوید:

«با این همه کاری که برایش انجام داده‌ام چرا باید چنین رفتاری با من داشته باشد؟»

همین احساس می‌تواند سرنخی باشد که پشت رفتار کودک، رنجش یا میل به تلافی وجود دارد.

برخورد با کودک انتقام‌جو چگونه باید باشد؟

اشتباه رایج این است که والد نیز مقابله‌به‌مثل کند.

کودک رفتار آزاردهنده‌ای انجام داده و والد می‌خواهد به او نشان دهد که نتیجه این کار چیست؛ بنابراین برخورد شدیدتری انجام می‌دهد.

اما اگر هدف کودک تلافی یک رنجش باشد، واکنش تلافی‌جویانه والد ممکن است چرخه را ادامه دهد.

در چنین شرایطی باید بین احساس کودک و رفتار کودک تفاوت بگذاریم.

کودک می‌تواند عصبانی یا ناراحت باشد، اما اجازه ندارد به دیگران آسیب بزند.

پس می‌توان هم‌زمان دو پیام داشت:

«می‌فهمم از این اتفاق ناراحت شدی.»

و:

«اما اجازه نداری به خاطر ناراحتی‌ات وسیله کسی رو خراب کنی.»

احساس پذیرفته می‌شود، ولی برای رفتار نامناسب مرز وجود دارد.

۴. عاجز جلوه دادن؛ وقتی کودک می‌گوید «من نمی‌توانم»

چهارمین هدف با سه مورد قبلی تفاوت مهمی دارد.

بعضی کودکان به مرور به این نتیجه می‌رسند که قادر به انجام بعضی کارها نیستند.

پیام رفتار آنها چیزی شبیه این است:

«از من انتظار نداشته باشید؛ من نمی‌توانم.»

ممکن است کودک قبل از اینکه واقعاً تلاش کند بگوید:

«بلد نیستم.»

«نمی‌تونم.»

«خیلی سخته.»

اگر والد نیز بلافاصله کار را به جای او انجام دهد، این الگو می‌تواند تقویت شود.

در چنین شرایطی، والد معمولاً احساس متفاوتی نسبت به سه حالت قبل دارد: ناامیدی و درماندگی.

احساس می‌کند هر کاری می‌کند نتیجه‌ای ندارد.

چگونه با احساس ناتوانی کودک برخورد کنیم؟

نباید انتظار داشته باشیم کودک ناگهان کاری را که از آن می‌ترسد یا در آن احساس ناتوانی دارد به‌طور کامل انجام دهد.

کار را کوچک کنید.

اگر انجام کامل یک مسئولیت برای او دشوار است، اجازه دهید ابتدا بخشی از آن را انجام دهد.

موفقیت‌های کوچک اهمیت دارند؛ زیرا کودک باید دوباره تجربه کند که توانایی انجام کار را دارد.

از طرف دیگر، انجام دادن همه کارها به جای کودک نیز می‌تواند پیام اشتباهی منتقل کند:

«واقعاً نمی‌توانی و باید من به جایت انجام دهم.»

کمک کنید، اما مسئولیت را کاملاً از او نگیرید.

⚠️ آیا روش‌های فعلی شما ناخواسته اعتماد‌به‌نفس کودک را سرکوب می‌کند؟

با کودک لجباز و حرف گوش نکن چگونه رفتار کنیم؟

راه حل بدرفتاری کودکان

احساس والدین؛ یک سرنخ مهم برای شناخت علت بدرفتاری

یکی از کاربردی‌ترین روش‌ها برای تشخیص هدف رفتار این است که والد قبل از واکنش، چند ثانیه خودش را بررسی کند.

اگر بیشتر احساس کلافگی و مزاحمت دارید، جلب توجه را بررسی کنید.

اگر احساس می‌کنید اقتدارتان به چالش کشیده شده، احتمال قدرت‌نمایی را در نظر بگیرید.

اگر احساس رنجش و دلخوری دارید، ببینید آیا کودک نیز احساس آسیب و میل به تلافی دارد.

اگر احساس ناامیدی و درماندگی می‌کنید، احتمال عاجز جلوه دادن و احساس ناتوانی کودک را بررسی کنید.

این روش قرار نیست تشخیص قطعی بدهد. هدف این است که والد به جای واکنش فوری، چند لحظه درباره دلیل رفتار فکر کند.

همین فاصله کوتاه می‌تواند جلوی بسیاری از برخوردهای اشتباه را بگیرد.

