برچسب: سئوالات کودکان

  • چگونه کجنکاوی کودکان را هدایت کنیم؟

    کنجکاوی کودک باعث رشد عقلانی و شناخت او از دنیای اطرافش می شود.

    برای این‌که عقلانیت و منطق در کودک شکل بگیرد لازم است سوال بپرسد و سئوال تبدیل به کنجکاوی کودک شود. عدم کنجکاوی کودک باعث می شود که سوال نپرسد در نتیجه دنیای پیرامونش را هم نمی‌تواند خوب بشناسد؛ منطق و عقلانیتش هم درست شکل نمی‌گیرد و فکرش، خلاق و نقاد نمی‌شود.

    از طریق کنجکاوی کودک ، دو تفکر در کودک ، فعال و تقویت می‌شود. یکی، تفکر خلاق است ؛ یعنی این‌که فرد بتواند از امکانات موجود ، تحلیل و نتیجه‌ی درستی ارایه بدهد؛ دیگری، تفکر نقاد است . در واقع کنجکاوی کودک نباید این حس را در او به وجود آورد که سوال کردن ، نشانه ضعف است.

    پرورش این دو نوع تفکر در کودکان، موجب می‌شود که در آینده، وقتی آن‌ها در موقعیت‌های نامناسب، مثل پیشنهادهای ناسالم، قرار بگیرند؛ بلافاصله، کنجکاوی کودک باعث ایجاد سوال در ذهنشان شود و جنبه‌های مختلف آن پیشنهاد را بررسی و تحلیل کنند؛ سپس تصمیم درست را بگیرند. هم‌چنین، کنجکاوی کودک و تقویت تفکر خلاق و نقاد ، موجب رشد مسئولیت‌پذیری رفتاری در کودک می‌شود و می‌تواند از آسیب‌های اجتماعی آینده، پیش‌گیری کند.

    کنجکاوی کودک - محمد مهدی زمان وزیری
    کنجکاوی کودکان – محمد مهدی زمان وزیری

    وقتی پاسخ ما به کنجکاوی کودک و سوال او ، جامع و مانع نباشد؛ منجر به سوالات مکرر و مشابه کودک می‌شود.

    برای مثال، اگر در جواب این کنجکاوی کودک که می پرسد «گربه» چه شکلی است؟ بگوییم «یک حیوان پشمالوی چهار دست و پا»، کودک، هر حیوان چهار دست و پای پشمالو را «گربه» تصور می‌کند و می‌پرسد: این گربه است؟ اما اگر تعریف‌مان جامع و مانع باشد؛ یعنی ویژگی‌های گربه را شامل شود و مانع از تداخل با موارد مشابه باشد؛ از سوالات تکراری و اضافه‌ی کودک، جلوگیری می‌شود. علاوه بر این، اگر برای کنجکاوی کودک و پاسخ سوالات انتزاعی و ، مثل «خدا کیست؟» پاسخ درستی ندهیم؛ یا پاسخ ما، متناسب با سن کودک نباشد؛ بر اثر پاسخ ناقص ما، درک مسئله برای او مشکل می‌شود.

    هرگاه مفهوم و موضوعی در ذهن کودک کنجکاو ، ناقص باشد و کنجکاوی کودک را برطرف نکند منجر به سوالات مکرر او می‌شود. گاهی هم پیش می‌آید که ما پاسخ مناسب و جامع و مانع به کودک داده‌ایم؛ اما باز هم کنجکاوی کودک ادامه ادارد و به طور مکرر، سوال می‌کند؛ این رفتار کودک، نشان‌دهنده‌ی توجه‌طلبی اوست که آن هم، راه حل خودش را دارد. ما باید در مواقع لازم، توجه مناسب و کافی به کودک داشته باشیم. پاسخ، باید صحیح و متناسب با سن کودک باشد؛ مطلب را به طور عینی و با کمک تصویر، به او نشان دهیم و در آخر، از خود او بخواهیم که هرچه متوجه شده است را توضیح دهد؛ خیلی وقت‌ها اگر خود کودک، مطلب را توضیح دهد؛ سوالاتش کم یا قطع می‌شود.