واکنش کودک بعد از برخورد شما هم مهم است

فقط احساس خودتان را بررسی نکنید. ببینید کودک پس از واکنش شما چه می‌کند.

این مرحله اطلاعات زیادی درباره علت بدرفتاری کودکان می‌دهد.

اگر پس از تذکر برای مدتی متوقف می‌شود و دوباره رفتار را شروع می‌کند، جلب توجه قابل بررسی است.

اگر با دستور شما مقاومت بیشتری نشان می‌دهد، ممکن است وارد کشمکش قدرت شده باشید.

اگر سعی می‌کند با رفتار یا کلام خود شما را بیشتر ناراحت کند، رنجش و انتقام‌جویی را بررسی کنید.

اگر عقب می‌کشد، تسلیم می‌شود و نشان می‌دهد که نمی‌تواند، ممکن است با احساس ناتوانی روبه‌رو باشید.

پس تشخیص رفتار فقط بر اساس یک نشانه انجام نمی‌شود.

احساس والد + واکنش کودک + الگوی تکرار رفتار را کنار هم قرار دهید.

آیا برخورد با همه فرزندان باید یکسان باشد؟

یکی از نکات مهم در تربیت کودکان این است که یک روش ثابت الزاماً برای همه فرزندان نتیجه یکسانی ندارد.

حتی دو کودک در یک خانواده ممکن است شخصیت، حساسیت‌ها و انگیزه‌های کاملاً متفاوتی داشته باشند.

رفتاری که برای فرزند اول مؤثر بوده ممکن است برای فرزند دوم نتیجه ندهد.

والدین گاهی می‌گویند:

«همین روش رو برای خواهرش انجام دادیم و خیلی خوب جواب داد.»

اما سؤال اصلی این نیست که روش قبلاً جواب داده یا نه؛ سؤال این است که آیا برای این کودک، در این سن و با این هدف رفتاری مناسب است؟

شناخت تفاوت‌های فردی بچه‌ها بخشی از تربیت مؤثر است.

نقش آرامش والدین در کاهش بدرفتاری کودکان

یکی از مهم‌ترین پیش‌نیازهای برخورد مناسب، حفظ آرامش است.

وقتی والد عصبانی است، احتمال اینکه واکنش او از روی هیجان باشد بیشتر می‌شود.

ممکن است فریاد بزند، تهدیدی کند که بعداً نمی‌تواند اجرا کند یا حرفی بزند که چند دقیقه بعد از گفتنش پشیمان شود.

از طرف دیگر، کودکان رفتار والدین را مشاهده می‌کنند.

اگر از کودک انتظار داریم هنگام عصبانیت خودش را کنترل کند اما خودمان در اولین اختلاف کنترل رفتارمان را از دست می‌دهیم، پیام متناقضی به او می‌دهیم.

آرامش به معنای کوتاه آمدن نیست.

می‌توان آرام بود و در عین حال قاطعانه گفت:

«این رفتار قابل قبول نیست.»

هماهنگی پدر و مادر چرا اهمیت دارد؟

اگر والدین درباره قوانین اصلی خانه دائماً یکدیگر را نقض کنند، کودک با مرزهای نامشخص روبه‌رو می‌شود.

مثلاً مادر رفتاری را ممنوع می‌کند و پدر بلافاصله اجازه انجام همان کار را می‌دهد؛ یا برعکس.

در چنین فضایی، کودک نمی‌داند قانون واقعی چیست.

همچنین اختلاف و مشاجره مداوم والدین در حضور کودک می‌تواند احساس آرامش و امنیت خانه را کاهش دهد.

قرار نیست والدین همیشه درباره همه چیز نظر یکسانی داشته باشند، اما بهتر است اختلاف‌های تربیتی را تا جای ممکن بدون تبدیل کردن کودک به طرف دعوا حل کنند.

تشویق را فقط به نتیجه نهایی محدود نکنید

یکی از روش‌های مؤثر در اصلاح بدرفتاری کودکان این است که رفتار مطلوب نیز دیده شود.

بسیاری از والدین هنگام رفتار مناسب کودک سکوت می‌کنند، اما هنگام اشتباه فوراً واکنش نشان می‌دهند.

در نتیجه بخش زیادی از توجه خانواده حول اشتباهات کودک شکل می‌گیرد.

تشویق باید مشخص باشد.

به جای:

«آفرین بچه خوب.»

می‌توانید بگویید:

«دیدم بدون اینکه بهت یادآوری کنم وسایلت رو جمع کردی.»