    پاسخ ما و جملاتی که هنگام کنجکاوی کودک در مورد موضوعات مختلف استفاده می‌کنیم؛ باید متناسب با رشد شناختی کودک باشد تا کمک کننده باشد.

    دادن توضیح اضافی و حاشیه‌پردازی هنگام کنجکاوی کودک در موضوعات ختلف ، کمکی در فهم مطلب، به کودک نمی‌کند؛ بنابراین ما باید ابتدا، سطح رشد شناختی کودک‌مان را بدانیم؛ سپس می‌توانیم سوال را به خودش برگردانیم و بپرسیم؛ تو چگونه فکر می‌کنی؟ به این دلیل که کودک کنجکاو ، حتما در ذهنش، راجع به موضوع مورد سوال، پیش زمینه و ذهنیتی دارد؛ اگر هیچ تفکری در مورد آن موضوع، نداشته باشد؛ اصلا سوال برایش پیش نمی‌آید و کنجکاوی کودک بی معنی میشود.

    مشارکت دادن کودک در یافتن سوالاتش موجب پرورش خلاقبت و تفکر نقاد وی می شود.

    وقتی پاسخ سوالی را هنگام کنجکاوی کودک نمی‌دانیم؛ باید بگوییم؛ فعلا جواب را نمی‌دانم ولی به دنبال یافتن پاسخش می‌روم. می‌توانیم با مشارکت کودک، به دنبال پاسخ سوالی که سبب کنجکاوی کودک شده است در کتاب، مجله یا اینترنت بگردیم؛ یا کتاب، بروشور و منبع و متن مورد نظر را به کودک کنجکاو  بدهیم و از او بخواهیم آن را مطالعه کند و بعد با هم راجع به آن صحبت کنیم. این راه، نحوه‌ی پاسخ‌یابی و تحقیق برای یافتن پاسخ سوال‌ها را به کودک یاد می‌دهد. علاوه بر این، موجب پرورش خلاقیت و تفکر نقاد کودک و بالا رفتن مهارت و دانش وی می‌شود؛ ضمن این‌که کودک با روند پیدایش سوال، تحقیق، تحلیل و ارزیابی کردن پاسخ‌های موجود برای سوال مورد نظرش، آَشنا می‌شود.

     

    چگونه می‌توانیم کنجکاوی کودکان را پرورش دهیم و در مسیر درست، هدایت کنیم؟

    برای تقویت کنجکاوی کودک و هدایت صحیح آن ، چند کار باید انجام دهیم :

    • ابتدا باید به کودک برای برقراری درست ارتباط، آموزش دهیم. به او بفهمانیم که پاسخ به سوالات در برخی شرایط، امکان‌پذیر نیست؛ تا اگر در شرایطی قادر به پاسخ‌گویی به سوالاتش و رفع حس کنجکاوی کودک نبودیم؛ مطلب را درک کرده و بپذیرد؛ نه این‌که موجب سرخوردگی و گوشه‌گیری او بشود.

     

    • در پاسخ به برخی سوالات ، لازم است؛ قوانین مربوط به آن را به کودک آموزش دهیم. قوانین باید به صورت جزیی به کودک آموزش داده شوند؛ از کلی‌گویی بپرهیزیم؛ برای مثال در مسئله کنجکاوی کودک در مورد کبریت، نباید به طور کلی، بگوییم، تو نباید به کبریت دست بزنی بلکه باید موارد استفاده از آن و چگونگی استفاده را برای کودک توضیح دهیم؛ سپس بگوییم که از یک سن خاص، می‌تواند به کبریت دست بزند و در حال حاضر، فقط می‌تواند با حضور بزرگ‌ترها و برای موارد خاصی، از کبریت استفاده کند و شرایط انجام این کار را هم برای او فراهم کنیم.

     

    • هیچ‌گاه نباید کودک را از سوال پرسیدن، منع کنیم. وظیفه‌ی والدین، این است که سوالات کودک‌شان را تبدیل به کنکجاوی نمایند، مگر در مواردی که بدانند دلیل‌ سوال پرسیدن کودک، چیز دیگری، مثل جلب توجه است. این مشکل را هم باید از راه‌های خاص خودش، برطرف کنند. هم‌چنین برای رشد کنجکاوی کودک ، باید به کودک یاد دهیم که خودش هم در یافتن پاسخ سوال‌هایش، مشارکت داشته باشد.

     

    • راه بعدی برای رشد کنجکاوی کودک و هدایت درست آن، این است که وقتی پاسخ سوالی را به کودک گفتیم؛ بعد از گذشت مدتی، درباره‌ی آن دوباره با کودک صحبت کنیم؛ در واقع، پی‌گیری کنیم که آیا مطلب، در ذهنش باقی مانده است و در صورت لازم، دوباره آن‌را تکرار کنیم. گاهی ممکن است کودک، منظور ما را درست درک نکرده باشد؛ با این بررسی مجدد، ما متوجه اشکال و اشتباه پیش آمده می‌شویم و آن‌را تصحیح می‌کنیم تا کودک، مطلبی را به اشتباه یاد نگیرد.

     

    والدین باید آمادگی و حوصله‌ی کنجکاوی کودکان و سوالات بی‌شمار آن ها را داشته باشند.

    اگر والدین حوصله‌ی پاسخ دادن به سوالات کودک‌شان را نداشته باشند و پاسخ مناسب را به او ندهند؛ بخش زیادی از کنجکاوی کودک و در نتیجه، خلاقیت کودک را متوقف می‌کنند. کودک هم چون به پرسش‌گری و یافتن پاسخ برای سوالاتش و رفع ننیاز دارد؛ برای یافتن پاسخ سوالاتش به دنبال منابع دیگری مثل گروه هم‌سالان خود، می‌رود. گروه هم‌سالان هم معمولا پاسخ صحیح و مناسبی به کنجکاوی کودک نمی‌دهند و این مسئله می‌تواند آسیب‌ جدی به کودکان بزند. بنابراین باید والدین، خودشان این وظیفه را به درستی انجام دهند.

     

    من ( محمد مهدی زمان وزیری) تکنیک های کاربردی را در خصوص کنجکاوی کودکان و مسائل آن در کارگاه تکنیک‌های تقویت کنجکاوی در کودکان مطرح نمودم که می توانید آن را تهیه نموده و از آن استفاده نمایید.

    از تربیت فرزند خود لذت ببرید.

    دوستدار شما : محمد مهدی زمان وزیری

  • پرسشگری کودکان

    والدین برای پرسشگری کودک باید برنامه داشته باشند.

    یکی از مهارت‌ های اساسی در پروسه توانمند سازی کودکان ، مهارت حل مساله است و بی تردید طرح پرسش‌ های مناسب، شاه کلید حل مسائل است. لذا بهترین راه حل یک مساله این است که اول به سوالات بهتری برسیم. همچنین سوالات قسمت حیاتی ارتباطات هستند، ولی نقش آنها در تفکر همیشه آشکار نیست. این جاست که مهارت‌ های تفکر پرسشی می‌تواند گرانبها باشد و والدین برای پرسشگری کودک باید برنامه داشته باشند. سوالات قسمت حیاتی ارتباطات هستند و اگر روحیه پرسشگری کودک را در فرزندان مان تقویت نماییم، طبیعتا می توانیم کمک شایانی در رشد و شکوفایی ذهن او داشته باشیم.

    نتایج عالی از سوالات عالی آغاز می‌شود. جوزف ادواردز

     

    از جمله فوایدی که می‌توان برای تقویت پرسشگری و به طور خاص پرسشگری کودک برشمرد این موارد هستند:

    درگیری فکر و ذهن، فهم ضعف‌ ها، جمع بندی فکر، تشخیص راه درست، روشن شدن ذهن، ارتباط بهتر با دیگران، کسب تجربه، یادگیری، زندگی بهتر، یافتن راهکارهای جدید، حل مشکل، منطقی شدن، تمرین استدلال، کاهش اشتباهات، به تصمیمات قاطع دست یافتن، افزایش دانش و آگاهی، مقایسه بین روش‌ها و راهکارها.