یا:

«با اینکه عصبانی بودی، این بار داد نزدی.»

در این حالت کودک دقیقاً متوجه می‌شود کدام رفتارش ارزشمند بوده است.

قبل از برخورد با بدرفتاری کودک این ۵ سؤال را از خودتان بپرسید

هنگامی که رفتار نامناسبی بارها تکرار می‌شود، قبل از تصمیم‌گیری این پنج سؤال کمک‌کننده‌اند:

  1. دقیقاً چه رفتاری مرا ناراحت کرده است؟
  2. این رفتار معمولاً در چه شرایطی اتفاق می‌افتد؟
  3. هنگام دیدن این رفتار چه احساسی پیدا می‌کنم؟
  4. بعد از واکنش من، کودک چه رفتاری نشان می‌دهد؟
  5. کودک از ادامه این رفتار چه چیزی به دست می‌آورد؟

پاسخ این سؤال‌ها کمک می‌کند به جای تمرکز روی ظاهر رفتار، الگوی آن را پیدا کنید.

اشتباهات رایج والدین هنگام برخورد با بدرفتاری کودکان

یکی از اشتباهات رایج، واکنش فوری از روی عصبانیت است. وقتی هنوز علت رفتار را نمی‌دانیم، ممکن است برخوردی انتخاب کنیم که مشکل را بیشتر کند.

اشتباه دیگر، توجه بیش از حد به رفتار نامناسب و کم‌توجهی به رفتار مطلوب است. اگر کودک فقط هنگام ایجاد مشکل مرکز توجه قرار بگیرد، ممکن است همان مسیر را برای دریافت توجه تکرار کند.

وارد شدن به جنگ قدرت نیز می‌تواند مسئله‌ای ساده را به رقابتی طولانی تبدیل کند.

از طرف دیگر، انجام دادن همه کارها به جای کودک مخصوصاً وقتی کودک مرتب می‌گوید «نمی‌توانم»، ممکن است احساس ناتوانی را در او تقویت کند.

همچنین بهتر است کودک را با عباراتی مثل «لجباز»، «بی‌ادب»، «تنبل» یا «بچه بد» تعریف نکنیم.

رفتار قابل اصلاح است؛ اما وقتی رفتار را به شخصیت کودک تبدیل می‌کنیم، پیام متفاوتی به او می‌دهیم.

به جای:

«تو خیلی لجبازی.»

بگویید:

«اینکه بعد از چند بار درخواست هنوز این کار رو انجام نمی‌دی، مشکلیه که باید حلش کنیم.»

بهترین روش برخورد با بدرفتاری کودکان چیست؟

هیچ جمله جادویی یا یک روش واحدی برای تمام کودکان وجود ندارد.

روش برخورد باید با هدف رفتار هماهنگ باشد.

اگر کودک دنبال جلب توجه است، توجه مثبت به رفتارهای مناسب را افزایش دهید و مراقب باشید با واکنش‌های طولانی، رفتار نامناسب را به مسیر اصلی دریافت توجه تبدیل نکنید.

اگر وارد قدرت‌نمایی شده، از کشمکش و رقابت مستقیم فاصله بگیرید و در عین حفظ مرزها، در موارد ممکن حق انتخاب محدود بدهید.

اگر رفتار از رنجش و میل به انتقام ناشی می‌شود، ابتدا احساس پشت رفتار را بشناسید و بعد مرز رفتار را مشخص کنید.

اگر کودک خودش را عاجز نشان می‌دهد، کارها را به مراحل کوچک‌تر تقسیم کنید و فرصت تجربه موفقیت را از او نگیرید.

اصل مشترک در تمام این موقعیت‌ها این است:

اول علت را بشناسید، بعد واکنش نشان دهید.

جمع‌بندی

برای اصلاح بدرفتاری کودکان فقط دانستن اینکه کودک چه کار اشتباهی انجام داده کافی نیست. باید بفهمیم چرا این رفتار تکرار می‌شود و کودک از آن چه نتیجه‌ای می‌گیرد.

جلب توجه، قدرت‌نمایی، انتقام‌جویی و عاجز جلوه دادن خود چهار هدف مهمی هستند که می‌توان هنگام بررسی رفتار کودک در نظر گرفت.

احساس والد نیز می‌تواند سرنخ بدهد: کلافگی ممکن است ما را به بررسی جلب توجه هدایت کند، احساس به چالش کشیده شدن به قدرت‌نمایی، رنجش به انتقام‌جویی و درماندگی به احساس ناتوانی کودک.