    اما در مقابل فواید پرسشگری ، آسیب های عدم پرسشگری کودک مطرح هست که عبارتند از:

    پرسشگر نبودن کودک درگیری ذهنی بیشتری برای او ایجاد می‌کند، سوالات ذهنی باقی می‌ماند، طرح نکردن پرسش، فشار و استرس زیادی به کودک وارد می‌کند و همینطور دست نیافتن به راه حل‌های بهتر از آسیب های عدم پرسشگری کودک می باشد.

     

    در ادامه مطلب اشتباهات مادران در خصوص پرسشگری فرزندان شان را ارائه می‌دهم، جالب است بدانید اینها کارهای روزمره‌ی والدین هستند ولی بعد از آموزش تقویت روحیه پرسشگری در کودکان شان ، متوجه می‌شوند که ر فتارهای اشتباهی با فرزندان خود داشته‌اند.

    1. به سوالات پسرم اهمیت ندادم و خوب گوش نکردم حتی به وجود و حضور پسرم توجهی نکردم. ( المیرامیرغفاری )
    2. برای فرزندانم وقت نمی گذارم و زمان کمی را برای بازی کردن با صرف می کنم.( المیرا میرغفاری )
    3. گاهی اوقات از پرسیدن سوال تکراری فرزندم تا حدودی عصبانی می شدم ولی هم اکنون که جواب یکی ازسوالاتش را که واقعا نمی دانم می خواهم لطفا راهنمایی کنید چگونه به او پاسخ دهم. مثلا وقتی داستان برایش تعریف می کنم می گویم یکی بود یکی نبود میگه چرا یکی نبود؟ سوالاتش را با سوال جواب دادم و نظر خود او را هم پرسیدم خود او هم نمی دانست. به نظر شما چه جوابی بدهم بهتر است؟ اینکه کودک باید بداند که چه موقع کجا و چه طور چه سوالی را از چه کسی بپرسد را در قالب یک مثال لطفا توضیح بیشتر بدهید. ( زینب مثنوی خوان )
    4. نسبت به سوالات کودکم بی توجه بودم.( لیداقلی زاده )
    5. به سوالات فرزندم جواب های بی معنی می دادم. ( لیداقلی زاده )
    6. به سوالاتش می خندیدم و در جمع مطرح می کردم. ( لیداقلی زاده )
    7. در قبال سوالی که بزرگتر از سنش بود عصبانی می شدم چون می ترسیدم. ( لیداقلی زاده )
    8. اگر فرزندم سوالاتی درمورد بدنش می پرسید و کنجکاوی می کرد او را دعوا و تهدید می کردم مثلا می گفتم صبح از خواب بلند میشی می بینی نیست. ( لیداقلی زاده )

    9. پرسشگری فرزندم را تقویت نمی کردم اصلا نمی دانستم که باید تقویت شود. ( لیداقلی زاده )

    10. . هنگام پرسش های زیاذ فرزندم عصبانی می شدم. ( معصومه مهرانی ) .
    11. .توجه نکردن به پرسش های فرزندم (معصومه مهرانی)
    12. در بعضی مواقع جوابی برای پرسشهای فرزندم ندارم. ( معصومه مهرانی )
    13. گاهی بعد از چند سوال و  جواب دادن فرزندم کم می آورم و با لحن تند میگویم کافیه. اصلا من دیگه نمی تونم جوابت رو بدم .( مریم علیزاده )
    14. گاهی جریان زیاد سوال پرسیدن فرزندم را در حضور خودش برای مادرم تعریف می کنم که متوجه میشم حساس و ناراحت شده است. (مریم علیزاده )
    15. پسرم خیلی کنجکاو است و خیلی سوال می پرسد. من سعی می کنم تا جایی که می توانم جواب سوالاتش را بدهم ولی وقتی از پدرش سوال می پرسد ایشان استقبال نمی کنند و مشکل بزرگی که وجود دارد پدرش اصلا با پسرم جور نیست به همین دلیل پسرم بیشتر سوالاتش را با من مطرح می کند و همیشه می گوید بابا به حرف های من گوش نمی دهد. ( زمانیان )
    16. گاهی به او بی اعتنایی می کردم و این موضوع باعث ناراحتی او هم میشد. (زینب احسانی)
    17. از پرسیدن سوالات زیاد فرزندم عصبانی می شدم و بعضی وقتها برای اینکه او را اذیت نکنم با عصبانیتم از کنارش می رفتم .( زینب احسانی )
    18. شاید اشتباه دیگرم این بود که راجع به بعضی چیزها بارها برایش توضیح می دادم. ( زینب احسانی )
    19. سریع پاسخ دادن به سوالات فرزندم ( زهرا کریمی شیرودی )
    20. عصبانی شدن و داد زدن هنگام پرسیدن سوال فرزندم ( زهرا کریمی شیرودی )
    21. بعضی وقتها به سوالات پسرم اهمیت نمی دادم. ( زهرا کریمی شیرودی )
    22. شاید در اختیار قرار دادن وسایلی که از آنها سوال می پرسید ( زهرا کریمی شیرودی )

    23. خندیدن به بعضی سوالات بزرگتر از سن فرزندم. ( زهرا کریمی شیرودی )

    24. توضیح کامل دادن در جواب سوالات فرزندم. ( زهرا کریمی شیرودی )
    25. دقیقا مطمئن نیستم که روش خودم اشتباه بوده، چون وقتی مستقیم از فرزندم می خواهم که سوال نکند، می پذیرد و دیگر سوال نمی کند ولی هنوز نمی دانم جواب کامل و درست دادن در این سن هنگام پرسشگری کودک کار درستی است یا فقط وقت الکی صرف کرده ام؟ (فرنوش حسینی)
    26. با توجه به آموزش ها فکر می کنم باید فرزندم را مجبور به فکر کردن می کردم و از او می خواستم نظر خودش را بدهد و یا بگوید او چه فکر می کند؟ ( فرنوش حسینی )
    27. چون مشغول کارهای خانه هستم هنگامی که سوال می پرسید یا جوابش را نمی دادم یا سریعا جوابش را می دادم و حواسش را از موضوع پرت می کردم که به کارهایم برسم. ( مونا تهرانی )
    28. هنگام بازی کردن وقتی در حال کشف کاری بود یا سوالی برایش پیش می آمد من اجازه کشف و تجربه را نمی دادم و می گفتم نه این جوری درست نیست باید این جوری باشه. ( مونا تهرانی )
    29. چون در مقابل بعضی از پرسش های کودکم اطلاعات کافی نداشتم جواب بعضی از آنها را نمی دادم. ( مونا تهرانی )
    30. توجه کمی به پرسش های کودکم می کردم .(نرگس کار دان)
    31. رو در رو به فرزندم نگاه نمی کردم .(نرگس کاردان)
    32. به کودک چطور و کجا و چه موقع و چه نوع سوال پرسیدن را آموزش ندادم. ( نرگس کاردان )

    33. به پرسشگری کودک برای تبدیل آن به کنجکاوی توجه نداشته ام. ( نرگس کاردان )

    34. از اینکه او همیشه سوالاتش را از من می پرسد عصبانی می شدم و می گفتم که از پدرش نیز بخواهد که به سوالاتش جواب دهد. ( فاطمه دلیر )
    35. صبر وحوصله نداشتم که به سوالات پی در پی فرزندم جواب دهم. ( فاطمه دلیر )
    36. عصبانیت موقع سوال کردن، تکرار جمله من نمی دانم، هدایت به سمت کسی دیگر برای گرفتن جواب سوالش و دعوت دخترم به سکوت کردن موقع خواندن داستان تا در ادامه مطلب به جواب سوالاتش برسد. ( خدیجه احمدی )
    37. فرزندم از همه سوال می کند. ( خدیجه جمشیدی )
    38. از سوالات فرزندم تعجب کردم و پاسخ دادم ولی مسخره نکردم. ( خدیجه جمشیدی )
    39. به پرسش های فرزندم گوش می دادم ولی رو در رو به او نگاه نمی کردم و جواب می دادم. ( خدیجه جمشیدی )

    40. تهدید و توهین و بی اعتنایی و دادن القاب منفی به کودکم را هنگام سوال پرسیدنش انجام دادم . ( خدیجه جمشیدی )