با این حال، هدف صرفاً تشخیص نیست. بعد از شناخت علت باید نوع برخورد نیز تغییر کند.

کودکی که برای توجه بدرفتاری می‌کند به توجه مثبت در زمان درست نیاز دارد. کودکی که وارد جنگ قدرت شده نباید هر بار با یک جنگ بزرگ‌تر روبه‌رو شود. کودکی که رنجیده است نیاز دارد احساسش دیده شود، بدون اینکه رفتار آسیب‌زننده او پذیرفته شود. کودکی هم که خودش را ناتوان می‌بیند باید فرصت تجربه موفقیت داشته باشد.

بنابراین هنگام مواجهه با بدرفتاری کودکان به جای اینکه فقط بپرسیم «چطور این رفتار را متوقف کنم؟»، سؤال دقیق‌تری مطرح کنیم:

«هدف این رفتار چیست و من چگونه می‌توانم بدون تقویت رفتار اشتباه، پاسخ مناسبی به نیاز پشت آن بدهم؟»


نویسنده: زهرا صفائی Zahra Safaei

⚠️ آیا روش‌های فعلی شما ناخواسته اعتماد‌به‌نفس کودک را سرکوب می‌کند؟

علت اصلی بدرفتاری کودکان چیست؟

برای همه کودکان یک علت واحد وجود ندارد. جلب توجه، قدرت‌نمایی، انتقام‌جویی و عاجز جلوه دادن خود از اهداف مهمی هستند که می‌توانند پشت رفتار نامناسب کودک قرار داشته باشند. شرایط خانوادگی، سن و ویژگی‌های فردی کودک نیز در تحلیل رفتار اهمیت دارند.

از کجا بفهمیم کودک برای جلب توجه بدرفتاری می‌کند؟

اگر کودک با انجام یک رفتار باعث می‌شود مرتب به او تذکر بدهید و پس از دریافت توجه برای مدتی رفتار را متوقف می‌کند اما دوباره آن را تکرار می‌کند، جلب توجه یکی از احتمالات قابل بررسی است.

با کودک لجباز و حرف گوش نکن چگونه رفتار کنیم؟

ابتدا باید مشخص شود چیزی که لجبازی نامیده می‌شود با چه هدفی انجام می‌شود. اگر مسئله به جنگ قدرت تبدیل شده، دستور و تهدید بیشتر ممکن است مقاومت را افزایش دهد. مرز روشن، پرهیز از بحث طولانی و دادن حق انتخاب محدود در موارد ممکن می‌تواند برخورد مناسب‌تری باشد.

آیا بی‌توجهی به بدرفتاری کودکان روش درستی است؟

برای همه رفتارها خیر. هدف این نیست که خود کودک نادیده گرفته شود. در برخی رفتارهای خفیف جلب توجه، کاهش توجه به رفتار نامناسب و افزایش توجه به رفتار مطلوب می‌تواند مفید باشد. رفتارهای آسیب‌زننده یا خطرناک نباید نادیده گرفته شوند.

چرا کودک با وجود تذکرهای زیاد باز هم همان کار را انجام می‌دهد؟

گاهی خود تذکرهای مکرر بخشی از نتیجه‌ای هستند که کودک از رفتار دریافت می‌کند. برای مثال اگر هدف او جلب توجه باشد، بحث و تذکر طولانی ممکن است همان توجه موردنظر را فراهم کند.

آیا باید با همه فرزندان یک روش تربیتی داشت؟

خیر. کودکان حتی در یک خانواده می‌توانند ویژگی‌های شخصیتی، حساسیت‌ها و انگیزه‌های متفاوتی داشته باشند. روشی که برای یک فرزند نتیجه داده الزاماً برای فرزند دیگر مناسب نیست.

هنگام بدرفتاری کودک اول چه کار کنیم؟

قبل از واکنش، رفتار را دقیق تعریف کنید، احساس خودتان را بررسی کنید و ببینید کودک بعد از واکنش شما چه می‌کند. سپس بررسی کنید آیا هدف رفتار جلب توجه، قدرت‌نمایی، انتقام‌جویی یا نشان دادن ناتوانی است.
MOHAMMAD MEHDI
zaman vaziri

مطالب مرتبط :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ایتا
بله
گفتگو آنلاین
پشتیبانی و گفتگو آنلاین
بله
بله
ایتا
ایتا
ورود به حساب کاربری

وب سایت استاد محمد مهدی زمان وزیری