    41. با بازی اش گوش می کردم و فقط می گفتم که کجاش اشتباه است این کار را نکن. ( خدیجه جمشیدی )
    42. اشتباهی که تا حالا انجام دادم جواب ندادن سوال فرزندم به خاطر صحبت کردن با دیگران و موکول کردن آن به وقت دیگر که باعث فراموش شدن سوال فرزندم شده است. (سعیده یزدی)
    43. من نباید در مقابل سوال نابجای فرزندم عصبانی می شدم و باید خونسرد می بودم و باید سعی می کردم با توجه به فهم و شعور و سن کودکم پاسخی مناسب پیدا می کردم و به او می دادم نه اینکه عصبانی بشوم و فرزندم را به خاطر سوال نابجای خود تنبیه می کردم حتی اگر چندین بار سوالات خود را تکرار می کرد. ( فرزانه فرزین )

    44. اشتباهاتی که در این کارگاه به آن پی بردم این بود که نباید زود به سوالات فرزندم پاسخ دهم و با حوصله به سوالاتش با توجه به سنش پاسخ دهم. ( فرزانه فرزین )

    45. هنگام پاسخگویی به پرسشها و سوالات فرزندم با توجه به مشغله فراوان و امور خارج و داخل منزل، قبلا پاسخ کاملی ارائه نمی شد ولی با راهنمایی های جنابعالی فرصت سوال و پرسشگری به فرزندم می دهم و تا حد امکان پاسخگوی او هستم. ( فزرانه انجیله )
    46. وقتی فرزندم سوالی دارد اگر بیکار باشم جواب می دهم ولی اگر وقت نداشته باشم و یا با دیگران در حال صحبت باشم، داد زده و می گویم صحبت ما که تمام شد شما سوال کن و وقتی عصبانی می شود تسلیم شده و اول به صحبت و سوال او توجه می کنیم. در بعضی مواقع سوال او را در جمع مطرح کرده و می خندیدیم که چگونه این سوال به ذهن او رسیده است. ( اعظم همرنگ )
    47. به دلیل اینکه فکر می کردم پسرم خودش باید پرسش کردن را آغاز کند کار خاصی انجام نمی دادم و حتی قادر به پر کردن این بخش نبودم. ( شادی هورا )
    48. قبل از آموزش فرصت زیادی به فرزندم برای پرسشگری نمی دادم و با سوال او سریع پاسخش را می دادم. به سوال او خوب گوش می کردم ولی اگر نگاهش هم نمی کردم برایم مهم نبود. ( فاطمه مرتضوی )

    49. هنگام پرسشگری کودک سوالاتی را که به نظرم بی مزه بود را اهمیت نمی دادم . ( منیژه سادات مشعشعی )

    50. .وقتی بی حوصله بودم به سوالات فرزندم جواب نمی دادم و سکوت می کردم . ( منیژه سادات مشعشعی )
    51. .سکوت در برابر پرسشگری کودک و سوالات فرزندم و پرت کردن حواسش به جای اینکه به فکر بیندازشم و حس کنجکاوی را در او تقویت کنم. ( نفیسه چراغعلی )
    52. از کلمه نمی دونم استفاده می کردم که باعث عصبانی شدن دخترم میشد . هنوز نتوانستم یادش بدم که کجا و چطور چه سوالی را از چه کسی بپرسد. باید با بیان داستانها و در قالب بازی موقعیت های سوال پرسیدن را به کودک آموزش داد. ( نفیسه چراغعلی )
    53. از سوالات و حرکاتی که پشت سر هم و پی در پی انجام می داد و می پرسید کلافه و عصبی می شدم .  اهدافم را نمی دانستم و تلاش کافی نداشتم. ( فهیمه قربانی )

    من در کارگاه تکنیک‌های برخورد با پرسشگری کودک تکنیک هایی کاربردی را ارائه داده ام تا شما با استفاده از آن بتوانید پرسشگری را در فرزند خودتان تقویت نمایید.

     

    از تربیت فرزند خود لذت ببرید.
    دوستدار شما: محمد مهدی زمان وزیری